تبلیغات
سردار شهید حسین دهنوی - یک داستان ازحضرت زهراص

یک داستان از حضرت فاطمه زهرا(س) :

پایه تخت و انگشتر بهشتى
روزى حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها از پدر خود، رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله تقاضاى یك انگشتر نمود؟
پیامبر اسلام به دخترش فرمود: آیا مى خواهى تو را به چیزى كه از انگشتر بهتر است ، راهنمائى كنم ؟
هر موقع كه نماز شب را خواندى ، خواسته خود را از خداوند در خواست نما كه برآورده خواهد شد.
پس چون حضرت زهراء سلام اللّه علیها حاجت خود را از خداوند متعال طلب كرد، ندائى شنید:
اى فاطمه ! آنچه مى خواستى برآورده شد و هم اكنون زیر سجّاده جانماز مى باشد.
حضرت زهراء سلام اللّه علیها، سجّاده را بلند نمود و انگشترى از یاقوت زیر آن بود؛ برداشت و بسیار خوشحال گشت و خوابید.
در خواب دید كه وارد بهشت شده است و سه ساختمان قصر زیبا، حضرت را جلب توجّه كرد؛ لذا سؤ ال نمود كه این قصرها براى كیست ؟
پاسخ شنید: براى فاطمه ، دختر محمّد صلّلى اللّه علیه و آله مى باشد، حضرت داخل یكى از آن قصرها شد كه بسیار مجهّز و زیبا بود، در این ، بین چشمش به تختى افتاد كه سه پایه داشت ، سؤ ال نمود: چرا این تخت سه پایه دارد؟
گفته شد: چون صاحبش از خداوند انگشترى خواست ؛ پس یكى از پایه هاى این تخت براى او انگشترى ساخته شد.
چون صبح شد، حضور پدرش رسول خدا آمد و جریان خوابش را بیان نمود، حضرت رسول صلّلى اللّه علیه و آله فرمود: فاطمه جان ! دنیا براى شما و پیروان شما آفریده نشده است ؛ بلكه آخرت براى شماها خواهد بود و بهشت وعده گاه ما و شما مى باشد.
و سپس افزود: این دنیا ارزشى ندارد، بى وفا و از بین رفتنى است و غرورآور و فریبنده خواهد بود.
هنگامى كه حضرت زهراء سلام اللّه علیها به منزل خویش آمد، آن انگشتر را زیر جانمازش نهاد و از آن منصرف گردید.
و چون شب فرا رسید خوابید، در خواب دید كه وارد بهشت شده است و همین كه عبورش در آن قصر به همان تخت افتاد، دید كه بر چهار پایه استوار گشته است ، وقتى علّت را جویا شد.
گفتند: صاحبش انگشتر را برگردانید و تخت به همان حالت اوّلیّه خود چهار پایه بازگشت






طبقه بندی: بصیرت، مذهبی، خاطرات،
برچسب ها: یک داستان ازحضرت زهراص،

تاریخ : شنبه 5 اسفند 1396 | 09:20 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات

  • تیم بلاگ | زیبا مد | سبزک