طبقه بندی: بصیرت،
برچسب ها: به نام خدا،

تاریخ : پنجشنبه 10 دی 1394 | 11:39 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات

  نتیجه تصویری برای روز دحو الارض   فضیلت شب و روز دحوالارض و اعمال آن

متن عربی متن ترجمه
شب بیست وپنجم: شب دحو الارض است، یعنى پهن شدن زمین از زیر كعبه به روى آب، و از شبهاى بسیار شریف است كه رحمت خدا در آن نازل میشود، و قیام به عبادت د رآن اجر بسیار دارد، و از حسن بن على وشّاء روایت شده كه گفته: من كودك بودم كه با پدرم در شب بیست وپنجم ماه ذو القعده، در خدمت حضرت رضا علیه السّلام شام خوردیم، حضرت فرمود امشب حضرت ابراهیم و حضرت عیسى علیهما السلام متولّد شده اند، و زمین از زیر كعبه پهن شده، پس هركه روزش را روزه بدارد، چنان است كه شصت ماه روزه داشته باشد، و در روایت دیگر است كه فرمود: در این روز حضرت قائم (عج) قیام خواهد كرد.
روز بیست وپنجم: روز دحو الارض است، یكى از آن چهار روزى است، كه در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز است، و در روایتى آمده: كه روزه این روز همانند روزه هفتاد سال است و در روایت دیگر آمده كه كفاره هفتاد سال است، و هركه این روز را روزه بدارد، و شب را به عبادت به سر آورد، براى او عبادت صد سال نوشته شود و براى روزه دار این روز، كه هرچه در میان زمین و آسمان است استغفار كند، و این روزى است كه رحمت خدا در آن منتشر شده، و براى عبادت و اجتماع به ذكر خدا در این روز اجر بسیارى است، و بارى این روز جز روزه و عبادت و ذكر خدا و غسل دو عمل دیگر وارد است: اوّل: نمازى كه در كتاب هاى علماى شیعه از اهل قلم روایت شده و آن دو ركعت است در وقت چاشت [بالا آمدن آفتاب تا پیش از گذشتن از وقت ظهر] در هر ركعت پس از سوره «حمد» پنج مرتبه سوره «و الشّمس» خوانده شود، و پس از سلام بگوید،
لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ
هیچ جنبش و نیرویى نیست مگر به خداى برتر بزرگ
آنگاه دعا كند و بخواند:
یَا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِی عَثْرَتِی یَا مُجِیبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِی یَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِی وَ ارْحَمْنِی وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَیِّئَاتِی وَ مَا عِنْدِی یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ .
اى نادیده گیر لغزش ها لغزشم را نادیده گیر، اى اجابت كننده دعاها، دعایم را اجابت كن، اى شنواى صداها، صدایم را بشنو، و به من رحم كن، و از بدی هایم و آنچه نزد من است درگذر، اى صاحب بزرگى و بزرگوارى.
دوّم: خواندن دعایى كه شیخ در كتاب «مصباح» فرموده: خواندن آن مستحبّ است:
اللَّهُمَّ دَاحِیَ الْكَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَةِ وَ كَاشِفَ كُلِّ كُرْبَةٍ أَسْأَلُكَ فِی هَذَا الْیَوْمِ مِنْ أَیَّامِكَ الَّتِی أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِینَ وَدِیعَةً وَ إِلَیْكَ ذَرِیعَةً وَ بِرَحْمَتِكَ الْوَسِیعَةِ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ الْمُنْتَجَبِ فِی الْمِیثَاقِ الْقَرِیبِ یَوْمَ التَّلاقِ فَاتِقِ كُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَى كُلِّ حَقٍّ وَ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاةِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاةِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ أَعْطِنَا فِی یَوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِكَ الْمَخْزُونِ غَیْرَ مَقْطُوعٍ وَ لا مَمْنُوعٍ [مَمْنُونٍ ] تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَةِ ،
خدایا اى گستراننده كعبه، و شكافننده دانه، و برگیرنده سختى، و برطرف كننده هر گرفتارى، از تو میخواهم در این روز از روزهایت، كه حقّش را بزرگ گرداندى، و سبقتش را پیش انداختى، و آن را نزد اهل ایمان امانت و و به سوى خود وسیله قرار دادى، و به رحمت گسترده ات كه بر محمّد درود فرستى آن بنده برگزیده ات در پیمان نزدیك، روز دیدار، شكافنده هر امر بسته، و دعوت كننده به حق، و بر اهل بیت پاكش آن راهنمایان، و روشن كنندگان راه حق، ستونهاى جبّار، و متولّیان بهشت و دوزخ، و عطا كن به ما از عطاى در خزانه ات كه نه بریده شود، و نه منع گردد، تا به وسیله آن توبه، و بازگشت خوبى براى ما فراهم نمایى
یَا خَیْرَ مَدْعُوٍّ وَ أَكْرَمَ مَرْجُوٍّ یَا كَفِیُّ یَا وَفِیُّ یَا مَنْ لُطْفُهُ خَفِیٌّ الْطُفْ لِی بِلُطْفِكَ وَ أَسْعِدْنِی بِعَفْوِكَ وَ أَیِّدْنِی بِنَصْرِكَ وَ لا تُنْسِنِی كَرِیمَ ذِكْرِكَ بِوُلاةِ أَمْرِكَ وَ حَفَظَةِ سِرِّكَ وَ احْفَظْنِی مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَى یَوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِی أَوْلِیَاءَكَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِی وَ حُلُولِ رَمْسِی وَ انْقِطَاعِ عَمَلِی وَ انْقِضَاءِ أَجَلِی اللَّهُمَّ وَ اذْكُرْنِی عَلَى طُولِ الْبِلَى إِذَا حَلَلْتُ بَیْنَ أَطْبَاقِ الثَّرَى وَ نَسِیَنِیَ النَّاسُونَ مِنَ الْوَرَى وَ أَحْلِلْنِی دَارَ الْمُقَامَةِ وَ بَوِّئْنِی مَنْزِلَ الْكَرَامَةِ ،
اى بهترین خوانده شده و كریم ترین امید شده، اى كفایت كننده، اى وفادار، اى آن كه لطفش پنهانى است، به لطفت به من لطف كن، و به عفوت خوشبختم نما، و به یارى ات تأییدم فرما، و از ذكر كریمانه ات فراموشم مكن به حق متولیان امرت و نگهبانان رازت و از گرفتاری هاى روزگار تا روز قیامت و برانگیخته شدن خفظم كن هنگام بیرون آمدن جانم، و فرو رفتن در قبرم، و تمام شدن كارم، و سپرى شدن عمرم، اولیایت را به بالینم حاضر كن، خدایا یادم كن، بر طول پوسیدگى، زمانى كه در میان توده هاى خاك فرود آیم، و فراموش كنندگان از مردم فراموشم كنند، و در خانه اقامت فرودم آر، و در منزل كرامت جایم ده،
وَ اجْعَلْنِی مِنْ مُرَافِقِی أَوْلِیَائِكَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِكَ وَ اصْطِفَائِكَ وَ بَارِكْ لِی فِی لِقَائِكَ وَ ارْزُقْنِی حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ بَرِیئا مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الْخَطَلِ اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِی حَوْضَ نَبِیِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ اسْقِنِی مِنْهُ مَشْرَباً رَوِیّاً سَائِغاً هَنِیئاً لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ وَ لا أُحَلَّأُ وِرْدَهُ وَ لا عَنْهُ أُذَادُ وَ اجْعَلْهُ لِی خَیْرَ زَادٍ وَ أَوْفَى مِیعَادٍ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ اللَّهُمَّ وَ الْعَنْ جَبَابِرَةَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ بِحُقُوقِ [لِحُقُوقِ ] أَوْلِیَائِكَ الْمُسْتَأْثِرِینَ اللَّهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِكْ أَشْیَاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ وَ عَجِّلْ مَهَالِكَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِكَهُمْ وَ ضَیِّقْ عَلَیْهِمْ مَسَالِكَهُمْ وَ الْعَنْ مُسَاهِمَهُمْ وَ مُشَارِكَهُمْ.
و از دوستان اولیایت، و برگزیدگان و خاصان درگاهت قرارم ده، و دیدارت را بر من مبارك گردان، و پیش از فرا رسیدن پایان عمرم حسن عمل روزی ام فرما، درحالى كه پاك از لغزش ها و گفتار بى پایه و منطق تباه باشم.
خدایا مرا به حوض پیامبرت محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) وارد كن، و از آن به من بنوشان، نوشاندنى سیراب كننده، روان و گوارا، كه پس از آن هرگز تشنه نشوم، و از ورود به آن طرد نگردم، و از آن منع نشوم، و آن را قرار ده برایم بهترین توشه، و كاملترین وعده گا، روزى كه گواهان بپا مى خیزند.
خدایا لعنت كن گردنكشان گذشته و آینده را، هم آنان كه حقوق اولیایت را به ناحق به خود اختصاص دادند.
خدایا پایه هایشان را بشكن، و پیروان و عمّالشان را نابود ساز، زمیه هاى هلاكتشان را به زودى فراهم فرما، و كشورهایشان را از دستشان بگیر، و راه هایشان را بر آنان تنگ كن، و بر آنان كه با آنان سهیم و شریكند لعنت فرست.
اللَّهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِیَائِكَ وَ ارْدُدْ عَلَیْهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ لِدِینِكَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِكَ فِی أَعْدَائِكَ مُؤْتَمِرا اللَّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِكَةِ النَّصْرِ وَ بِمَا أَلْقَیْتَ إِلَیْهِ مِنَ الْأَمْرِ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ مُنْتَقِماً لَكَ حَتَّى تَرْضَى وَ یَعُودَ دِینُكَ بِهِ وَ عَلَى یَدَیْهِ جَدِیداً غَضّاً وَ یَمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضا وَ یَرْفِضَ الْبَاطِلَ رَفْضاً اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلَى جَمِیعِ آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِی كَرَّتِهِ حَتَّى نَكُونَ فِی زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ اللَّهُمَّ أَدْرِكْ بِنَا قِیَامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَیَّامَهُ وَ صَلِّ عَلَیْهِ [عَلَى مُحَمَّدٍ] وَ ارْدُدْ إِلَیْنَا سَلامَهُ وَ السَّلامُ عَلَیْهِ [عَلَیْهِمْ ] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ.
خدایا در فرج دوستانت شتاب كن و حقوق تاراج رفته آنان را به آنان بازگردان و قائم آنان را به حق آشكار كن، و او را یاری رسان دینت بدار، و درباره دشمنانت فرمانده به فرمانت قرار ده.
خدایا فرشتگان پیروزى را گرداگرد او همواره بدار، و به آن دستورى كه در شب قدر به او القا كردى او را انتقام گیرنده خویش قرار ده، تا جایى كه خشنود شوى، و دینت به وسیله او، و به دست او به گونه اى نو و تازه بازگردد، و حق به طور كامل ناب شود، و باطل به صورت همه جانبه به دور افكنده شود.
خدایا بر او و همه پدرانش درود فرست، و ما را از همنشینان و خاندانش قرار بده، و در زمان بازگشتش ما را برانگیز، تا در دوران او در شمار یارانش باشیم.
خدایا درك قیامش را روزى ما كن، و در روزگارش ما را حاضر كن، و بر او درود فرست، و سلام او را به ما باز رسان، درود و رحمت خدا و بركاتش بر او باد.
میرداماد (ره) در رساله اربعه ایّام خود، در بیان اعمال روز دحو الارض فرموده است: زیارت امام رضا علیه السّلام در این روز افضل اعمال مستحبّ، و مؤكّدترین آداب مى باشد، و همچنین زیارت آن حضرت در روز اول ماه رجب الفرد در نهایت تأكید بوده، و نسبت به آن ترغیب بسیار شده است.
روز آخر ماه: سال دویست وبیست بنابر مشهور، امام جواد علیه السّلام، در بغداد به سبب زهرى كه معتصم عباسى به ایشان خوراند شهید شد و این حادیثه تقریبا پس از درگذشت دوسال ونیم از مرگ مأمون عبّاسى اتفاق افتاد، چنان كه خود آن جناب میفرمود الفرج بعد المامون بثلاثین شهرا [گشایش كار سی ماه پس از مأمون است] و این جمله نشان دهنده این است كه آن حضرت از سوء معاشرت مأمون در كمال رنج و ناراحتى بوده است، كه مرگ خود را فرج و گشایش تعبیر نموده است، چنان كه پدر بزرگوارشان امام رضا علیه السّلام، در زمان ولایت عهدى خویش چنین بوده است و در هر جمعه كه از مسجد جامع باز مى گشت، به همان حال كه عرق ریزان و غبارآلوده بود، دستها را به درگاه الهى بلند نموده و می گفت: الهى اگر فرج و گشایش كار من در مرگ من است پس همین ساعت در مرگ من شتاب ورز و پیوسته در غم و اندوه بود، تا از دنیا رحلت فرمود، و امام جواد علیه السّلام زمانى كه وفات كرد از عمر شریفش بیست وچند سال و چند ماه گذشته بود، مرقد شریف ایشان در بقعه مباركه كاظمیه در پشت سر جّد بزرگوارشان امام موسى بن جعفر علیهما السّلام قرار دارد.




طبقه بندی: بصیرت، مذهبی،
برچسب ها: 25 ذیقعده روزدحول الارض،

تاریخ : شنبه 6 شهریور 1395 | 09:27 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات

از جمله رویدادهای مهمی که در تاریخ ایران از جایگاه والایی برخوردار است، سفر امام رضا علیه السلام به ایران و استقرار ایشان در مرکز خلافت، یعنی مرو(خراسان) در جایگاه ولایتعهدی است.

هر چند این سفر با اصرارهای مأمون، خلیفه وقت عباسی، صورت پذیرفت؛ اما در عمل دارای آثار و پیامدهای درخشانی است.

حضرت علی بن موسی، ملقب به رضا، در سال ۱۴۸ هجری قمری ۱۱ ذیقعده در مدینه به دنیا آمد.[۱] پدر آن حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام  و نام مادرش را نجمه، سمانه و تُکْتَمْ و ام البنین ذکر کرده اند .[۲] به نظر می رسد بعد از ولادت امام رضا علیه السلام  طاهره نامیده شده است .[۳] امام رضا  علیه السلام بعد از شهادت امام کاظم علیه السلام، در ۳۵ سالگی عهده دار مسئولیت امامت و حفظ مبانی اسلامی و رهبری شیعیان شد.

مدت امامت امام هشتم حدود ۲۰ سال بود که می‌توان آن را به سه بخش جداگانه تقسیم کرد: ۱۰ سال اول امامت آن حضرت که همزمان با دوره زمامداری هارون بود. ۵ سال بعد از آن که مقارن با خلافت امین، فرزند هارون بود. ۵ سال آخر امامت آن بزرگوار که مصادف با خلافت مأمون و تسلط او بر قلمرو اسلامی آن روز بود.[۴]

 امام رضا علیه السلام در هر یک از این سه دوره، به مقتضای مسئولیت خطیر امامت، با اوضاع و احوال پیچیده خلافت آن روز که به نام اسلام بر مردم حکومت می شد و با وجود نابسامانی‌های زیادی که از جهات مختلف در زندگی اجتماعی مردم وجود داشت، وظایف متناسب خود را در راه خدمت به اسلام انجام می داد.

اهداف و انگیزه های مأمون از پیشنهاد ولایت عهدی و دعوت از  امام رضا  علیه السلام به خراسان :

چنان که می دانیم عباسیان با سوء استفاده از شعار الرضا من آل محمد و محبت ایرانیان نسبت به علویان قدرت را قبضه کردند و پس از به قدرت رسیدن به علویان سخت گرفتند و بسیاری از آنان را از جمله محمد نفس زکیه[۵]، حسین بن علی شهید فخ [۶] و امام جعفر صادق[۷] و امام موسی کاظم علیهما السلام[۸] را به شهادت رساندند؛ ولی تاریخ ثابت کرد که این سیاست عباسیان با شکست مواجه شد . مردم بیش از پیش به اهل بیت عصمت علیه السلام گرایش پیدا کردند و این گرایش حتی در میان خانواده خلفا و درباریان نیز رسوخ کرد. چنانکه گویند: زبیده، همسر رشید و نوه منصور و بزرگترین زن عباسی، شیعه شد و چون هارون الرشید از آن آگاهی یافت، سوگند خورد که طلاقش دهد [۹]. روایت ‏شده است که وقتی جسد مطهر امام کاظم علیه السلام را به جمع پاسبانان حکومت آوردند و با سخنان زشت‏ خبر مرگ آن بزرگوار را اعلام کردند، سلیمان، پسر منصور دوانیقی، فرزندان و غلامانش را فرمان داد جلوی این کار را بگیرند. او، خود، با پای برهنه در پی جنازه حرکت کرد و قضیه را کتباً به اطلاع هارون الرشید رساند. هارون در پاسخ گفت: ای عمو، صله رحم کردی، خداوند به تو پاداش نیک دهد؛ به خدا سوگند، سندی بن‏شاهک این کار را به دستور ما انجام نداده است.[۱۰] همه این کارها به خاطر هراس از شورش علویان سامان یافت. چه اینکه سلیمان بن ابی‏جعفر نیز از برگزیدگان دولت عباسی بود. مؤید این سخن اظهارات هارون در پاسخ به یحیی بن‏خالد برمکی است. یحیی نخست در باره امام کاظم علیه السلام سعایت کرد و مقدمات شهادت آن حضرت را فراهم آورد[۱۱]؛ آنگاه در باره امام رضا علیه السلام به هارون گفت: پس از موسی بن‏جعفر پسرش جای او نشسته، ادعای امامت می‏کند. هارون، از عواقب قتل موسی بن‏ جعفر علیه السلام بیم داشت، به یحیی گفت: آنچه با پدرش کردیم کافی نیست؟ می‏خواهی یکباره شمشیر بردارم و همه علویان را بکشم؟[۱۲] امام رضا علیه السلام با استفاده از فرصت‏ بدست آمده، آشکارا اظهار امامت کرده؛ در حالی که می‏دانیم امام صادق علیه السلام، پنج نفر را وصی خود خواند تا وصی برگزیده از گزند دشمنان در امان ماند[۱۳]. بدین ترتیب باید گفت که عباسیان طی ۱۵ سال آغازین امامت امام رضا علیه السلام یا در هراس از علویان به سر می‏بردند و یا به منازعات داخلی بین دو برادر، امین و مامون، مشغول بودند. مأمون که در زمان پدرش از طرف وی والی خراسان بود،  سرانجام، پنج روز پیش از پایان محرم سال ۱۹۸ ق، امین را از خلافت ‏خلع و به قتل رساند[۱۴] و مرکز خلافت را از بغداد به مرو منتقل کرد. در این دوره حکومتهای مستقلی چون ادارسه‏ و اغالبه‏ در شمال آفریقا  پای گرفتند و قیام ابوالسرایا در عراق  به دستور محمد بن ابراهیم بن حسن بن حسن بن علی علیه السلام معروف به ابن طباطبا روی داد.[۱۵] در این قیام بیش از بیست‏هزار نفر شرکت داشتند و شهرهای زیادی به تصرف قیام‏کنندگان درآمد. در سال‏۱۹۹ هجری، ابوالسرایا به دست نظامیان مامون کشته شد. در اینجا لازم است نام برخی از والیان شهرهایی که در این قیام شیعی به تصرف در آمده است را نام ببریم تا نفوذ شیعیان در آن زمان و وخامت پیش آمده را بیشتر نشان دهیم.

بصره : ابوالسرایا زید بن موسی بن جعفر را به فرماندهی بصره منصوب کرد و زید در آن شهر برضد عباسیان قیام کرد و آنان و هوادارانشان را از شهر بیرون راند و خانه هایشان را به آتش کشید و به همین سبب زید النار ملقب شد.[۱۶]

یمن : ابراهیم بن موسی بن جعفر علیه السلام : در سال ۲۰۰ ھ.ق در یمن قیام کرد و گروه های زیادی را گرد خود جمع کرد. وی پس از تسلط بر یمن، طرفداران عباسی را تار و مار کرد و گروهی از آنان را کشت و اموالشان را ضبط کرد.[۱۷]

مکه : حسین بن حسن افطس علوی که از سوی ابو السرایا به حکومت مکه منصوب شده بود، در سال ۲۰۰ ھ.ق در این شهر قیام کرد  و بر حجاز و یمن  سیطره کامل پیدا کرد، با شنیدن شکست یاران خود در جبهه عراق پس از کشته شدن ابوالسرایا ، در ششم ربیع الثانی ۲۰۰ ھ.ق  به محمد بن جعفر صادق علیه السلام ، برادر امام کاظم علیه السلام پیوست و با او بیعت کرد.[۱۸] مأمون، سپاهی را به فرماندهی عیسی بن زید جلودی برای سرکوب این قیام  به حجاز فرستاد و جلودی توانست این قیام را با دادن امان نامه به محمد بن جعفر سرکوب کند و محمد بن جعفر را مجبور کرد تا خودش را از خلافت عزل کند و به خلافت مأمون اقرار کند.[۱۹]حتی اوضاع عباسیان وخیم تر از این هم بود، چرا که تشیع حتی به درون دستگاه خلافت مأمون همانند دوره پدرش نفوذ کرده بود و ریشه های خود را تا اعماق دربار وی گسترده بود ؛ زیرا بنابر مشهور، فضل بن سهل (ذوالریاستین ) و طاهر بن حسین (ذوالیمینین) و دیگر افراد خاندان طاهر، که برتمام امور سیاسی و نظامی خلافت استیلا داشتند، نیز از جمله شیعیان یا علاقه مندان و پشتیبانان آنان بودند .[۲۰]

تزلزل شخصیت مأمون و قیامها و حکومتهای مستقلی که در اندک مدتی جان گرفته بود،  و همچنین بویژه پس از قیام زید بن علی در زمان بنی امیه و آمدن یحیی بن زید به خراسان که در آنجا بسیاری از مردم به وی پیوستند، پس از آن مردم این سرزمین علاقه خاصی به علویان نشان می دادند و روز به روز طرفداران آنان افزایش پیدا می کرد،  او را بر آن داشت تا به همان سیاست پیشین عباسیان، که با شعارهایی به نفع علویان حکومت عباسی را از آن خود ساختند، تمسک جوید و رژیم عباسی را با تدبیری زیرکانه از سقوط حتمی نجات بخشد.

بیشتر حکومتهای به استقلال رسیده و عموم قیام کنندگان و رهبران آنها از خاندان پیامبر بودند. چنانکه در قیام ابوالسرایا دو تن از برادران امام رضا علیه السلام ولایت‏ یمن و اهواز را به دست گرفته بودند . مامون، که پس از شهادت امام کاظم علیه السلام از امامت علی بن‏موسی الرضا علیه السلام آگاهی داشت، وی را ولیعهد خود ساخت تا آتش انقلابها و شورشهای شیعی را فرو نشاند.

احمد شبلی می‏ گوید: … چه بسا انگیزه بیعت گرفتن مامون برای ولایتعهدی امام رضا علیه السلام آن بود که می‏خواست‏ به آمال اهل خراسان پاسخ بدهد؛ زیرا آنان به اولاد علی علیه السلام تمایل بیشتری داشتند[۲۱].

علامه جعفر مرتضی عاملی می‏ گوید:

در ارزیابی شورشهای ضد عباسی به این نکته پی می‏بریم که از سوی علویان خطری جدی آنان را تهدید می‏کرد؛ زیرا این شورشها در مناطق بسیار حساسی برمی‏خاست و رهبریشان نیز در دست افرادی بود که از استدلال قوی و شایستگی غیر قابل انکاری برخوردار بودند و بدان لحاظ هرگز با عباسیان قابل مقایسه نبودند .

اینکه مردم رهبران این شورشها را تایید می‏کردند و دعوتشان را به سرعت پاسخ می‏گفتند، خود دلیلی بود بر میزان درک طبقات مختلف ملت از خلافت عباسیان و نیز شدت خشمشان که بر اثر استبداد، ظلم و رفتارشان با مردم و بویژه با علویان برانگیخته شده بود.  در این میان، مامون بیش از هر کس دیگری می‏دانست که اگر امام رضا علیه السلام  بخواهد از آن فرصت استفاده کند و به تحکیم موقعیت و نفوذ خویش بر ضد حکومت جاری بپردازد، چه فاجعه‏ای در انتظارش است[۲۲] . با توجه به موقعیت پیش آمده، مأمون باید دست ‏به کاری می‏زد تا از ورطه هلاکت رهایی یابد. فرو نشاندن شورشهای علویان، مشروعیت بخشیدن‏به حکومت عباسی، از میان بردن محبوبیت علویان، جلب اعتماد و مهر عرب، خشنود ساختن عباسیان، مستمر ساختن تایید ایرانیان، تقویت‏حسن اطمینان مردم به خلیفه‏ای که برادر خود را کشته است و از میان بردن خطر قیام رضوی بخشی از حقایقی بود که مامون را در اندیشه نیرنگ فرو برد چنان اندیشید که برای خلافت امام رضا علیه السلام از مردم بیعت ‏بگیرد، تا امام را خلیفه مسلمانان و امیر بنی‏هاشم، اعم از عباسیان و طالبیان، قرار دهد. حضرت امام رضا علیه السلام با پیشنهاد مامون مخالفت کرد. اصرار مامون و خودداری امام دو ماه به طول انجامید.[۲۳] سرانجام خلیفه به حضرت رضا علیه السلام چنین پیام داد  تو همیشه به گونه ناخوشایندی با من برخورد می‏کنی، در حالی که تو را از سطوت خود ایمنی بخشیدم. به خدا سوگند، اگر ولیعهدی را پذیرفتی که هیچ، و گر نه مجبورت خواهم کرد که آن را بپذیری، اگر باز همچنان امتناع بورزی، گردنت را خواهم زد[۲۴]. نا گفته پیداست که پیشنهاد خلافت هرگز جدی نبود، چگونه ممکن بود مامون، که برای به دست آوردن خلافت‏ برادرش را از میان برد و عباسیان را از خود رنجاند، آن را به امام علیه السلام واگذار کند؟این برنامه، مقدمه مساله ولایتعهدی امام رضا علیه السلام بود؛ پس از این طرح هوشمندانه مأمون با فرستادن چند نامه و پیک از امام رضا علیه السلام به شهر مرو دعوت کرد.[۲۵]

انگیزه دیگر مأمون در واگذاری خلافت و ولایتعهدی احتمالاً این بوده که نشان بدهد ائمه علیهم‏السلام هم به دنبال کسب ریاست و خلافت هستند؛ چون مردم کوچه و بازار خبر نداشتند که امام علیه‏السلام با اصرار و فشار مأمون، ولایتعهدی را پذیرفته است؛ امّا امام علیه‏السلام با توجّه به اینکه از نیت واقعی مأمون خبر داشت ، شرط کرد که هرگز در هیچ یک از امور سیاست حکومت دخالت نداشته باشد .[۲۶] مسئله مهم دیگر نقش وزیر مأمون (فضل بن سهل) در تحمیل مسئله دعوت از امام علیه‏السلام برای آمدن به خراسان بسیار پر رنگ بوده است.[۲۷]

جغرافیای تاریخی و سیاسی و اجتماعی سفرنامه رضوی:

آنچه در این مقاله مورد بررسی و دقت قرار گرفته، جغرافیای تاریخی، سیاسی و اجتماعی شهرهایی است که حضرت رضا علیه السلام به دستور مأمون از آن جا عبور کرده و یا در آن جا توقف داشته است. مبدأ این خط سیر مدینه و مقصد آن مرو بود. مسیری که مامون تاکید داشت حضرت رضا را از آن عبور دهد یکی از راههای متداول آن زمان به شمار می رفت و آن از مدینه به بصره و از طریق سوق الاهواز(اهواز) به فارس و سپس از راه کویر و بیابان میان ایالت های فارس و خراسان می گذشت و به مرو ختم می شد. این مسیر در نقشه با رنگ سبز مشخص شده است.

راه دیگری که در آن زمان متداول بود از مدینه به سمت کوفه و مدینه الاسلام (بغداد) می رفت و سپس از آن جا به سمت ری، قم و خراسان و بالاخره به مرو منتهی می شد. این مسیر در نقشه با رنگ زرد مشخص شده است و چنانکه ملاحظه می شود این مسیر در ابتدا تا معدن نقره و از نیشابور تا انتها ( مرو) با مسیر اول مشترک است. ولی در نقد مسیر دوم می توان به این مطلب اشاره کرد: عبور از سه شهر کوفه، بغداد و قم؛ از این سه شهر کوفه و قم مرکز تجمع شیعیان در آغاز قرن سوم اسلامی بود و عبور امام رضا  علیه السلام از این دو شهر می توانست به قدرتمندی شیعیان این نواحی و شورش احتمالی آنان بیانجامد. و شهر سوم یعنی بغداد و مرکز تجمع و قدرت عباسیان که از ولایت عهدی امام رضا  علیه السلام خشمگین بودند و آن را انتقال قدرت از آل عباس به آل علی  علیه السلام قلمداد می کردند، پس در هر دو صورت این مسیر و انتخاب آن به زیان مامون بوده است، بنابراین،  دلایل عقلی و منطقی علاوه بر دلایل و مستندات تاریخی بر مسیر اول مرتبت است. از این رو مسیری که مامون برای انتقال امام رضا  علیه السلام از مدینه به مرو انتخاب کرده بود از دیدگاه جغرافیای طبیعی، اجتماعی، سیاسی و مذهبی بسیار حساب شده و زیرکانه بود. سفر امام رضا  علیه السلام از مدینه تا مرو را در ۵ بخش زیر می توان دسته بندی کرد:

۱- از مدینه تا بصره

۲- از بصره تا فارس

۳- از فارس تا یزد

۴- از یزد تا خراسان

۵- امام  علیه السلام در خراسان

۱-    ازمدینه تا بصره :

دو تن از ماموران مامون به نام های رجاء بن ابی ضحاک و یاسر خادم به همراه نامه ای مامور انتقال امام از مدینه به مقر حکومت وی بودند. رجاء بن ابی ضحاک و یاسرخادم به منزل امام رفتند و نامه مامون را به حضرت تسلیم کردند.[۲۸] امام با فرستادگان مامون سخنی نگفت و با کراهت نامه را خواند و به ناچار پیشنهاد مامون را پذیرفت و آماده سفر شد و در اولین گام قبل از آغاز سفر به سوی مرو، امام دست به اقداماتی زد که ماهیت پذیرش ولایت عهدی را آشکار ساخت .  امام رضا علیه السلام با دست زدن به اقداماتی نظیر وداع با مرقد مطهر رسول اکرم (ص)، که همراه با گریستن بود [۲۹]؛  تعیین جانشین و اعلام امامت امام جواد علیه السلام[۳۰] و وداع با خانواده خویش که به آنان گفت اطراف ایشان گرد آیند و برای وی بگریند ، با این کار نشان دادند که ولایت عهدی ظاهری آراسته و مجلل بر چهره تبعید و نفی بلد است.[۳۱] منابع اولیه و سایر تواریخ معتبر آغاز حرکت امام رضا  علیه السلام را از مدینه به سوی بصره ذکر کرده اند.[۳۲] با این وجود برخی از منابع به خصوص تذکره های متاخر می نویسند: حضرت ، ابتدا به مکه رفته و در این سفر امام جواد  علیه السلام نیز همراه ایشان بوده است، امام  علیه السلام با خانه خدا وداع کرده و سپس از مکه به سفر ادامه داده اند.  بنا به گفته آقای عرفان منش  گزارش منابع مختلف درباره سفر امام رضا  علیه السلام از مدینه به مکه سپس به بصره متناقض و نامشخص است. برخی امام جواد را همراه پدر بزرگوارشان علیهما السلام در مکه دیده اند، برخی نامه ای از امام رضا در مکه دریافت داشته برای امام جواد  علیه السلام به مدینه برده اند، اینگونه اقوال از نامشخص و متناقص بودن سفر امام رضا  علیه السلام به مکه حکایت دارد. علاوه بر این، اوضاع مکه در آن زمان چندان آرام نبود. بنابراین،  سفر امام رضا  علیه السلام به مکه… به لحاظ سیاسی مغایر سیاست مامون و دستور وی به فرستادگانش است . به همین دلیل نمی توان سفر امام رضا  علیه السلام از مدینه به مکه و سپس به مرو را داری حجت های آشکار تاریخی دانست و به احتمال زیاد باید بر این باور بود که در سفر از مدینه به مرو امام رضا  علیه السلام به مکه سفر نکرده اند.[۳۳] اما باید متذکر شد  که امام را به سمت شهری داشتند می بردند که از قدیم طرفدار عثمان بودند (بصره) و از اینجا ماهیت دعوت مأمون و از اینکه این راه را انتخاب کرده بر ما مشخص می شود و امام و مأموران مأمون پس از گذر از بیابانهای عربستان خود را به نباج می رسانند و در نباج( بروزن کتاب) که در۶ منزلی بصره است توقف می کنند و پس از استقبال شیعیان آن منطقه عازم بصره می شوند.

۲-    ازبصره تا فارس :

۲-۱- ازبصره تا سوق الأهواز :

از دیار عرب( عراق) تا خوزستان دو راه وجود دارد، یکی از بغداد به واسط و از واسط به خوزستان و راه دیگر از بصره به خوزستان که کوتاهترین راه و فاصله میان ایران و عراق آن روز محسوب می شد.

راه بصره- اهواز در آن زمان بر اساس نوشته های جغرافیدانانی همچون جیهانی، اصطخری و ابن حوقل ۹ منزل و سی و شش فرسنگ بود،  به ترتیب: ابله؛ بیان؛ حصن مهدی؛ باستیان؛ خان مزدویه؛ دورق؛ قریه دایرا ؛ آسک؛ و ارجان.[۳۴] ولی از نامهای قدیم منازل این مسیر در نقشه های امروزین اثری نمانده است از اینرو به سختی می توان مسیر حرکت امام را مشخص کرد. امام رضا  علیه السلاماز بصره به اهواز حرکت کرد ولی از جزئیات مسیر حرکت امام و منزل گاههایی که حضرت در آن توقف فرمود منابع هیچ گزارشی ارائه نکرده اند. با ورود امام رضا  علیه السلام به اهواز، امام  علیه السلام مریض می شود. منابع دلیل بیماری امام  علیه السلام را هوای بسیار گرم و مرطوب این شهر بیان می کنند، امام  علیه السلام در زمان بیماری طبیبی خواسته برایش فراهم می کنند. با آمدن طبیب به بالین حضرت، امام  علیه السلام از وی گیاهی را همراه با نیشکر طلب می کند با توجه به اینکه فصل نیشکر نبوده طبیب می گوید هر دو یافت نمی شود چون نیشکر زمستان درو می شود. ولی امام می گوید بگردید هر دو یافت می شود پس از  قدری گشتن و با راهنمایی خود امام  علیه السلام هر دو را می یابند .[۳۵]

چنانکه از نقشه برمی آید از اهواز دو خط زرد رنگ به شوشتر و دزفول ترسیم شده که بیانگر مسیراحتمالی امام  علیه السلام است . سه بقعه به نام امام رضا  علیه السلام در شوشتر، دو بقعه به نام شاخراسون( شاه خراسان) در دزفول و شوشتر و دو بقعه دیگر به نام های امام ضامن وجود دارد که بایستی با نظری نقادانه به آن نگریست. این بناها( یادبود امام رضا  علیه السلام) که تعدادشان قریب به ده بنا می رسد اگر چه از حیث کثرت، گذر امام رضا را در ایندو شهر قوت می بخشند، اما به لحاظ اعتبار، متزلزل و مبهم هستند. سه بقعه امام رضا دیمی  که  دو تای آن در شوشتر و یکی از آنها در دزفول که عوام آن را محل توقف حضرت رضا می دانند وجود دارد.[۳۶]علاوه بر بقاع امام رضا دیمی بقعه ای بنام بقعه شاخراسون ( شاه خراسان )یکی در دزفول و دیگری در شوشتر وجود دارد که باتوجه به برخی نوشته ها خالی از شک نیست[۳۷].

تاریخ های محلی سفر امام به این دو شهر را تائید نمی کنند. همچنین با توجه به نقشه و موقعیت جغرافیایی شوشتر و دزفول گذر حضرت رضا  علیه السلام را از این دو شهر دور از واقع نشان می دهد؛  چرا که امام بایستی راه رفته به شوشتر را بازگشته و سپس به دزفول می رفتند که این سفر عقلانی نیست.

۲-۲- از اهواز تا فارس:

درباره ادامه مسیر حرکت امام علی بن موسی الرضا  علیه السلام به فارس منابع توضیحی نمی دهند که حضرت از کدام راه به سمت فارس و از آن جا به خراسان عزیمت کرده است. و ما تنها از طریق اتصال نقاط جغرافیایی روشن که در منابع ذکر شده می توانیم جزئیات مسیر حرکت حضرت  علیه السلام و منازل بین راه را به دست آوریم و یا حدس بزنیم زیرا مسیر راه خوزستان به فارس منحصر به یک راه نیست. از اهواز به فارس ۲۴ منزل و در مجموع ۱۰۲ فرسنگ راه بوده است. که معروفترین منازل این راه که از ارجان شروع می شود به این شرح است : بندق (بندک)، خان حماد، نوبندگان(نوبنجان)، کرکان، خراره، خلان، خلار، و جویم (گویم).[۳۸] احتمال دارد حضرت  علیه السلام در سفر تاریخی خود به مرو از راه ارجان، رامهرمز گذشته باشند زیرا نسبت به ابتدا و میانه این راه گزارش هایی از عبور آن حضرت در دست داریم .

درباره خروج امام  علیه السلام از اهواز خبر دقیقی وجود دارد که امام  علیه السلام از پل اربق یا اربک عبور کرده اند و این خود کلیدی برای حل این معماست. در ادامه مسیر پل اربک (اربق)  در شهر ارجان قدیم( بهبهان) قدمگاهی است موسوم به قدمگاه امام رضا  علیه السلام.[۳۹] وجود این قدمگاه در این مکان مسیر امام علی بن موسی الرضا  علیه السلام را روشن می کند. قدمگاه بعدی که در منابع تاریخ محلی به تناوب از آن یاد شده شهر ابرقو یا ابرکوه است که در منتهی الیه جاده شمالی شیراز به شهر یزد است.[۴۰] منابع تاریخی اطلاع می دهند که امام رضا  علیه السلام از اهواز و از طریق فارس و نه شهر شیراز به سمت خراسان رفته اند. از ورود حضرت علی بن موسی الرضا  علیه السلام به شیراز در منابع گزارش موثقی ثبت نشده است و در منابع محلی تاریخ این شهر هیچگاه قدمگاه و یا بنای یادبودی به آن حضرت منسوب نیست.[۴۱] این موضوع احتمال عبور حضرت رضا  علیه السلام را از راه باستانی اهواز به پاسارگاد که بعد از ارجان از طریق راههای کوهستانی منطقه کهکیلویه به جلگه مرودشت اصطخر می پیوست قوت می بخشد.

۳-    از فارس تا یزد :

ابن بلخی منازل شیراز به یزد را ۹ منزل و مسافت میان این دو شهر را ۵۴ فرسنگ یاد کرده است.[۴۲] در آن روزگار یزد نه شهر مهمی به قاعده امروز بلکه از توابع شهر اصطخر و نام قدیم شهر یزد، کثه بوده است.[۴۳] در این منطقه چند قدمگاه و بنای یادبود امام رضا علیه السلام وجود دارد: از جمله قدمگاه خرانق (مشهدک)[۴۴] و قدمگاه ده شیر فراشاه که نامش را احتمالاً از شیرکوه گرفته است.[۴۵] با توجه به تاکید منابع به عبور آن حضرت از راه کویر به سوی مرو، بر اعتبار این قدمگاه ها افزوده می شود. ولی چنانکه گفته شد یزد در قرن دوم اسلامی نه یک شهر که یک منطقه بیابانی بوده است بنابراین،  از عبور حضرت رضا  علیه السلام از یزد در منابع اولیه به صراحت نامی به میان نیامده است و تنها به ذکر عبور آن حضرت از یک کویر و یا بیابان اشاره کرده اند .[۴۶]

برخی بر این باورند که امام ر ضا  علیه السلام در طی مسیر وارد شهر قم شده و در منزل یکی از اهالی این شهر منزل کرده اند که این مکان امروزه به مدرسه رضویه یا ماموریه شهرت یافته است.[۴۷] ولی باید اذعان کرد که مامون گذر امام از شهرهای محل تجمع شیعیان را ممنوع کرده بود  .بنابراین ، حضور امام  علیه السلام در این شهر سند محکم ندارد از سوی دیگر  در مورد توقف حضرت در قم منابع تاریخ محلی نیز آن را تائید نمی کند.  تاریخ قم که از قدیمی ترین منابع تاریخ محلی است( ۳۷۸ ق، نوشته­ی حسن قمی) هیچگونه اطلاعی از عبور حضرت رضا  علیه السلام از شهر قم نمی دهد. کلینی نیز در کافی می نویسد: مامون آن حضرت را از بصره و شیراز(که شیعیانش کمتر بودند) به مرو حرکت داد.

۴-    از یزد تا خراسان :

به طور کل تعیین خط مسیر دقیق سفر امام رضا به واسطه گزارش های متعدد و گاه متناقض منابع دشوار است. به همین سیاق تعیین مسیر حرکت امام رضا از یزد تا خراسان نیز با دشواری همراه است. تنها نقطه روشن که در این مسیر از منابع اولیه به دست می آید اشاره ای است که شیخ صدوق و سایر منابع معتبر به مسیر راه کویر و ورود آن حضرت به نیشابور کرده اند. با توجه به نقشه در خرانق و رباط پشت بادام نشانه هایی دال بر عبور امام رضا  علیه السلام از این مناطق وجود دارد. برخی معتقدند که امام  علیه السلام از رباط پشت بادام به دامغان سپس به نیشابور رفته( مسیر آبی و سپس زرد رنگ) و برخی منابع معتقدند که امام  علیه السلام با گذر از جناح شرقی کویر لوت به نیشابور وارد شده اند. از آن جا که دامغان به لحاظ جغرافیایی در خط سیر حرکت حضرت رضا  علیه السلام  واقع شده، گذر آن حضرت از این منطقه محتمل به نظر می رسد.

۵ – امام در خراسان :

خوشبختانه از ورود امام رضا به نیشابور گزارش های متعدد و مستندی وجود دارد به ویژه حدیث سلسله الذهب که امام در این شهر ایراد فرموده اند خود به قوت گزارش های ورود امام به نیشابور افزوده است. در مورد چگونگی ادای حدیث سلسله الذهب گفته شده است که چند تن از عالمان شهر گرد آن حضرت جمع شدند و از ایشان خواستند تا حدیثی از پدران بزرگوارش بیان کنند .

حضرت پس از فراخواندن حضار به سکوت حدیثی که اسناد آن را  از امام موسی کاظم علیه السلام تا رسول خدا (ص) متصل کرد. از قول خداوند متعال فرمود : کلمه لا اله الا الله دژ من است . هرکس به دژ من وارد شود از عذاب من در امان خواهد بود . پس از آن مرکب امام به حرکت در آمد . حضرت سر مبارکشان را از کجاوه بیرون آورد و خطاب به مردم فرمودند : بِشُروطِها و أنا مِن شُروطِها ( البته شروطی دارد که من از شروط آن هستم ).[۴۸]  این حدیث به دلیل ناب بودن سلسله اسنادش به سلسله الذهب معروف است.  مهمترین و معتبرترین گزارشی که از توقف حضرت رضا  علیه السلام در نیشابور ضبط شده است. روایت عبدالسلام بن صالح ابوصلت هروی است که حدیث مشهور و معروف سلسله الذهب را از امام رضا در نیشابور نقل می کند.

امام رضا علیه السلام اساسی ترین پایه ایمان به یگانگی خداوند متعال پذیریش امامت خود که به معنای پذیریش امامت سایر امامان علیهم السلام نیز هست معرفی کرده است .[۴۹]

 گفته شده است امام هنگام ورود به نیشابور در محله فرد، فرود آمدند که در آن چشمه ای جاری  است که معروف به چشمه کهلان که امام در آن غسل کرده و در کنار حوض آن به نماز ایستاده اند.[۵۰]  مردم تا به امروز به آن چشمه می روند و به آب آن چشمه استشفا می کنند؛ بنا بر آنچه مورخان معاصر ذکر کرده اند این چشمه بعد از مدتی به حمام رضا  علیه السلام معروف شد و همچنان در شهر نیشابور وجود دارد . و همچنین قدمگاه نیشابور در ۲۶ کیلومتری آن شهر یکی از یادگاری های مستند و مستدل حضور امام رضا در این شهراست. پس از حرکت از نیشابور در راه به چشمه آبی رسیدند و در کنار آن چشمه تخته سنگی بود که امام بر روی آن ایستاد و نماز خواند، که بعدها بر روی ان بنای یادبودی ساختند که تا به امروز وجود دارد .[۵۱] باید توجه داشت که نیشابور در آن زمان از شهرهای آباد و بزرگ خراسان به شمار آمده و ابر شهر نامیده می شد از این رو  بعید نیست که مکان فعلی قدمگاه نیشابور که اینک در جاده نیشابور به مشهد واقع شده است ، آن زمان در خود شهر نیشابور و یا در حومه آن بوده باشد. امام رضا  علیه السلام پس از نیشابور به طوس، ده سرخ و کوه سنگی سفر کرده اند داستان های مشهور بین مردم این ناحیه خود گویای حضور امام  علیه السلام در این منطقه است.

در ده سرخ امام  علیه السلام به منظور دستیابی به آب جهت وضو زمین را به دست خویش اندکی حفر کرده، چشمه ای می جوشد که تاکنون موجود است.[۵۲]

در کوه سنگی، امام برکت سنگ های این ناحیه را که از آن دیگ ها و ظروف سنگی می تراشیدند طلب می کنند که تا امروز نیز همچنان این شغل در این ناحیه برجاست.[۵۳] بعداز کوه سنگی مقصد بعدی طوس بود ایشان هنگامی که وارد طوس شدند و در قریه سناباد از ناحیه نوقان که از مستملکات حمید بن قحطبة طایی به شمار می رفت و در آن منزل و باغ داشت، اقامت کردند. مقبره هارون الرشید نیز در آن باغ قرار داشت. این همان مکانی بود که امام پیش از این بارها گفته بود که در آن محل به خاک سپرده خواهند شد. در آن مکان نماز خواند .در این شهر نیز مورد استقبال گرم مردم و بزرگان و عالمان شهر قرار گرفت.[۵۴]

 مسیر سفر بعد از طوس به سرخس منتهی می شد؛ بنا به نوشته جغرافیدانان مسلمان از نیشابور  به مرو ده منزل و تا هرات هم ده منزل بوده است . و از نیشابور تا سرخس شش منزل است [۵۵]. در هنگام ورود امام به سرخس بنا به دستور مأمون ایشان را زندانی می کنند ، این خود گواه است که ولایتعهدی امام تحمیلی بود  که مأمون انجام داده بود . مأمون بنا به دو دلیل دستور حبس امام را در شهر سرخس داد . یک با بیان حدیث سلسله الذهب در واقع هم حقانیت خود و خاندانش را در برابر سلطه عباسیان به مردم گوشزد کرد و شرط ورود به دژ امن خداوند متعال را امامت و ولایت خود و خاندانش خواند و موضوع خلافت و زعامت عباسیان را زیر سؤال برد . دلیل دوم استقبال گرم مردم نیشابور بود چرا که هدف مأمون از اینکه مسیر سفر امام را طوری طراحی کرده بود که با شیعیان ارتباط برقرار نکند و بی سر و صدا به مرو برسد که عملاً چنین نشد و محبت مردم را نسبت به امام رضا علیه السلام را که دید بر خود لرزید. از این رو مأمون به حبس امام در سرخس دستور می دهد. ولی مأمون شایع کرد که  امام  رضا علیه السلام ادعای الوهیت کرده است  و به همین خاطر وی را زندانی کرد.  تا شاید از این طریق تماس امام با مردم را غیرممکن سازد.[۵۶]سرخس آخرین شهر پیش از مرو و یا مقصد حرکت است امام رضا  علیه السلام در شهر مرو با وجود سلطه آشکار مامون مورد استقبال مردم واهالی آن شهر قرار می گیرند، و در همین شهر است که به ناچار ولایت عهدی مامون را می­پذیرند. ولایتعدی ای که سرانجامی جز شهادت به زهر کین خاندان سیاه جامه و سیاه دل بنی عباس، نداشت.

به این ترتیب مسیر هجرت امام علیه السلام به این شرح است : مدینه، مکه (برخی این شهر را مسیر هجرت نمی دانند)، نباج، بصره، اهواز، اربق (اربک)، ارجان ( بهبهان)، ابرکوه (ابرقوه)، ده شیر (فراشاه)، یزد، قدمگاه خرانق ( مشهدک)، رباط پشت بادام، نیشابور، قدمگاه نیشابور، ده سرخ، طوس، سرخس و سرانجام مرو.

علی جلیلی / کارشناسی ارشد تاریخ تمدن اسلامی از دانشگاه تهران و همکار گروه تاریخ اجتماعی بنیاد دائره المعارف اسلامی

منبع: پیشینه

………….

۱٫        شیخ مفید ، الإرشاد ، ج۲ ، ص ۲۴۷ .

۲٫        طبرسی ، اعلام الوری بأعلام الهدی ، ص ۳۱۲

۳٫        مناقب آل أبی طالب (ع) ، ج۴ ، ص ۳۶۷ .

۴٫        یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص ۴۳۰ و ۴۴۲٫

۵٫        یعقوبی، تاریخ، ج ۲، ص ۳۷۶٫

۶٫        مسعودی، مروج الذهب، ج ۳، ص ۳۳۶؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص ۳۰۰٫

۷٫        یعقوبی، همان، ج ۲، ص ۳۸۱؛ کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۳۸۴٫

۸٫        همان، ج ۱، ص ۳۹۷٫

۹٫        شیخ صدوق در کتاب الأمالی و رجال مامقانی زیر عنوان زبیده؛  البته برخی این مسئله را منکر شده اند؛ نک. تعلیقات محدث ارموی بر کتاب النقض،  تعلیقة ۹۵ که به نقل از علامه قزوینی نیز آمده است.

۱۰٫     شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج ۱ ، ص ۹۸ ؛ مجلسی ، ج ۴۸ ، ص ۲۲۵ .

۱۱٫   شیخ مفید، الإرشاد، ج ۲ ، ص ۲۳۷ – ۲۴۳ ؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل أبی طالب، ج ۴، ص ۳۲۶٫

۱۲٫     شیخ صدوق، عیون، ج ۲، ص ۲۲۶؛ اربلی، کشف الغمه، ج ۳، ص ۱۰۵٫

۱۳٫     کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۳۱۰٫

۱۴٫   مسعودی ، التنبیه و الإشراف ، ص ۳۲۳ .

۱۵٫     یعقوبی، همان، ج ۲، ص ۴۴۵؛  طبری، تاریخ، ج ۸، ص ۵۷۴-۵۷۵٫

۱۶٫     شیخ مفید ، همان ، ص ۴۸۶٫

۱۷٫   ابن اثیر ، الکامل فی التاریخ، ج ۶ ، ص ۳۱۰-۳۱۱ .

۱۸٫      خطیب بغدادی ، تاریخ بغداد ، ج ۲ ، ص ۱۱۳-۱۱۴ .

۱۹٫     طبری، همان، ج ۷ ، ص ۱۲۶-۱۲۷ .

۲۰٫     نک : ابن اثیر ، ج ۷ ص ۱۳۲ که خاندان طاهر را شیعه و از پشتیبانان اهل بیت (ع) می داند .

۲۱٫     التاریخ الأسلامی و الحضاره الإسلامیه ، ج ۳ ، ص ۱۰۷ .

۲۲٫     الحیاة السیاسیة للإمام الرضا، ص ۱۸۷ .

۲۳٫     ابن طقطقی، تاریخ فخری، ص ۱۲۷؛ ابن کثیر، ج ۱۰، ص ۲۵۰٫

۲۴٫   علامه مجلسی ، بحار الأنوار ، ج ۴۹ ، ص ۱۲۹ .

۲۵٫     یعقوبی، تاریخ، ج ۲، ص ۴۶۵؛ کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۵۵۵؛ شیخ مفید، ج ۲، ص ۲۵۹٫

۲۶٫     مرحوم مجلسی در مورد اجبار امام رضا (ع) برای پذیرش ولیعهدی روایات بسیاری آورده است ( نک. بحار الأنوار ، ج ۴۹ ، ص ۱۲۹-۱۳۰ .

۲۷٫     برای اطلاع بیشتر رجوع شود به: شیخ صدوق ، عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۶۵؛ سیف الدین حاجی بن نظام عقیلی ، آثار الوزراء، ص ۷۶٫

۲۸٫     یعقوبی، تاریخ، ج ۲، ص ۴۶۵؛ کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۵۵۵؛ شیخ مفید، همان، ج ۲، ص ۲۵۹٫

۲۹٫     شیخ صدوق، عیون الأخبار الرضا، ج۲، ص ۴۶۴؛ ابن شهر آشوب، المناقب، ص ۱۹۶٫

۳۰٫     همانجا؛ اثبات الوصیه، منسوب به مسعودی،  ص ۳۹۴٫

۳۱٫     شیخ صدوق، عیون الأخبار الرضا، ج۲، ص ۴۶۴؛ علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج ۱۲، ص ۱۰۵٫

۳۲٫     اثبات الوصیه، منسوب به مسعودی،  ص ۲۰۵؛ کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۴۰۷؛ ابن طقطقی، تاریخ فخری، ص ۳۰۰٫

۳۳٫     جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا علیه السلام از مدینه تا مرو ، ص ۱۷-۱۸ .

۳۴٫     جیهانی، اشکال العالم، ص ۱۰۷-۱۰۸؛ ابن حوقل، صورة الأرض، ص ۳۰؛ اصطخری، المسالک و الممالک، ص ۹۳- ۹۴٫

۳۵٫     عرفان منش، جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا (ع) از مدینه تا مرو، ص ۴۹ – ۵۰٫

۳۶٫     اقتداری، دیار شهریاران، بخش اول، ج۱، ص ۷۷۷و ۵۵۴ و ۳۶۸٫

۳۷٫     همان، ص ۳۲۰؛ دزفولی، تذکره الأخبار  و مجمع الأبرار، ص ۳۸٫

۳۸٫     قدامه بن جعفر، کتاب الخراج، ص ۲۷ – ۲۸ ؛ ابن رسته، اعلاق النفیسه، ص ۲۲۲ ؛ جیهانی، ص ۲۷ -۲۸ ؛ ابن بلخی، فارسنامه، ص ۲۳۱ – ۲۳۲ .

۳۹٫     اعتماد السلطنه، مرآت البلدان، ج ۱، ص ۳۶۸٫

۴۰٫     عرفان منش، همان، ص ۸۶٫

۴۱٫     نک . : ابن بلخی، فارسنامه؛ فسایی، فارسنامه ناصری؛ زرکوب شیرازی، شیرازنامه.

۴۲٫     ابن بلخی ، همان ، ص ۲۳۲ .

۴۳٫   لسترنج ، جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی ، ص ۳۰۶ .

۴۴٫     ایرج افشار، یادگارهای یزد، ج ۱، ص ۱۷۳٫

۴۵٫   همان ، ج ۱ ، ص ۲۸۰ .

۴۶٫   شیخ صدوق ، عیون الأخبار الرضا ، ج۲ ، ص ۴۶۴ ؛ علامه مجلسی ، بحارالأنوار ، ج ۱۲ ، ص ۲۹ .

۴۷٫   عبدالکریم بن طاووس حسنی ، فرحه الغری ، ص ۱۳۱ .

۴۸٫     شیخ صدوق ، التوحید ، ص ۲۵ .

۴۹٫     محمود حیدری آقایی ، خانجانی و دیگران ، تاریخ تشیع ، ج ۱ ، ص ۲۷۲ .

۵۰٫   شیخ صدوق ، عیون الأخبار الرضا ، ج ۲ ، ص ۳۷۶ ؛ علامه مجلسی ، بحار الأنوار ، ج ۱۲ ، ص ۱۱۱ .

۵۱٫     بسطامی، تحفه الرضویه، ص ۱۹۰٫

۵۲٫     شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج ۲ ، ص ۳۷۶؛ مجلسی، ج ۱۲، ص ۱۱۳؛ ابوالقاسم سحاب، زندگانی امام رضا، ص ۲۵۶٫

۵۳٫   مجلسی ، همانجا ؛ بدیع نگار، مشهد الرضا،  ص ۴٫

۵۴٫   اثبات الوصیه ، منسوب به مسعودی ،  ص ۳۹۱ ؛ شیخ صدوق ، عیون ، ج ۲ ، ص ۴۷۳ ؛ یحیی خزاعی ، بحرالأنساب ، ص ۱۰۴ – ۱۰۷ .

۵۵٫     یعقوبی ، البلدان ، ص ۵۴ ؛ اصطخری ، المسالک و الممالک ، ص ۲۹۷ .

۵۶٫     شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۴۲۶ – ۴۲۷؛ علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج ۱۲، ص ۱۵۹٫

برچسب ها


طبقه بندی: مظلومیت مطلق، بصیرت،

تاریخ : شنبه 6 شهریور 1395 | 09:03 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات

29 مرداد  |  آتش‌بس میان ایران و عراق رسماً آغاز شد

تاریخ ایرانی: روز دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ برابر با بیستم اوت ۱۹۸۸ از ساعت ۶/۳۰ صبح به درخواست خاویر پرز دکوئیار دبیرکل وقت سازمان ملل متحد در تمام طول مرزهای دو کشور عراق و جمهوری اسلامی ایران مقررات آتش‌بس به اجرا گذارده شد.

 

دستور برقراری آتش‌بس میان دو کشور قبلاً و در پی پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل توسط جمهوری اسلامی ایران، از سوی دکوئیار صادر شده بود. وی به موجب نخستین بند این قطعنامه، آتش‌بس را اعلام و یک گروه ۱۳۰۰ نفره از نظامیان پاسدار صلح سازمان ملل را نیز مأمور نظارت بر آن کرده بود. این گروه که اصطلاحاً «یونیماگ‌» خوانده می‌شد، در آستانه برقراری آتش‌بس در مرز دو کشور مستقر شده بود. شورای امنیت سازمان ملل متحد، برای توقف جنگ میان ایران و عراق در مجموع هشت قطعنامه تصویب کرد. قطعنامه‌های شماره ۴۷۹، ۵۱۴، ۵۲۲، ۵۴۰، ۵۸۲، ۵۸۸، ۵۹۸، ۶۱۹.

 

در مورد قطعنامه ۵۹۸ نکته حائز اهمیت این بود که پیش‌نویس آن از سوی ۵ عضو دائمی شورای امنیت مشترکاً تهیه و به شورای امنیت تسلیم شده بود. شورای امنیت در این فاصله به مشورت‌های فشرده خود برای تنظیم پیش‌نویسی که حاوی فصل مشترک نظریات دو کشور بود، ادامه می‌داد و این قطعنامه به اتفاق آراء از تصویب شورای امنیت گذشته بود.

 

در قطعنامه ۵۹۸ از طرفین درگیر درخواست شده بود که‌: «فوراً در جنگ آتش بس اعلام کرده و آن را رعایت نمایند، نیروهای مسلح خود را تا پشت مرزهای شناخته شده بین‌المللی به عقب بکشند و اسرای جنگی را آزاد کنند.» شورا در این قطعنامه نگرانی عمیق خود را از استمرار جنگ بین ایران و عراق اعلام کرده و اظهارنظر کرده بود که‌: «چون احتمال افزایش و گسترش جنگ می‌رود قصد دارد کلیه اقدامات جنگی را متوقف کند و یک صلح جامع‌، عادلانه، شرافتمندانه و بادوام بین ایران و عراق برقرار سازد.» شورا در پایان قطعنامه اعلام کرده بود که به دلیل استمرار جنگ بین ایران و عراق صلح جهانی به خطر افتاده است و در نتیجه تهدید کرده بود که برابر مواد ۳۹ و ۴۰ منشور سازمان ملل عمل خواهد کرد.

 

دولت جمهوری اسلامی ایران به دلیل بعضی ضعف‌ها و نقایص قطعنامه از آن انتقاد و دلایل خود را ارائه کرد و بر این اساس قطعنامه ۵۹۸ به مدت یک سال به صورت معلق، نه رد و نه قبول‌ ماند. در این شرایط، جنگ در زمین‌، هوا و دریا ادامه داشت‌. کشتی‌های جنگی که برای اسکورت کشتی‌های تجاری به خلیج فارس اعزام می‌شدند، به جنگ کشیده ‌شدند. در ۱۲ تیر ۱۳۶۷ ناو جنگی امریکا، وینسنس‌، به طور عمدی هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران را در جریان یک پرواز عادی بر فراز خلیج فارس مورد هدف قرار داد. در این جنایت ۲۹۰ مسافر شامل ده‌ها زن و کودک به شهادت رسیدند.

 

سرانجام‌ جمهوری اسلامی ایران در ۲۶ تیر ۱۳۶۷ رسماً به دکوئیار اطلاع داد که به منظور جلوگیری از کشتار و برقراری عدالت و استقرار صلح در منطقه و جهان‌، قطعنامه ۵۹۸ را می‌پذیرد.

 

دکوئیار ۹ روز پس از اعلام رسمی ایران مبنی بر پذیرش قطعنامه ۵۹۸، در فاصله بین ۴ مرداد ۱۳۶۷ تا ۲۶ مرداد‌‌ همان سال‌، ۹ بار با وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و ۶ بار با نماینده دولت عراق برای تعیین نحوه اجرای قطعنامه ۵۹۸ ملاقات کرد. دکوئیار در ۱۷ مرداد اعلام کرد که هر دو دولت با ملاقات بین وزرای امور خارجه خود زیر نظر وی موافقت کرده‌اند. این ملاقات بلافاصله پس از استقرار آتش‌بس به منظور دستیابی به تفاهماتی برای اجرای سایر مفاد قطعنامه ۵۹۸ و زمان‌بندی طرح اجرایی انجام گرفت‌.

 

سرانجام دولت‌های ایران و عراق به دبیرکل سازمان ملل اطلاع دادند که با پیشنهاد برقراری آتش‌بس در سپیده دم روز ۲۹ مرداد موافقت می‌کنند. گزارش دکوئیار در روزهای آخر کارش به عنوان دبیرکل سازمان ملل به شورای امنیت در مورد متجاوز شناختن عراق در جنگ، از سندهای معتبر و قابل استناد است‌. همچنان که از جملات این سند سازمان ملل استنباط می‌شود، وی از آغاز با اطلاعات دقیقی که داشته‌ و گزارش‌ها و تجزیه و تحلیل‌هایی که دریافت می‌کرده‌، عراق را آغاز کننده این جنگ می‌دانسته است‌. وی در این سند با صراحت می‌گوید: «درباره بند ۶ عناصری از موضع طرفین پیرامون این بند برای من مشخص بود. این یک واقعیت است که توضیحات عراق برای جامعه بین‌المللی قابل قبول و کافی نیست‌. بنابراین رویداد برجسته‌ای که تحت عنوان موارد نقض بدان اشاره کردیم (نقض حقوق بین‌المللی، استفاده غیر قانونی از زور و عدم احترام به تمامیت ارضی یک کشور که مسئولیت مخاصمه را به دنبال دارد) همانا حمله ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ علیه ایران است که با توجه به منشور ملل متحد و اصول شناخته شده قابل توجیه نیست و موجب مسئولیت مخاصمه است‌. حتی اگر قبل از شروع مخاصمه برخی تعرضات از جانب ایران به خاک عراق صورت گرفته باشد، چنین تعرضاتی نمی‌تواند توجیه کننده تجاوز عراق به ایران باشد. تجاوزی که اشغال مستمر خاک ایران را در طول مخاصمه در پی داشت‌. این تجاوزی است که ناقض ممنوعیت کاربرد زور است که یکی از اصول حقوق بین‌المللی است‌... به عنوان مثال من به درخواست یک یا هر دو طرف در موارد متعددی هیأت‌های کار‌شناسی برای تحقیق درباره موارد نقض از قبیل استفاده از تسلیحات شیمیایی‌، حمله به مناطق غیر نظامی و بدرفتاری با اسرای جنگی به صحنه نبرد اعزام کردم‌. با کمال تاسف این گزارش‌ها حاکی از وجود شواهدی از موارد نقض جدی حقوق انسانی است‌. در یک مورد موظف بودم با تأسف عمیق این یافته کار‌شناسان را شاهد باشم که سلاح شیمیایی علیه غیرنظامیان ایران در منطقه‌ای در نزدیکی یک شهر عاری از هر گونه حفاظت در برابر این حملات به کار رفته بود...»

 

 

 

منابع:

روزنامه اطلاعات ۱۳۶۷/۴/۱۸

روزنامه کیهان ۱۳۷۳/۴/۲۸

روزنامه جمهوری اسلامی ۱۳۶۷/۵/۲۹

آتش‌بس در جنگ تحمیلی، موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی

شورای امنیت و جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، عباس هدایت




طبقه بندی: دفاع مقدس،
برچسب ها: اتشبس میان ایران وعراق،

تاریخ : پنجشنبه 28 مرداد 1395 | 06:23 ب.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
 
 

28 مرداد ماه در تقویم رسمی کشور به عنوان روز کودتای 28 مرداد برای بازگرداندن محمدرضا شاه به سلطنت به ثبت رسیده است . ماجرای این کودتا از این قرار است که دکتر مصدق در اردیبهشت ماه 1330 به نخست وزیری رسید و در تیر ماه سال بعد که شاه حاضر نشد وزارت جنگ را به وی واگذار نماید استعفا نمود . به دنبال آن پس از پیامی که آیت اله کاشانی صادر نمود در 30 تیر موج قیام و شورش تهران را فرا گرفت و اغلب شهرهای بزرگ درگیر تظاهرات بود تا اینکه نیروهای شاه برای مقابله با تظاهرات مردم مبادرت به تیراندازی و قتل عام کردند شاه که در خارج از کشور بود سرانجام در 28 مرداد 1332 آمریکا طی یک کودتا حکومت مصدق را سرنگون کرده و دوباره شاه را بر تخت نشاند .

 

 

کودتای 28 مرداد

 

 

طرفداران مصدق که از اقدام شاه خشمگین بودند با تظاهرات و سخنرانی احساسات خود را بیان کردند . حزب توده نیز که در روزهای گذشته از احتمال کودتا خبرداده بود شروع به سازماندهی تظاهرات در تهران و شهرستان‌ها کرد . عوامل بریتانیا و امریکا در نقش طرفداران مصدق یا حزب توده با استفاده از این جو به شایعه پراکنی و اقدامات تندروانه از قبیل تهدید روحانیون و توهین به مقدسات مذهبی مردم و درخواست الغای سلطنت و حتی رئیس‌جمهور شدن مصدق پرداختند . مصدق که تظاهرات را در خدمت کودتاگران می‌دانست دستور جلوگیری از تظاهرات را به پلیس و ارتش ابلاغ کرد . از ساعات اولیه صبح ۲۸ مرداد جمعیتی از سمت جنوب به سمت مرکز شهر تهران به راه افتادند .
از اینکه هسته ابتدایی را چه کسانی تشکیل می‌‌دادند ، روایت های متعددی شده است اما به نظر می‌‌رسد پولی که کارگزاران بریتانیا ، به ویژه برادران رشیدیان و نمایندگان سازمان اطلاعات امریکا (سیا) برای بسیج افراد و گروه های آشوب طلب پرداخت کرده بودند ، نقشی بسزا در شروع حرکت داشته است . بسیاری از غوغاگران پس از کودتای ناموفق ۲۵ مرداد و فرار شاه از ایران ، انگشت اتهام را به سوی مصدق گرفته بودند .
برای "شاهدوستان" ، رانده شدن شاه از کشور دستاویزی بود تا با کمک آن به مقابله با دولت بپردازند و عامل تعیین کننده دیگر پولی بود که امریکایی ها برای تبلیغ علیه مصدق و مسموم کردن جو جامعه ، در روزها و چند ماه منتهی به کودتا در ایران خرج کرده بودند . با شروع تظاهرات ، گروه هایی از مردم نیز تحت تأثیر این جوّ به صف شعار دهندگان علیه مصدق پیوستند و از سوی دیگر ، نظامیانی که با دریافت پول به شرکت در کودتا رضایت داده بودند ، همراه جمعیت شدند .

 

 

کودتای 28 مرداد

 

 

اسناد منتشر شده در امریکا نشان می‌‌دهد که در همین زمان ، بیشتر مقام های ارشد نظامی و حتی خود فضل الله زاهدی مخفی شده یا به امریکایی ها پناه برده بودند . چند ساعت پس از شروع تظاهرات ، غوغاگران به پشت گرمی تانک ها دفتر نزدیکان به مصدق و روزنامه‌های هوادار او را غارت کردند . در این میان ، دفتر حزب توده نیز از یورش "شاهدوستان" و "کمونیسم ستیزان" در امان نماند . دولت مصدق و حتی حامیان او در ارتش واکنشی به این تحولات نشان ندادند . روایت های متعددی از دلایل بی تحرکی مصدق و هواداران او شده است : جدی نگرفتن خطر ، ضعف در تصمیم گیری به موقع ، عدم ارتباط مناسب در سطوح بالا یا فرسودگی توأم با نا امیدی مصدق و یارانش ، نمونه‌هایی از این روایات است . به هر روی ، ساعاتی پس از ظهر درگیری های بین طرفداران و مخالفان مصدق به اطراف خانه او کشیده شد . عده اندکی از نظامیان وفادار به مصدق با همه توان در برابر یورش جمعیت و نظامیان حامی کودتا مقاومت کردند اما تصرف ساختمان رادیو ، پایان واقعی ماجرا بود . در ساعات پایانی روز ، مقاومت در اطراف خانه نخست وزیر هم شکسته شد ، جمعیت خانه مصدق را غارت کردند و او از طریق بام خانه اش جان به در برد . عوامل کودتا با پیگیری و خرج کردن مبلغ زیادی پول نیروهائی از اوباش و زنان بدنام محلات مختلف را بسیج کردند و صبح روز چهارشنبه ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ خیابان‌های تهران شاهد حرکت این نیروها و نیروهای نظامی با شعار "جاوید شاه" بود . تا بعد از ظهر خیابان‌ها در کنترل اوباشی بود که به طرفداران مصدق حمله می‌کردند . دفترهای احزاب و نشریات طرف‌دار مصدق یا حزب توده غارت شد و به آتش کشیده شد . منزل دکتر مصدق نیز با تانک و مسلسل مورد حمله نیروهای نظامی کودتا قرار گرفت و مصدق دستور عدم مقاومت به نیروی محافظ نخست ‌وزیری داد و در خانه همسایه‌اش پناه گرفت . اوباش و نظامیان به غارت منزل دکتر مصدق پرداختند. میر اشرفی فرمان عزل مصدق و نصب زاهدی را از رادیو خواند . سرلشکر زاهدی که در این مدت نزد ماموران امریکائی مخفی بود از مخفی گاه به در آمد . مردم با سکوت و حیرت این رویدادها را ناظر بودند . نه مصدق ، نه طرفداران مصدق و نه حزب توده که وعده "تبدیل کودتا به ضد کودتا" را در روزهای گذشته می‌داد اقدامی برای مقابله نکردند و کودتا پیروز شد . پس از روی کار آمدن مجدد دکتر مصدق ، او خواهان افزایش اختیارات بود و آیت الله کاشانی که ریاست مجلس هفدهم شورای ملی را بر عهده داشت ، برای ایجاد اتحاد و جلوگیری از تفرقه ، به این لایحه نخست وزیر رأی داد . با این حال مصدق ، در صدد منزوی کردن مجلس بود و اختیارات بیشتری می خواست . این در حالی بود که آیت الله کاشانی معتقد بود که مجلس ، کمال همکاری را با دولت دارد و نیازی به اختیارات بیشتری نیست . از همین زمان ، اختلاف نظر در امور مختلف بین دکتر مصدق و آیت الله کاشانی آغاز شد و این اختلافات پس از درخواست تقاضای تمدید اختیارات نخست وزیر به مدت یک سال از جانب مصدق ، شکل جدی و گسترده به خود گرفت .

 

 

کودتای 28 مرداد

 

 

مصدق می خواست با اخذ اختیارات وسیع ، نقش مجلس را در قانون گذاری کمرنگ سازد و خواسته های خود را به صورت قانون درآورد . این اختلاف و شکاف در جبهه ملی و مذهبی ، باعث شد که دشمنان با سوء استفاده از این فرصت در صدد کودتا علیه دولت و حذف مصدق باشند . در این میان آیت الله کاشانی ، بارها در ضمن نامه ها و سخنرانی های خود ، مصدق را از خطر وقوع کودتا آگاه کرد ولی مصدق ، مغرور به قدرت خود و پشتیبانی مردم ، نصایح دلسوزانه آیت الله کاشانی را نشنیده گرفت . سرانجام با خروج شاه از کشور و به وجود آمدن شرایط لازم برای کودتا علیه دکتر مصدق ، در حالی که بیش از 13 ماه از پیروزی چشمگیر مردم در قیام 30 تیر1331  ش نگذشته بود ، این موفقیت با کودتای آمریکایی 28 مرداد 1332 توسط ایادی سلطنت طلب به شکست انجامید و مصدق سرنگون شد . از آن پس عامل کودتا ، سپهبد فضل الله زاهدی ، که در دولت مصدق سمت وزارت کشور را داشت به قدرت رسید و پس از مدتی محمدرضا پهلوی به کشور انتخاب مجدد و بار دیگر بر تخت سلطنت تکیه زد . مقدمات کودتایی که در روز 28 مرداد 1332 ، به عمر حکومت مصدق خاتمه داد ، از ده ماه قبل از آن ، در پاییز 1331 فراهم آمده بود و طرح اولیه آن نیز پس از بازگشت چرچیل به مقام نخست وزیری انگلستان در مهرماه 1331، تهیه گردید . این کودتا با همکاری آمریکا و انگلستان در ایران به وقوع پیوست و از آن پس ، ایران به طور مستقیم تحت نفوذ رژیم استکباری آمریکا درآمد . پس از این کودتا ، اوضاع ایران آنچنان بر وفق مراد آمریکا شد که تا بیست و پنج سال ، حکومت ایران مهم ترین دست نشانده برای دولت آمریکا بود و آن دولت استکباری بر تمامی جریان ها و امور کشور ایران خیمه زد .  انگلیسی ها طی درخواست از نمایندگان طرفدار انگلیس در مجلس ایران برای کمک به قوام و پشتیبانی از طرح وی برای پایان دادن به کشمکش نفت ، از قوام پشتیبانی کردند . آنها برای رسیدن به هدف خود به دنبال بهانه ای می گشتند تا بتوانند خواسته خود را به کرسی بنشانند . در این میان مصدق پس از آنکه در کوشش خود برای داشتن کنترل بر ارتش ، و در اختیار گرفتن کنترل آن به جای شاه با پاسخ منفی روبرو شد ، با استعفا از مقام نخست وزیری ، واکنش نشان داد. شاه قوام را به نخست وزیری برگزید ، اگرچه ظاهرا هنوز طرح های مربوط به نخست وزیری وی تکمیل نشده بودند . در این میان آیت الله کاشانی که حضور دکتر مصدق را در نخست وزیری مفید می دانست با اتخاذ تصمیمی قاطع ، بازگشت مصدق به نخست وزیری را خواستار شد . آیت الله کاشانی تهدید کرد ، در صورتی که احمد قوام کنار نرود اعلام جهاد کرده و کفن می پوشد و پیشاپیش مردم حرکت خواهد کرد . احمد قوام که مردی وابسته به استعمار و در خدمت دستگاه استبدادی بود ، بلافاصله پس از نخست وزیری ، نغمه شوم جدایی دین از سیاست را سر داد و لبه تیز حملات خود را متوجه رهبری نهضت یعنی آیت الله کاشانی و نیروهای مسلمان کرد . آیت الله کاشانی هم با انتشار اعلامیه ای با صدور فرمان نخست وزیری قوام السلطنه به شدت اعتراض نمود و به این ترتیب وقایع سی تیر شکل گرفت و قیام عمومی مردم مسلمان ، در شهرهای مختلف ایران آغاز شد . هر چند این تظاهرات به وسیله عوامل شاه به خاک و خون کشیده شد ، هنگامی که یگان های ارتش و پلیس به تظاهرکنندگان حمله کردند ، دست کم 96 تن کشته و 750 نفر زخمی شدند . از آنجا که قوام محبوبیتی در میان مردم نداشت ، پشتیبانان مصدق طی تظاهرات خود بر خیابان های تهران و دیگر شهرها ، مسلط شدند .

 

 

کودتای 28 مرداد

 

 

در نهایت شاه ، عقب نشینی کرد و چون در رضایت و تطمیع آیت الله کاشانی توفیقی به دست نیاورد ، مجبور شد ، قوام را بر کنار کرده و بار دیگر مصدق را به نخست وزیری منصوب کند و وزارت جنگ را نیز به او بسپارد . مصدق پس از به دست گیری مجدد قدرت ، سرلشکر وثوق عامل کشتار مردم بی گناه در جریان این قیام را به معاونت جنگ منصوب نمود و چون آیت الله کاشانی به این عمل اعتراض کرد ، مصدق در نامه ای ، از آن روحانی مجاهد خواست تا در امور سیاسی مداخله ننماید . این عمل ، پشتیبانی مردم را از مصدق برداشت و دولت مصدق که برای دومین بار در اثر مبارزات پیگیر مردم روی کار آمده بود ، بیشتر از سیزده ماه ، دوام نیاورد و سرانجام با کودتای آمریکایی 28 مرداد سال1332 شمسی دگرگون شد .

 

 

کودتای 28 مرداد




طبقه بندی: سیاسی،
برچسب ها: کودتای امریکابرای بازگرداندن شاه،

تاریخ : چهارشنبه 27 مرداد 1395 | 06:59 ب.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات

آمارایثارگران شهرستان نیشابور»

2300نفر

تعداد شهدای نیشابور

2400نفر

تعداد جانبازان 25%به بالا

3800نفر

تعداد جانبازان زیر 25%

6200نفر

تعداد کل جانبازان

313نفر

تعداد آزادگان

25000نفر

تعداد نیرو های بسیجی جبهه رفته

48000نفر

تعداد نیرو های بسیجی جبهه رفته چندباراعزام


  قرائت زیارت عاشورا درجمعی ازازادگان نیشابور 
*
93347490200441639203
42928691104034528327 
 
راوی ارتشی عراقی       من در خیلی از پادگان های که ایرانی ها اسیر بودند، فعالیت کرده و افراد زیادی را دیدم. از جمله همین حاج حسین اسلامی بود و با وجود اینکه 15 سال بیشتر نداشت اما به معنای واقعی دارای روحیه انقلابی و رهبری بود. از جمله خاطراتی که دارم این است که به ایشان گفتند به خمینی ناسزا بدهد ولی ایشان با قاطعیت این را نپذیرفت. هرچند من به ایشان گفتم این کار را بکن و خودت را خلاص کن ولی باز هم این کار را نکردند.
من در آن زمان با اسرای زیادی دیدار و برخورد داشتم که خیلی آدم های خوبی از لحاظ اخلاقی بودند؛ نماز می خواندند، ورزش می کردند و با یکدیگر مهربان بودند که این اخلاقیات در دوران اسارت بسیار قابل توجه است.
 
* شکنجه اسرا
 
وقتی اسیر به پادگان ها می آمد یکسری برخوردها یا به اصطلاح عراقی ها حال دادن (!) بر سر او انجام می دادند ولی در پادگان 5 که ما بودیم دیگر اسیر این مراحل را گذرانده بود و نیازی به شکنجه یا کتک کاری نبود، ولی اسرای ایرانی هرکدام یک ابوترابی، یک خمینی و یک حاج حسین عبدالستار بودند.
در پادگان شماره 11 نیز چون حدود 5 هزار نفر گردآوری شده بودند، نه غذا کفایت می کرد و نه جا و حتی لباس کافی هم وجود نداشت. لذا می خواستند اینها را به صلیب سرخ تحویل دهند. من وقتی رفتم آنجا خیلی وحشت زده شدم چون خیلی بد برخورد می کردند و اسرای ایرانی را بسیار خشن می زدند.
در یکی از گروهها سه نفر روحانی وجود داشت که خیلی با تعصب بودند. چون برای مرتب کردن صفوف باید با شعار مرگ بر خمینی (!) می نشستند و دوباره می ایستادند. ولی این سه نفر اسرا را دعوت می کردند که این شعار را تکرار نکنند که باعث شد مشکلاتی به وجود آید به همین دلیل عراقی ها روی بدنشان میله های داغ گذاشتند.
ببخشید. علاقه ای به بیان بیشتر از این شکنجه ها ندارم.
 
* آشنایی با مرحوم ابوترابی
 
ابتدا من در پادگان شماره 5 با مرحوم ابوترابی آشنا شدم ولی قبل از اینکه ایشان را ببینم، درباره شان شنیده بودم و یک ذهنیت اینکه ایشان رهبری معنوی اسرا را دارد درباره اش داشتم. من به یک رازی در رابطه با ایشان رسیدم و آن اینکه ایشان تمام خصلت های اهل بیت را دارد شهامت، جهاد، وطن دوستی و.... علاوه بر اینها ایشان کاملا به زبان عربی تسلط داشت و این باعث آشنایی بیشتر من با ایشان شد.
به غیر از آقای ابوترابی بیشترین خاطره را از حسین عبدالستار اسلامی، احدی، حسن محمدی و ... دارم. البته بیشتر از همه ابوترابی را به یاد می آورم چون من بعد از تحول روحی، همه مشکلات خانواده ام را برای او تعریف می کردم چون به او ایمان آورده بودم و می دانستم که به عنوان یک مرد تمام عیار صبور و مؤمن بود و همه اسرا هم می دانستند که من چقدر با ایشان صحبت می کردم.
 
* علت حضور در ایران
 
من در طول این مدت چندین بار می خواستم که به دیدار اسرای زیر دستم بروم و با آنها ملاقات داشته باشم. ولی وقتی در ایران با راننده ها صحبت می کردم، می گفتند آقای ابوترابی را می شناسیم ولی از نزدیک او را نمی شناختند. حتی وقتی با بعضی ایرانیها صحبت می کردیم و آنها را خوش برخورد می یافتیم با وجود ترسی از معرفی خودم داشتم، از آنها هم سوال می کردیم فقط او را از نزدیک می شناختند ولی از نزدیک اطلاعی نداشتند.
تا اینکه در مشهد در یک هتل در مشهد نشسته بودیم و صاحب آن هتل آقایی بود به نام امیر که این قضیه را هم از او پرسیدم. او گفت بله من آنها را می شناسم. ایشان دو نفر را به من معرفی کرد و من با آنها ملاقات کردم و قرار بر این شد که در سفر آینده (که همین سفر باشد) با چند اسیر ایرانی دیدار داشته باشم که نهایتا هم با آقای اسلامی ملاقات داشتم.
 
* ملک فهد عامل جنگ ایران و عراق
 
در زمان اشغال کویت، من در بندر احمدی خودم را تسلیم کردم و پیراهنم را به نشانه صلح بالا آوردم. خیلی از فرماندهان هم همین کار را کردند و خودشان را تسلیم کردند. بعد از هفت روز اذیت و آزار ما را بردند عربستان. در آنجا ما را سوار خودرویی کردند و داخل شهر چرخاندند و نکته جالب این بود که مردم عربستان وقتی ما را به عنوان اسیر عراقی می دیدند، آب دهان به ما پرتاب می کردند.
یک مترجم کویتی بود که برای نیروهای خارجی ترجمه می کرد. او از من سؤال کرد که می دانی علت جنگ ایران و عراق چه بوده و من گفتم نه. او گفت که علت اصلی این جنگ پادشاه عربستان، ملک فهد است. من پرسیدم چرا؟ او توضیح داد که توافقی بین صدام و ملک فهد صورت گرفته که صدام نیروی انسانی خود را در این جنگ به کار بگیرد و فهد مادیات را تأمین کند. برای همین هر کس از عراقی ها در این جنگ کشته شده باشد (ما در آن زمان آنها را شهید می دانستیم) به خانواده اش یک خانه و یک ماشین تعلق می گرفت و در واقع ملک فهد اینها را تأمین می کرد.
 
* حرفی برای جوانان ایرانی
 - امیدوارم مردم ایرانی زندگی خوب و راحت و آرامی داشته باشند و انشاء الله کل شیعیان جهان مشکلی با هم نداشته باشند و تفرقه بین آنها از بین برود. همین الان روزانه 5 هزار ایرانی وارد خاک عراق می شوند و این مایه افتخار ماست همین طور تعداد زیادی عراقی نیز به ایران مسافرت می کنند. من خدا را شکر می کنم که با چنین افرادی در زمان اسارتشان در عراق آشنایی پیدا کردم. قدر امنیت و آزادی کشورتان را بدانید که گرفتار آمریکایی ها نیستید.



طبقه بندی: دفاع مقدس، بصیرت،
برچسب ها: بازگشت برستوها،

تاریخ : دوشنبه 25 مرداد 1395 | 06:15 ب.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
   
عملیات عاشورای 3

احیای دوباره تیپ 10 سیدالشهدا (ع)سپاه :


مدتی بود که به تیپ سیدالشهدا (ع)(که بعدها به لشکر تغییر یافت)مأموریتی واگذار نشده بود. این تیپ عنوان یگان خط شکن را داشت و حریف جدی لشکر گارد ریاست جمهوری عراق به حساب می‌آمد. بحث عملیات عاشورای 3 به فاصله یک روز پس از انجام عملیات عاشورای 2 در منطقه عمومی فکه مطرح شد. با توجه به این که آن محور حدود عملیات والفجر مقدماتی و رمضان بود، قسمت‌هایی از میدان‌های مین قدیمی در آن منطقه باقی مانده و تعدادی نیز به واسطه رمل و طوفان و سیلاب در زیر خاک پنهان شده بود. به همین دلیل کار عملیات با همت نیروهای گردان تخریب این تیپ و به فرماندهی شهید حاج محمود نوریان باز شد تا نیروهای عمل‌کننده سپاه در ساعت 2 و 19 دقیقه بامداد روز 25 مرداد ماه 1364 با رمز یا سیدالشهدا (ع)دست به حمله زده و با انهدام 2 گردان از تیپ 108 لشکر 16 ارتش عراق در شمال فکه، تعداد 635 تن از آنان را کشته و زخمی یا به اسارت بگیرند. هم‌چنین در این حمله ضربتی یک روزه 2 دستگاه تانک، و پل ارتباطی، یک پارک موتوری، 19 انبار مهمات، یک دستگاه لودر و تعدادی از ادوات و تجهیزات مهندسی دشمن نابود شده و شماری سلاح سبک و نیمه سنگین به همراه چندین قبضه خمپاره‌انداز و وسایل مخابراتی و لجستیکی به غنیمت گرفته شد.


نگاهی دیگر

بعد از عملیات خیبر مدتها بود که به تیپ سیدالشهدا (ع) مأموریتی واگذار نشده بود.لذا پس از انتصاب فرمانده جدید اجرای یک عملیات ضربتی محدود با هدف انهدام نیروی دشمن و تقویت روحیه رزمندگان اسلام ضرورت یافت .بحث عملیات «عاشورای 3» به فاصله یک روز پس از انجام عملیات عاشورای 2 در منطقه عمومی فکه مطرح شد. با توجه به این که آن محور حدود عملیات والفجر مقدماتی و رمضان بود، قسمت‌هایی از میدان‌های مین قدیمی در آن منطقه باقی مانده و تعدادی نیز به واسطه رمل و طوفان و سیلاب در زیر خاک پنهان شده بود. به همین دلیل راه کار عملیات با همت نیروهای گردان تخریب این تیپ و به فرماندهی شهید «حاج محمود نوریان» باز شد تا نیروهای عمل‌کننده سپاه در ساعت 2 و 19 دقیقه بامداد روز 25 مرداد ماه 1364 با رمز «یا سیدالشهدا (ع)» دست به حمله زده و با انهدام 2 گردان از تیپ 108 لشکر 16 ارتش عراق در شمال فکه، تعداد 635 تن از آنان را کشته و زخمی یا به اسارت بگیرند. هم‌چنین در این حمله ضربتی یک روزه 2 دستگاه تانک، و پل ارتباطی، یک پارک موتوری، 19 انبار مهمات، یک دستگاه لودر و تعدادی از ادوات و تجهیزات مهندسی دشمن نابود شده و شماری سلاح سبک و نیمه سنگین به همراه چندین قبضه خمپاره‌انداز و وسایل مخابراتی و لجستیکی به غنیمت گرفته شد. لازم به ذکر است گردان حضرت علی اکبر (ع) به دلیل تغییر در کادر و نیز نداشتن نیرو در این عملیات شرکت نداشت.

گردانهای عمل كننده در این عملیات :


1- گردان حضرت علی اصغر (ع)
2- گردان حضرت قمر بنی هاشم (ع)
3- گردان حضرت قاسم (ع)

اسامی شهداء :
در طی این عملیات

1- یوسف شاه كرمی
2- علی افشاری
3- حسین حقیقت
4- علیرضا زمانی شریف آبادی
5- پرویز برومند صفا
6- علی سووری
7- رضا ساری
8- سعید شعبانی
9- نورالدین شمس
10- محمود محبی به شهادت رسیدند .

خاطرات این عملیات :


1- قسمتی از دست نوشته های برادر جانباز حاج علی اصغر كوثری كه بیانگر حال و هوای معنوی رزمندگان اسلام در این عملیات است :

نیروهای اعزامی از كرج در قالب چهار گروهان سازماندهی شده بودند پس از طی یك دوره آموزشی دراردوگاه تیپ حضرت سیدالشهداء (ع) در ساختمانهای ستاد بازسازی جهاد سازندگی كرج كه هنوز سقف نداشت مستقر شدند آن روزهای داغ مرداد ماه تابستان استان خوزستان كه روزهای آن به مانند كوره داغ یكپارچه آتش بود با همت بچه ها حسینیه ای درست شد رزمنده ها ظهرها در آن هوای داغ و سوزان با اشتیاق برای برپایی نماز جماعت حضور بهم میرساندند گاهی اوقات براثر داغی تابش آفتاب پشانی بچه ها كه روی  مهر نماز قرار می گرفت می سوخت ، امام جماعت نماز را خیلی سریع می خواند تا بچه ها در گرما اذیت نشوند اما این عاشقان دلباخته حضرت دوست گاهی اوقات تا یك ساعت بعد از نماز در حال سجده و یا خواندن دعا و مناجات بعد از نماز بودند در این میان شهید ابوالقاسم كشمیری كه مربی تخریب بود وقتی سر از سجده بر میداشت سجده گاه او از اشك چشمانش خیس شده بود .

2- در شب عملیات عاشورای 3 هنگامی كه گردان در معبر میدان مین پشت سیم خاردار قرارگرفت شهید قاسم  اصغری معاون گردان تخریب تیپ وقتی متوجه شد كه انبر سیم چین جا مانده و درگیری در جناحین شروع شد قبل از اینكه دشمن رو به رو هشیار شوند و ما دچار تلفات شویم به فرمانده گردان گفت من روی سیم خاردار ها می خوابم تا نیروها از روی من عبور كنند وقتی كه با مخالفت برادران روبرو شد بی درنگ خود را به روی سیم خاردار ها انداخت و با فریاد آنها را به نام مقدس بی بی حضرت فاطمه زهرا (س) پس از اتمام عملیات امدادگرها به سراغ او رفتند او را  غرق خون بی رمق و بی هوش یافتند و بدنش در اثر نشستن نیش سیم خاردارها سوراخ سوراخ شده بود . روحشان شاد راهشان پر رهرو باد .


خلاصه گزارش عملیات :

نام عملیات: عاشورای 3 ـ ضربتی
زمان اجرا: 25/5/1364
مدت اجرا: یک روز
تلفات دشمن (کشته، زخمی و اسیر): 635
رمز عملیات: یا سیدالشهدا
مکان اجرا: منطقه عمومی فکه ـ جبهه میانی جنگ
ارگان‌های عمل‌کننده: نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
اهداف عملیات: انهدام قوای جنگی دشمن و گرفتن فرصت عکس العمل و طراحی نبرد




طبقه بندی: دفاع مقدس، عشقستان، پیامک،
برچسب ها: عملیات عاشورای 3،

تاریخ : یکشنبه 24 مرداد 1395 | 06:07 ب.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
  

امام رضا (ع) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا (ص) و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام (ص) است. بنابر نظر مشهور مورّخان وی در یازدهم ذی قعده سال ۱۴۸ هـ. ق، در مدینه منوّره متولد شد. نام مبارکش، علی، کنیه آن حضرت، ابوالحسن و دارای القاب متعددی از جمله؛ رضا، صادق، ‏صابر، فاضل، قرة ‏اعین المؤمنین و... هستند، اما مشهورترین لقب ایشان، «رضا» به معنای «خشنودی» است.

پدر بزرگوار امام رضا، امام موسی کاظم (ع) پیشوای هفتم شیعیان بودند که در سال ۱۸۳ ﻫ.ق، به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند، و مادر گرامیشان نجمه (تکتم) نام داشت.

امام رضا (ع) در مدینه، پس از شهادت پدر، امامت بر مردم را بر عهده گرفت، و به رسیدگى امور پرداخت، شاگردان پدر را به دور خودش جمع کرد و به تدریس و تکمیل حوزه علمیه جدش امام صادق (ع) مشغول شد و در این راستا گام هاى بزرگ و استوارى برداشت.

مدت امامت حضرت رضا(ع)، حدود ۲۰ سال طول کشید، که ۱۷ سال آن در مدینه و سه سال آخر آن در خراسان گذشت.




طبقه بندی: زندگینامه، مراسمات، مظلومیت مطلق،
برچسب ها: میلادنور،

تاریخ : شنبه 23 مرداد 1395 | 08:46 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات

روز مقاومت اسلامی

به مناسبت روز مقاومت اسلامی

مواضع سیاسی حزب الله در دهه هشتاد میلادی، به علت خشونت بیش از حد اسرائیل و حمایت صریح قدرت‌­های خارجی از آن، ابعاد بسیج مردمی و نظامی را در بر می‌­گرفت. تجاوز گسترده رژیم صهیونیستی به خاک لبنان در سال ۱۹۸۲، و اشغال نیمی از خاک این کشور به منزله جنگ ششم عرب­‌ها و اسرائیل بود که در واقع آغاز مقاومت اسلامی از سوی حزب الله را رغم زد، زیرا علاوه بر لبنان در جنگ­‌های قبلی سرزمین­‌های عربی از جمله فلسطین اشغال شده بود و وظیفه اسلامی برای آزاد سازی آنها مطرح بود.

حزب الله این مهم را بر عهده گرفت و عملیات مقاومت اسلامی را بر ضد اسرائیل با امکانات بسیار اندکی که فراهم بود و نیروهای انسانی کم آغاز کرد تا گامی باشد، در راه پایه گذاری همه جانبه یک پروژه مقاومت کامل که هدف از آن، رد هر گونه امتیاز دهی ارضی و عدم پذیرش سوء استفاده دشمن از ضعف و ناتوانی واقعی فلسطینیان و عرب­‌ها و در نتیجه جلوگیری از تحقق اهداف آن بود؛ از این رو بر اولویت مقاومت تأکید شد که این مسئله به کارگیری همه امکانات و نیروها را نیاز داشت.

مقاومت مجاهدانه و همت عالی حزب الله در نبردی ۳۳ روزه، تمام اقدامات انجام شده، در جهت تحقق طرح خاورمیانه بزرگ را به چالش کشید و توطئه­‌های شوم صهیونیسم بین الملل و نظام سلطه جهانی را با شکست مواجه ساخت.

تحلیل­گران مسائل سیاسی معتقدند که حزب الله لبنان با حرکت منطقی خود، جهان اسلام را از توطئه‌­ای بزرگ نجات داد که در صورت اجرا، جهان اسلام هزینه‌­هایی چند صد برابر بیش از تلفات و خسارات جنگ کنونی رژیم صهیونیستی بر ضد لبنان، پرداخت می­‌کرد. حزب الله شیعی، در یک حرکت توحیدی، از حماس فلسطین و سنی حمایت کرد و با ارائه یکی از بزرگ‌ترین حماسه‌های همبستگی دینی امضا شده با خون، موفق شد که طرح جنگ مذهبی میان شیعه و سنی آمریکا را محاصره کند و زمینه‌های گسترش آن را در سطح جهان اسلام از بین ببرد۱٫ تجربیات نظامی نیروهای مقاومت تحت حمایت و زیر نظر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران سریع رشد کرد؛ اگر چه همه امکانات لازم برای مقاومت فراهم شد، اما همواره تلاش بر این بود تا از آنچه فراهم آمده است، به صورت کامل استفاده شود و کوشش­‌های مستمری برای جبران کاستی­‌ها صورت گیرد. مقاومت اسلامی همراه ماهیت و عملیات جهادی خود را اقدامی برای آزاد­سازی و نه یک فرایند سیاسی اعلام کرده است. با توجه به استراتژی توسعه طلبانه اسرائیل غاصب، حزب الله تنها هدفی را که دنبال می کرد، به اوج رساندن حالت بسیج مردمی و باقی ماندن در موضع استقامت و مقابله با متجاوز بود؛ تا بدین وسیله، کلیه بازیگران سیاسی در قبال طرح های سیاسی داخلی یا در خصوص جنوب لبنان، احساس آسودگی خاطر یا بی تفاوتی نکنند۲٫

حزب الله با سی و سه روز مقاومت دلیرانه تجربه‌­ا‌‌ی برجسته را در مقاومت و فداکاری را به تمامی ملت­‌ها عرضه کرده؛ به این ترتیب است که دشمن به ستوه می­‌آید و مایه درس‌­آموزی همه ملت‌­های مبارز و اعجاب و تحسین دولت و ملت ایران قرار گرفته است.

سید احمد سجادی 

نتیجه تصویری برای روزمقاومت اسلامی 


طبقه بندی: مراسمات، خاطرات،
برچسب ها: مقاومت اسلامی،

تاریخ : شنبه 23 مرداد 1395 | 08:37 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات

عملیات کربلای1

به دنبال عملیات غافلگیر کننده والفجر 8 و تصرف شهر استراتژیک فاو توسط رزمندگان اسلام و به هم خوردن توازن سیاسی – نظامی به نفع جمهوری اسلامی، رژیم عراق شیوه ای جدید برگزید و درصدد فعال شدن در جبهه زمینی و موضع تهاجمی برآمد و این استراتژی را بعد از اشغال مهران، به استراتژی دفاع متحرک نامگذاری کرد.

عراق می کوشید تا با ادامه عملیات های خود نقاط دیگری را تصرف کند. ادامه چنین وضعیتی می توانست عواقب وخیمی را هم از بُعد نظامی و هم از بُعد سیاسی برای جمهوری اسلامی ایران به دنبال داشته باشد . بر همین اساس، برای مقابله با حرکت جدید عراق انجام عملیات برای آزاد سازی شهر مهران و ارتفاعات آن مورد تاکید قرار گرفت.

این استراتژی بعد از بازپس گیری منطقه والفجر 9 (منطقه چوارتا) که از تاریخ 16/12/64 شروع شد، در تاریخ 27/2/65، با آزاد سازی مهران به اوج خود رسید و با ضربه سختی که دشمن در جریان این آزاد سازی متحمل شد، پایان یافت.

از هنگام شروع تهاجم جدید ارتش عراق، وحدت و هم دلی نیروهای رزمنده ایرانی به شکل زیبایی جلوه گر شد و برادران ارتشی، سپاهی و بسیج مردمی پا به پای هم در مقابل تهاجم دشمن به مقاومتی دلیرانه دست زدند.

حمله عراق به مهران

ارتش عراق، ساعت یک بامداد 27/2/65، در منطقه مهران دست به تهاجم زد و شهر و حومه آن و برخی از ارتفاعات منطقه را تصرف کرد. در این زمان واحدهای ارتشی، مرکب از 6 گردان پیاده و 2 گردان زرهی، مسئولیت خطوط پدافندی را در این منطقه به عهده داشت و نیروهای سپاه نیز ، پشتیبانی از این منطقه را به طور کامل بر عهده نگرفته بود.

اهداف عملیات

باز پس گیری شهر مهران و سلسله ارتفاعات قلاویزان و دستیابی به مرز و تامین کل منطقه.

منطقه عملیات

منطقه عملیاتی از جنوب به ارتفاعات قلاویزان، از شمال به ارتفاعات نمه کلان کوچک، از غرب به امتداد غربی ارتفاعات قلاویزان و پاسگاه مرزی بهران آباد، و از شرق به جاده مهران – دهلران منتهی می شد.

پس از اشغال مهران، استحکامات و موانع متعددی توسط دشمن ایجاد شد. در محور شمالی (جاده ایلام – مهران و باغ کشاورزی) هفت ردیف مین همراه با کانال و بیش از پنج ردیف سیم خاردار رشته ای وجود داشت. در محور میانی (حد فاصل رودخانه گاوی و جاده دهلران – مهران) به لحاظ کوهستانی بودن منطقه، استحکامات نسبتاً ضعیف بود. در محور جنوبی (ارتفاعات قلاویزان) سنگرهای کمین و در بعضی شیارها، یک ردیف سیم خاردار و مین وجود داشت.

استعداد دشمن

منطقه مورد نظر برای عملیات، تحت مسئولیت لشکر 17 زرهی از سپاه دوم عراق بود. حفظ پدافندی این لشکر از رودخانه کنجاپنجم به سمت میان کوه امتداد می یافت. علاوه بر یگان های سازمانی این لشکر (تیپ های 70 زرهی، 59 زرهی و 705 پیاده) یگان های زیر نیز تحت امر آن بودند:

- تیپ های 433 ، 417 و 425 پیاده.

- تیپ 1 کماندویی و گردان کماندو لشکر 40 پیاده.

با شروع عملیات، یگان های زیر نیز وارد منطقه شدند:

- تیپ 1 مکانیزه، 4 و 5 پیاده، 3 نیروی مخصوص، 2 و 10 زرهی از گارد ریاست جمهوری.

- تیپ های 71، 72 و 3 پیاده از لشکر 35 پیاده.

- تیپ های 501، 113، 95، 118 و 108 پیاده.

- تیپ 24 مکانیزه.

- تیپ های 2، 3 و 5 کماندو، گردان کماندویی لشکر 20 پیاده و گردان کماندویی لشکر 2 پیاده.

- تیپ 65 نیروی مخصوص.

- گردان های 763، 110، 15، 766، 217، 238، 53، 247 و 489 توپخانه.

قوای خودی

قرارگاه نجف هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

- لشکر 27 محمد رسول الله (ص) با 7 گردان پیاده + گردان تانک.

- لشکر 17 علی ابن ابی طالب (ع) با 3 گردان پیاده + 1 گروهان تانک.

- لشکر 5 نصر با 3 گردان پیاده.

- لشکر 25 کربلا با 4 گردان پیاده + 1 گردان تانک.

- لشکر 10 سید الشهدا (ع) با 3 گردان پیاده.

- لشکر 41 ثارالله (ع) با 4 گردان پیاده + گردان تانک.

- تیپ مستقل 21 امام رضا (ع) با 2 گردان پیاده.

- تیپ مستقل 15 امام حسن (ع) با 5 گردان پیاده.

- تیپ مستقل 662 بیت المقدس با 2 گردان پیاده .

- گردان مستقل 38 زرهی ذوالفقار با 1 گروهان تانک.

- 2 گردان توپخانه سپاه + 4 گردان توپخانه ارتش.

طرح عملیات

تلاش اصلی بر انجام عملیات از محور ارتفاعات قلاویزان و یال های آن تا رودخانه گاوی در نظر گرفته شد. بر همین اساس، عملیات در سه مرحله به ترتیب زیر طراحی گردید:

مرحله اول؛ تامین ارتفاعات قلاویزان ایران تا روستای امام زاده سید حسن.

مرحله دوم؛ تامین ارتفاعات جبل حمرین تا شیار مگ سوخته و در امتداد آن، تامین روستاهای بهین، بهروزان و هرمزآباد

مرحله سوم؛ تصرف خاکریز عملیات والفجر 3، که روستای فرخ آباد تا زیر ارتفاعات 223 قلاویزان داشت و در نتیجه مهران در این مرحله تامین گردید.

شرح عملیات

مرحله اول عملیات در ساعت 22:30 روز 9/4/1365 با رمز یا ابا الفضل العباس، ادرکنی آغاز شد و نیروهای خودی در اغلب محورها خطوط دشمن را شکسته و تا قبل از روشنایی صبح ضمن انهدام بیش از 10 گردان پیاده عراق، اهداف مرحله اول و قسمتی از مرحله دوم عملیات را به تصرف درآوردند.

ساعاتی بعد، دشمن با به کارگیری نیروهای احتیاط خود به محور امامزاده سید حسن پاتک کرد که با مقابله قوای خودی خنثی شد. سپس، یگان های خودی با مشاهده از هم گسیختگی نیروهای دشمن، عملیات را – طی روز اول – بدون وقفه ادامه دادند.

در شب دوم، کلیه یگان های عمل کننده ضمن پیشروی در باقی مانده محدوده مرحله دوم عملیات، تا قبل از روشنایی صبح، خط سراسری – از هرمزآباد تا شیار مگ سوخته – را کاملا تامین کرده و مقداری از محدوده مرحله سوم عملیات را نیز تامین کردند.

از آغاز روز دوم (11/4/1365) عملیات در کلیه محورها ادامه یافت و نیروهای رزمنده ضمن به اسارت درآوردن تعدادی از نیروهای دشمن، به باغ کشاورزی وارد شدند و سپس در حدود ساعت 12 این روز نیز شهر مهران آزاد شد.

ساعت 6 صبح روز سوم، دو تیپ گارد ریاست جمهوری به ارتفاع 210 پاتک کرد، پس از یک درگیری سخت ارتفاع مذکور را تصرف کرد. به همین خاطر، نیروهای خودی مستقر در این منطقه حدود 200 متر عقب آمدند.

در ادامه عملیات، رزمندگان از محورهای قلعه کهنه و فرخ آباد به طرف تپه های غلامی و پاسگاه دراجی حرکت کرده ضمن پاکسازی کامل منطقه، تعداد زیادی از نیروهای دشمن را به اسارت درآوردند.

در جریان مرحله چهارم عملیات، که از ساعت 24 روز 12/4/1365 آغاز شد، با ورود قوای خودی به روستای فیروز آباد، دشمن عقب نشینی کرد. سپس، خاکریزی از فیروزآباد تا یال های ارتفاعات قلاویزان احداث کردند. درگیری، همچنان در اطراف ارتفاعات 223 ادامه داشت و دشمن، فشاری قابل ملاحظه در نقاط مختلف وارد کرده، تنها ارتفاعات فوق را در تصرف خود نگه داشته بود. حدود ساعت 7 صبح روز چهارم (13/4/1365) پاتک شدید دشمن روی ارتفاعات قلعه آویزان – به منظور تصرف قله 200 – شروع شد؛ لیکن با مقاومت و حملات پی در پی قوای خودی، این پاتک شکست خورد.

در روز پنجم، ارتفاع 210 مجددا به تصرف نیروی خودی درآمد و در سحرگاه روز ششم نیز رزمندگان در مرحله پنجم عملیات با حمله به ارتفاع 223، ضمن تامین اهداف تعیین شده، قرارگاه تاکتیکی لشکر 17 زرهی عراق را به تصرف درآوردند.

در تاریخ 18/4/1365، علاوه بر تصرف باقی مانده یال های غربی ارتفاع 223، قرارگاه تاکتیکی تیپ 24 مکانیزه عراق منهدم و فرمانده آن به همراه تعدادی دیگر اسیر شد.

ارزیابی عملیات کربلای 1

عملیات موفق کربلای یک، پایانی بود بر استراتژی دفاع متحرک عراق و نیز نقطه شروع امیدوار کننده ای برای نیروهای خودی جهت انجام عملیات محدود ایذایی.

منفعل کردن سیاست تهاجمی عراق، هدف عمده ای بود که نیروها به خوبی توانستند به آن دست یابند.

سرعت عمل، اعتقاد یگان ها، حفاظت عملیات، فریب دشمن، تناسب نیروها با طرح عملیات، انجام کارهای مهندسی لازم و ... از جمله عوامل بارز و موثر در این عملیات بود.

نتایج عملیات

طی این عملیات، منطقه ای به وسعت 175 کیلومتر مربع از خاک ایران و نیز عراق شامل شهر مهران و روستاهای اطراف آن، جاده دهلران – مهران – ایران ، ارتفاعات حساس و سرکوب قلاویزان و حمرین و نیز دو پاسگاه مرزی آزاد شد. هم چنین عقبه های دشمن از جمله شهرهای بدره و زرباطیه در دید و تیر قوای خودی قرار گرفت .

در این عملیات، 1210 نفر از نیروهای دشمن اسیر شدند.

خلاصه گزارش عملیات :

نام عملیات : کربلای 1

زمان اجرا : 9/4/1365

مدت اجرا : 10 روز

مکان اجرا : منطقه عملیاتی دشت مهران – جبهه میانی جنگ

رمز عملیات : یا ابوالفضل العباس(ع)

ارگان های عمل کننده : سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

اهداف عملیات : بازپس گیری دوباره شهر مهران و ارتفاعات مرزی منطقه و سرکوب و منفعل کردن دشمن




طبقه بندی: دفاع مقدس، عشقستان، شهدا،
برچسب ها: عملیات کربلای 1،

تاریخ : شنبه 23 مرداد 1395 | 08:01 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
 
زندگی نامه حضرت شاه چراغ

شناسنامه

خاک نسپردند.

نام: احمد

لقب: شاهچراغ، سید‌السادات

کنیه: ابوعبدالله

پدر: امام موسی کاظم علیه السلام

مادر: امّ احمد

تاریخ ولادت: نامشخص

تاریخ شهادت: بین سال‌های 203 تا 218 هجری قمری

قاتل: قتلغ خان(حاکم شیراز) به فرمان مأمون عباسی

محل دفن: شیراز

ولادت

تاریخ دقیق تولد حضرت احمد بن موسی شاه چراغ سلام الله علیه مشخص نیست. اخیراً در شورای فرهنگ عمومی استان فارس نامگذاری یک روز به نام بزرگداشت آن حضرت مطرح شد و متولیان امر تصمیم گرفتند که روز تولد آن حضرت را به عنوان مراسم بزرگداشت انتخاب کنند. لذا برای مشخص شدن روز دقیق تولد، مورخان و محققان تحقیقات خود را آغاز کردند. اما پس از بررسی های به عمل آمده کارشناسان به این نتیجه رسیدند که روز تولد حضرت شاه چراغ بدرستی مشخص نیست و در این خصوص نقلهای متفاوتی وجود دارد. از این رو تصمیم بر این شد که در دهه کرامت یعنی حدفاصل تولد حضرت معصومه سلام الله علیها و امام رضا علیه السلام یک روز به عنوان روز بزرگداشت حضرت احمد بن موسی «شاه چراغ» تعیین شود.

پدر و مادر

حضرت سید امیر احمد(ع) ملقب به شاه چراغ و سیدالسادات، فرزند بزرگوار امام موسی کاظم علیه السلام است.

مادر وی، مشهور به «ام احمد»، مادر بعضی از فرزندان حضرت موسی بن جعفر(ع) بوده است.

ایشان داناترین، پرهیزگارترین و گرامی ترین زنان در نزد آن حضرت بودند و حضرت اسرار خود را به وی می گفتند و امانتشان را نزد وی به ودیعه می گذاشتند.

بیعت با علی بن موسی الرضا علیه السلام

 چون خبر شهادت حضرت موسی کاظم علیه السلام امام هفتم شیعیان در مدینه شایع شد، مردم به در خانه ام احمد، مادر حضرت شاه چراغ «احمد بن موسی» گرد آمده و حضرت سید میر احمد را با خود به مسجد بردند، زیرا از جلالت قدر و شخصیت بارز و اطلاع بر عبادات و طاعات و نشر شرایع و احکام و ظهور کرامات و بروز خوارق عادات که در آن جناب سراغ داشتند، گمان کردند که پس از وفات پدرش امام موسی بن جعفر علیه السلام امام بحق و خلیفه آن حضرت فرزندش «احمد» است.

به همیت جهت در امر امامت با حضرتش بیعت کردند و او نیز از مردم مدینه بیعت بگرفت، سپس بر منبر بالا رفت، خطبه ای در کمال فصاحت و بلاغت انشاء و قرائت فرمود، آنگاه تمامی حاضرین را مخاطب ساخته و خواست که غائبین را نیز آگاه سازند و فرمود: همچنان که اکنون تمامی شما در بیعت من هستید، من خود در بیعت برادرم علی بن موسی علیه السلام می باشم، بدانید بعد از پدرم برادرم «علی» امام و خلیفه ی بحق و ولی خداست. و از جانب خدا و رسول صلی الله علیه و آله و سلم او، بر من و شما فرض و واجب است که امر آن بزرگوار را اطاعت کنیم و به هر چه امر فرماید گردن نهیم.

پس از آن شمه ای از فضایل و جلالت قدر برادرش علی علیه السلام را بیان فرمود، تا آنجا که همه حاضران گفته های آن بزرگوار را اطاعت کردند، ابتدا او بیعت را از مردم برداشت، سپس گروه حاضران در خدمت احمد به در خانه حضرت امام علی بن موسی علیه السلام آمده همگی با آن جناب بر امامت و وصایت و جانشینی امام موسی بن جعفر علیه السلام بیعت نمودند. و حضرت امام رضا علیه السلام درباره برادرش احمد دعا کرد و فرمود: همچنان که حق را پنهان و ضایع نگذاشتی، خداوند در دنیا و آخرت تو را ضایع نگذارد.

سفر به ایران

 شیعیان و محبان اهل بیت علیهم السلام، پس از حضور با برکت امام هشتم علیه السلام در خراسان برای زیارت چهره تابناک امامت و ولایت از نقاط مختلف، به سوی ایران حرکت می کنند. حضرت احمد بن موسی(ع) نیز در همین سال ها(198-203 ه. ق) با جناب سید امیر محمد عابد و سید علاءالدین حسین(برادران ایشان) و جمع زیادی از برادرزادگان و محبان اهل بیت علیهم السلام، به قصد زیارت حضرت رضا علیه السلام از مدینه حرکت می نمایند تا از طریق شیراز به طوس عزیمت کنند. در بین راه نیز عده کثیری از شیعیان به آنان ملحق می شوند. خبر حرکت چنین قافله بزرگی مأمون خلیفه عباسی را به وحشت انداخت.

سفر به شیراز

 در زمانی که حضرت امام علی بن موسی(ع) با ولایتعهدی تحمیلی در «طوس خراسان» بودند، حضرت احمد بن موسی(س) به اتفاق جناب سید محمد عابد و جناب سید علاءالدین حسین برادران خود و جمعی دیگر از برادرزادگان و اقارب و دوستان، به قصد زیارت آن حضرت از حجاز به سمت خراسان حرکت نمود. در بین راه نیز جمع کثیری از شیعیان و علاقه مندان به خاندان رسالت، به سادات معظم ملحق و به اتفاق حرکت نمودند تا جایی که می نویسند: به نزدیک شیراز که رسیدند، تقریباً یک قافله پانزده هزار نفری از زنان و مردان تشکیل شده بود. 

خبر حرکت این کاروان را به خلیفه وقت(مأمون) دادند. وی ترسید که اگر چنین جمعیتی از بنی هاشم و دوستداران و فدائیان آن ها به طوس برسند، اسباب تزلزل مقام خلافت گردد. لذا امریّه ای صادر نمود به تمام حکام بلاد که در هر کجا قافله بنی هاشم رسیدند، مانع از حرکت شوید و آن ها را به سمت مدینه برگردانید. به هرکجا این حکم رسید قافله حرکت کرده بود مگر شیراز.

 حاکم شیراز مردی به نام «قتلغ خان» بود. وی با چهل هزار لشکر جرّار، در «خان زنیان» در هشت فرسخی شیراز اردو زد و همین که قافله بنی هاشم رسیدند، پیغام داد که حسب الامر خلیفه، آقایان از همین جا باید برگردید. حضرت سید احمد(س) فرمود: «ما قصدی از این مسافرت نداریم، جز دیدار برادر بزرگوارمان». اما لشکر قتلغ خان راه را بستند و جنگ شدید خونینی شروع شد اما لشکر در اثر فشار و شجاعت بنی هاشم پراکنده شدند. 

لشکر شکست خورده، تدبیری اندیشیدند. بالای بلندی ها فریاد زدند: «الان خبر رسید که ولیعهد(امام هشتم علیه السلام) وفات کرد»! این خبر مانند برق، ارکان وجود مردمان سست ‎عنصر را تکان داده، از اطراف امام زادگان متفرق شدند. جناب سید احمد(س) شبانه با برادران و اقارب از بیراهه به شیراز رهسپار گردیدند و با لباس مبدّل پراکنده شدند.

شهادت

حضرت احمد بن موسی(س) برای امان از گزند حکومت، به همراه برادر خود مخفیانه به شیراز رهسپار شد. سید احمد در شهر شیراز در منزل یکی از شیعیان در منطقه «سردزک» که مرقد ایشان در این منطقه واقع است، سکنی گزید و در خانه این شخص مخفی گشت و شب و روز را به عبادت می گذرانید. 

«قتلغ خان» که جاسوسانی را برای شناسایی و دستگیر نمودن سادات که از مناطق خود فرار نموده بودند قرار داده بود، مکان ایشان را بعد از یک سال یافت و او و همراهانش را محاصره نمودند و نبردی بین آنها و مأموران حکومت در گرفت و سید احمد با شهامت و شجاعت هاشمی خود به دفاع از خود و همراهان خود پرداخت. 

هنگامی که «قتلغ» دانست که از طریق ستیز مسلحانه، قدرت از میان بردن آنان را ندارد؛ از طریق خانه همسایه او شدند و از طریق شکافی که در خانه همسایه درست کردند وارد خانه ای که سید أحمد در آن پناه برده بود، شدند و زمانی که او برای استراحت و تجدید قوا، پس از نبردی طولانی به خانه رفته بود، هنگام خروج، با شمشیری بر سر او ضربه ای وارد کردند. سپس به دستور «قتلغ خان» خانه را بر روی آن بدن شریف خراب کردند و زیر آوار باقی گذاردند. 

با توجه به تبلیغ گسترده حکومت و مأموران بر علیه تشیع و اهل بیت(ع) تعداد زیادی از مردم که از مخالفین تشیع بودند، حرمت بدن شریف نوه پیامبر را نگاه نداشتند و آن را در زیر آوار نگاه داشته و بهخاک نسبردند



طبقه بندی: شهدا، بصیرت، مظلومیت مطلق،
برچسب ها: شاهچراغ،

تاریخ : دوشنبه 18 مرداد 1395 | 06:58 ب.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
    http://bayanbox.ir/view/5950900734926007554/neyshabur-emamzadeh-mohammad-mahrough.jpg 

آستان مقدس امامزادگان محمد محروق و ابراهیم (علیهما السلام) ـ نیشابور

امامزاده محمد محروق (علیه السلام) از نوادگان حضرت امام سجاد (علیه السلام) است که نام و نسب مبارک ایشان بر لوحی مستور بر سر روضه ایشان به این ترتیب نگاشته شده است: «هذا قبر الامام محمد بن محمد بن زید بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب (علیه السلام)»(حاکم نیشابوری، 1375: 220).
طبق اسناد تاریخی، زید فرزند امام زین‌العابدین (علیه السلام) دارای چهار فرزند بود و محمد بن زید همان امامزاده محمد محروق (علیه السلام) است که در پی قیامی که ضد خلیفه وقت در خراسان صورت پذیرفت، به شهادت رسید و پیکر او را به آتش کشیدند و خاکستر آن را در محله تلاجرد از محله‌های قدیمی شهر نیشابور به خاک سپردند؛ لذا از این رو به محروق یعنی: سوخته معروف شده است. شهادت امامزاده به نقل از تاریخ الحاکم در سال دویست هـ.ق صورت گرفت و در اواخر همین سال حضرت علی بن موسی‌الرضا (علیه السلام) که به تقاضای مأمون عازم مرو بودند، در نیشابور قبر این امامزاده را زیارت فرمودند (سازمان اوقاف 1392) که به همین علت این مکان یکی از مهمترین قدمگاه‌های رضوی در نیشابور است.
علاوه بر این، امامزاده دیگری به نام ابراهیم (علیه السلام) نیز در این مکان دفن شده است که فرزند احمد بن موسی بن جعفر (علیه السلام) است. زندگانی امامزاده ابراهیم (علیه السلام)، طبق لوحه‌ای که در داخل حرم نصب شده، شجرنامه امامزاده به این شرح ذکر شده است که این بزرگوار در زمان ولی عهدی حضرت رضا (علیه السلام) در خراسان همراه با 450 نفر از بنی هاشم به ایران می‌آیند تا در امان باشند اما زمانی به خراسان می رسند که امام رضا (علیه السلام) به شهادت رسیده‌اند و لذا در جریان جنگی که با سپاهیان مأمون رخ می‌دهد به شهادت رسیده، در جوار امامزاده محروق (علیه السلام) نیشابور تدفین می‌شود. بنای آرامگاه ایشان در اندازه کوچک‌تر، متصل به مقبره امامزاده محروق است.
ارسال اطلاعات برای امامزاده
شما می توانید برای تکمیل اطلاعات پرتال امامزادگان و بقاع متبرکه ایران اسلامی برای این امامزاده اطلاعات وارد نمایید.
لطفا توجه بفرمایید که اطلاعات شما موثق و همراه با منابع باشد.
اطلاعات شما پس از تایید و ویرایش نهایی  در سایت بارگزاری خواهد شد.


   نوع اطلاعات:



طبقه بندی: مراسمات، بصیرت، شهدا، مظلومیت مطلق،
برچسب ها: روزتجلیل ازامام زادگان،

تاریخ : یکشنبه 17 مرداد 1395 | 07:58 ب.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
نتیجه تصویری برای امامزاده صالحنتیجه تصویری برای امامزاده صالح

نتیجه تصویری برای امامزاده صالح   

امامزاده صالح نام زیارتگاهی در محله تجریش تهران است. آن‌گونه که از کتیبه بالای سردر صحن برمی‌آید و براساس کتب بحرالانساب و کنز الانساب، از پسران امام موسی کاظم و برادران امام هشتم شیعیان علی پسر موسی (رضا) است. این زیارتگاه یکی از بزرگترین و مشهورترین زیارتگاه‌های تهران است. بنای امامزاده از سال ۱۳۵۱ در فهرست آثار ملی ایران قرار گرفته و به شماره ۹۰۹ ثبت گردیده است. تعداد زوار این امامزاده در حدود ۳۰ هزار تن در روز برآورد شده است.[۲]

محتویات

 

نسب امامزاده صالح

در کتاب کنز الانساب درباره نسب امامزاده صالح آمده است: «امامزاده صالح فرزند امام موسی کاظم است؛ که به شمیران آمده و در تجریش ایشان را به قتل رسانده‌اند.» در زیارت‌نامه وی نیز بدین موضوع اشاره شده است. همچنین کتیبه قدیمی ای که در گذشته بر سردر ورودی رواق نصب بوده است، این نکته را مورد تاکید قرار می‌دهد.

گفته شده است که فرزندان وی نیز به‌همراه او به ری آمده‌اند و بدین‌جهت برخی بقعه‌ها در تهران به ایشان منصوب است.[۳]

تاریخچه بقعه

بنای بقعه اصلی شامل ساختمان چهارگوش بزرگ و مستحکمی با دیوارهای قطور است و فضای درونی آن تقریباً ۵٫۶ متر مربع مساحت دارد. وضع طاق‌نماها و معماری ساختمان و پوشش آن از معماری بناهای سدهٔ هفتم و هشتم است. بنا به شواهد در امامزاده صالح کتیبه‌ای به سال ۷۰۰ ق وجود داشته که ظاهراً در تعمیرات و تغییر مدخل بنا از میان رفته است که بنا بر آن همزمان با پادشاهی غازان خان بوده است.

در داخل حریم وسیع امامزاده صالح صندوقی چوبین وجود دارد که احتمالاً به دوران اواخر صفوی یا افشار تعلق دارد و ضریح ممتاز نقره‌ای آن که اضلاع شرقی و شمال شرقی و غربی آن دارای محفظه مشبک مزین به نقره و ضلع جنوبی آن مشبک چوبی است از وقفیات مرحوم آقای میرزا سعیدخان وزیر امور خارجه اواخر قاجار است. در توسعه اول در حدود ۱۲۰۰ ق مسجد، حسینیه و حمام در صحن شمالی و در زمین‌هایی که توسط شجاع السلطنه، پسر ششم فتح‌علی‌شاه وقف امامزاده شد ساخته شده است.

ایوان ورودی و رواق در سمت شمال حرم واقع است و بالای حرم در رواق، لوح مستطیل خشتی کاشی‌کاری شده‌است که تاریخ ۱۲۱۰ هجری قمری را بر خود دارد و نام فتح‌علی‌شاه بر آن حک شده‌است. هلاکو میرزا فرزند فتح‌علی‌شاه قاجار در سال ۱۲۱۰ ق، بانی بازسازی و آذین‌کاری آن بوده‌است. وی گنبد را با کاشی پوشاند و در ورودی را از غرب به شمال که حیاط موقوفه پدرش بود بازگرداند. کتیبه‌ای بدین مضمون در بالای ورودی حرم نصب شد که اکنون موجود نیست:

هو المعز

بسم الله الرحمن الرحیم

ادخلوها بسلام آمنین

ایران که نظیر روضهٔ رضوان شد
از فتح‌علی‌شاه شه دوران شد
هر جا ز ملک‌زاده‌ای آمد آباد
این روضه چو جنت از هلاکوخان شد

معیر الممالک ساعتی را وقت حرم کرد که بر روی برجی نصب شده بود و توسط حسین‌قلی‌خان قاجار، برادر فتح‌علی‌شاه قالی به اندازه صحن تهیه و وقف گردید. این دو بیت از صبای کاشانی روی این قالی بافته شده است:

زهی حسین‌قلی‌خان که قالی‌ای گسترد
بر این رواق معلی ز همت عالی
نوشت کِلک صبا از برای تاریخش
که وقف مرقد صالح شده همین قالی

گنبد کاشی‌کاری‌شده بقعه در سال ۱۳۳۸ در آخرین سال عمر حسن فداکار با هزینه شخصی تعمیر و کاشی‌کاری مجدد شد. محوطه امامزاده صالح پیش از تغییر فضای خیابانی تجریش، محوطه‌ای کاملاً محصورشده همچون دیگر زیارتگاه‌های ایران بوده‌است؛ ولی امروزه از حصار دیوارها خارج شده‌است.

از سال ۱۳۵۴ تا کنون توسعه مرمت بنا در مراحل مختلفی توسط خیرین از جمله نقی فکری و اداره اوقاف انجام گرفته است.

در طبقه زیرین حرم سرداب است که سنگ قبر اصلی در آنجاست و تابه‌حال کسی اجازه ورود به آنجا را نداشته است.

طرح توسعه حال حاضر

طرح توسعه حرم با توجه به افزایش زائران از سال ۱۳۷۴ شروع شده و با خرید خانه‌ها و واحدهای تجاری اطراف جهت توسعه ادامه دارد. طبق طرح جامعی که برای این امامزاده درنظر گرفته شده، قرار است در سه مرحله، ۱۶ هزار متر مربع به فضای زیارتگاه اضافه شود.[۴]

چنار کهن‌سال

یکی از معروف‌ترین چنارهای کهن‌سال ایران که قدمت دست‌کم هشتصدساله داشته است در محوطه این امامزاده واقع شده بود که در آثار جهان‌گردان خارجی نیز بدان اشاره شده است. ژان دیولافوا دربارهٔ آن می‌نویسد[۵] :

محیط آن تقریبآ به ۱۵ متر می‌رسد، هریک از شاخه‌های آن مانند تنه درخت کهن‌سالی بر فراز بنای مسجد و اطراف آن سر به آسمان کشیده است. این درخت عده کثیری را در سایه خود پناه می‌دهد. مؤمنین در زیر آن نماز می‌خوانند. مکتب‌دار کودکان را در آنجا جمع کرده و درس می‌دهد. قهوه‌چی سماور و استکان و لوازم خود را درون حفره پایه درخت جای داده است.

سر هنری رالینسون نیز نوشته است در تجریش چنار بزرگی را اندازه گرفته که در ارتفاع پنج‌پایی، محیطش ۱۰۸ پا بوده است. این چنار در سال ۱۳۷۹ بریده شد.</ref name="encyclopaediaislamica.com"> یاکوب ادوارد پولاک نیز در نوشته‌های خود بدین درخت اشاره کرده است.[۶]

در مجله American Breeders Magazine شماره ۶ چاپ ۱۹۱۵ نیز بدین چنار و امامزاده صالح اشاره شده است.[۷]

در سال ۱۳۶۳ ش بر اثر نشست و ریزش مجرای قنات یادشده بر پایی درخت چنار به مخاطره افتاد این سند درباره چنین وضعیتی است (گزارش سازمان ملی حفاظت دربارهٔ چنار امامزاده صالح «جمهوری اسلامی ایران ۱۰۷۱/۱_۲۳/۷/۶۳ سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران / دفتر فنی تهران / ریاست محترم سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران

احتراماً پاسخ نامه شماره ۴۳۶۴/۱۴_۹/۶۳ در مورد چنار قدیمی امامزاده صالح تجریش توسط آقای حاج کریمی –معمار دفتر فنی –از چنار مزبور بازدید به عمل آمد. گزارش آن بشرح زیر به استحضار می‌رسد: ظاهراً علت نشست، ریزش مجرای قناتی است که سابقاً از این محل عبور می نموده که برای رفع خطر پیشنهاد می‌گردد ابتدا درخت به طور کامل به نحوی که صدمه‌ای به آن وارد نشود مهار گشته، سپس خاکبرداری در محل فرونشسته برای مجرای قنات انجام شود و مجرا باسنگ و آجرو سیمانپی بندی و محکم گردد. هزینه مورد نیاز ۶۰۰۰۰ ریال برآورد.»

تنه این درخت به میزانی بوده است که پاره دوزی در آن دکه داشته، اما با وجود تلاشهای صورت گرفته خشک شده و بقایای آن در سالهای دهه هفتاد با مجوز میراث فرهنگی قطع شد.

کتاب‌شناسی

در آثار جهانگردان داخلی و خارجی از جمله دیالافوا به امامزاده صالح اشاره شده است و چند کتاب نیز پیرامون این امامزاده نگاشته شده.

  • جغرافیای تاریخی شمیران؛ نوشته منوچهر ستوده، موسسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی «قسمتی از کتاب در بارهٔ تجریش و جغرافیای تاریخی آن و قسمتی در مورد امامزاده صالح دارد»
  • بقاع متبرکه استان تهران؛ نوشته محمد جعفر سروقدی
  • آشنایی باسلاله پاکان «امامزاده صالح و امامزاده قاسم ؛ نوشته سید احمد موسوی؛انتشارات تورنگ «اطلاعات چندانی ندارد»

دایره المارف امامزادگان تهران، به کوشش جمعی از مؤلفان، بنیاد ایرانشناسی، جغرافیای تاریخی تهران. جعفر شهری. مرکز نشر دانشگاهی. دو کتاب نیز خود آستان در چند سال آخر تألیف کرده ۱-مفاتیح السعاده. به نشر.انتشارات آستان قدس رضوی۲-شرح حال و زیارت نامه صالح ابن موسی الکاظم. شکور لطفی.انتشارات زرین و سیمین کتابهای الانساب شیعه کتاب ناسخ التواریخ جلد ۷–۸در شرح حال موسی ابن جعفر و علی ابن موسی الرضا ئو کلیه کتابهایی که در زمینهٔ زندگانی و تاریخ زندگی موسی ابن جعفر تألیف شده اندبه دلیل اطناب مطلب از ذکر سایر منابع صرف نظر کردم

افراد و اشخاص مرتبط

مدفونان سرشناس

آستان امامزاده صالح در دورهٔ قاجار یکی قبرستان بوده است برخی چهره‌های برجسته ایران بنا به وصیت در محوطه دفن شده‌اند بنا به کتاب جغرافیای تاریخی شمیران تا سال ۱۳۷۱ ۵۰ تن از مشاهیر در این صحن مدفون هستند؛ که مدفونین در رحیاط و صحن اصلی در دورهٔ بازسازی امامزاده از بین رفته‌اند و اکنون امامزاده تنها یک قبرستان در زیرزمین آستان با نام رواق معصومیه دارد همچنین پیکر پنج سرباز گمنام و مجید شهریاری از دانشمندان هسته‌ای ترور شده ایران نیز در صحن مدفونند.[۸]

واعظان و امامان جماعت

محمود طالقانی هفته‌ای یکبار در مسجد وعظ داشته است. آقایان شاه آبادی، سید محمد رضا عالمی،سرابی وسید ضیاء، حاج سید جوادی قزوینی از دیگر امامان جماعت این بقعه بوده‌اند. همچنین در سال ۱۳۹۳ از آقای مجتبی یزدانی به جهت مشارکت در ساخت بقعه تجلیل شد.[۱۱]

خادمان و متولیان

از ۳۰ مهر ۱۳۸۹ تاکنون حجت‌الاسلام عبدالعلی گواهی از سوی سازمان اوقاف متولی امامزاده است.[۱۲]

آیت الله محمود امجد نیز در سالهای قبل اقامه نماز جماعت در این امامزاده داشت و جلسات درسهایی از قرآن نیز در سالیان اخیر در استان مقدس برگزار می‌شود.[۱۳]

روز بزرگداشت

متولیان امامزاده صالح ۵ ذیقعده را به مناسبت روز بزرگداشت این امامزاده تعیین و مراسم بزرگداشت امامزاده هر ساله در ۵ذیقعده در آستان با عرض ارادت به آستان امامزاده برگزار می‌شود.[۱]

نگارخانه


برچسب ها: امام زاده صالح،

تاریخ : یکشنبه 17 مرداد 1395 | 07:38 ب.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
  


نوشته شده در تاریخ شنبه 16 مرداد 1395 توسط به جمال پاك محمد صلوات الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد

http://s1.picofile.com/file/8262644326/139401122338063375027564.jpg
بوسه امام خامنه ای یارویاور جانبازان وشهدا بر صورت بی صورت آقا رجب دلاورخراسانی
http://s2.picofile.com/file/8262644284/80021_239381_1402831365.jpg
آقا رجب رزمنده جوان دیروز
 
http://s2.picofile.com/file/8262644292/13930807000236_PhotoL.jpg
http://s2.picofile.com/file/8262644342/photo_2016_08_06_08_47_11.jpg
آقا رجب بی صورت جانباز قهرمان صبر وایثارامروز

تشیع باشکوه شهیدبی صورت جانباز رشیداسلام رجب محمدزاده بعداز نماز جمعه مشهد درحرم مطهر
http://s1.picofile.com/file/8262644368/photo_2016_08_06_08_46_54.jpg
بابا رجب عزیز خوشا به سعادتت که چه زیبا زندگی را سرودی وچه زیبا جانبازی را تفسیرکردی وچه زیبا بدون صورت ظاهری ولی با صورت بهشتی در جمع حاضرمیشدی واقتدارت را که عزت وشرفت  بود باصورت نورانیت به روخ زیبا رویان دنیوی کشیدی . روحت همیشه تاریخ جاودان وشاد باد.
شادی روح شهدا مخصوصا شهید بی صورت صلوات



طبقه بندی: بصیرت، سبک زندگی، اخبار حفظ آثار ونشرارزشهای دفاع مقدس، دفاع مقدس، شهدای بسیج وسپاه،
برچسب ها: شهید بی صورت خراسانی از یاران لشکرویژه شهدا وهمرزمان شهیدکاوه به جمع یاران شهیدش پیوست.روحش شاد، بوسه امام خامنه ای یارویاور جانبازان وشهدا بر صورت بی صورت آقا رجب دلاورخراسانی، آقا رجب رزمنده جوان دیروز، آقا رجب بی صورت جانباز قهرمان صبر وایثارامروز،
نوشته شده در تاریخ شنبه 16 مرداد 1395 توسط به جمال پاك محمد صلوات الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد

محفل میثاق با شهدا وایثارگران راویان فتح یاران سلسله الذهب نیشابور
 محفل میثاق با شهدا وایثارگران در روز یکشنبه 95/5/3
یادبود شهدای دفاع مقدس   و شهدای پاتک حاج عمران شهیدبراتعلی دهنوی ودیدار با خانواده محترم شهید
بعد از نماز مغرب و عشاء درمنزل شهید باقرائت زیارت عاشورا ومداحی توسط ذاکر ین اهلبیت و خاطره گویی توسط همرزمان بزرگوار وخانواده شهدا با حضور جمعی ازامت حزب الله و همرزمان و فرماندهان پیشکسوت وراویان فتح نیشابور برگزار شد.

http://s2.picofile.com/file/8261840618/photo_2016_07_31_08_55_35.jpg

http://s1.picofile.com/file/8261840642/photo_2016_07_31_08_55_56.jpg


طبقه بندی: عشقستان، مراسمات، مظلومیت مطلق، شهدا، بصیرت، مذهبی،
برچسب ها: یادشهدا،

تاریخ : شنبه 16 مرداد 1395 | 10:21 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
  

17 مرداد؛ روز خبرنگار





17 مرداد؛ روز خبرنگار



خبرنگار, روز خبرنگار, 17 مرداد روز خبرنگار

 از مهم ترین ویژگی های خبرنگار، داشتن عشق و علاقه و قریحه خبرنگاری است

 

17 مرداد؛ روز خبرنگار

کار خبرنگار، انعکاس رخدادهایی است که قابلیت خبرشدن و اطلاع رسانی به جامعه را دارد. لازمه خبرنگار خوب بودن، داشتن علم و دانش، تجربه و جسارت است تا در کنار آن با سرعت، دقت و صحت، که سه اصل مهم در کار خبری است بتواند موفق عمل کند.

روز خبرنگار

در هفدهم مرداد ماه سال 1377، محمود صارمی خبرنگار خبرگزاریِ جمهوری اسلامی، به همراه هشت نفر از اعضای کنسولگری ایران در مزار شریف افغانستان به دست گروهک تروریستی طالبان به شهادت رسید. به همین مناسبت، شورای فرهنگ عمومی، هفدهم مرداد ماه هر سال را به عنوان «روز خبرنگار» نامگذاری کرد.

 

حرفه خبرنگارى

خبرنگار کسى است که با اتکاء به ذوق و استعداد شخصی، پس از گذرانیدن دوره آموزش تخصصى و همچنین با توجه به مسئولیت اجتماعى که این حرفه بر عهده او مى‌گذارد، وظیف کسب، تهیه، جمع‌آورى و تنظیم 'اخبار' و انتقال آنها را از طریق وسایل ارتباط جمعى (مطبوعات، رادیو، تلویزیون و خبرگزاری) به مخاطبان بر عهده دارد.

 

 پیش از آنکه فردى حرفه روزنامه‌نگارى را انتخاب کند، لازم است ویژگى‌هاى حرفه خبرنگارى و روزنامه‌نگارى را بشناسد تا از روى آگاهى به آن روى آورد. در سال ۱۹۷۸ از سوى سازمان یونسکو (سازمان آموزشی، علمى و فرهنگى ملل متحد)، اعلامیه‌اى راجع به نقش رسانه‌هاى جمعى در تقویت صلح جهانى و تفاهم بین‌المللى به تصویب رسید. در این اعلامیه ، لزوم تربیت اخلاقى و اجتماعى روزنامه‌نگاران ارائه شد.

 

در این مجموعه، آزادى مبادله اخبار و اطلاعات، یک حق اساسى تلقى شده و دستورالعمل‌هاى اخلاقى براى کلیه کسانى که در جمع‌آورى و کسب و نشر و تفسیر اخبار و اطلاعات شرکت دارند، وضع شده است. در این اعلامیه، ضمن تأکید بر منشور جهانى ۱۹۴۸ سازمان ملل متحد، تصریح شده است که براساس این قوانین، خبرنگاران مطبوعات باید منتهاى درجه، کوشش کنند تا اخبار و اطلاعاتى که در اختیار عموم مى‌گذارند صحیح، دقیق و معتبر باشد. خبرنگاران و سردبیران باید در صحت اخبارى که به‌دست مى‌آورند تحقیق و تعمق کنند. خبرنگاران نباید حقیقتى را تعمداً تحریف یا مخدوش کنند و همچنین هیچ نوع مطلبى را نباید از نظر مردم مکتوم نگه دارند.

 

اصول اخلاقى حرفه روزنامه‌نگارى مقرر مى‌دارد که روزنامه‌نگاران در هر مرحله و مقامى که باشند باید به خیر و مصلحت جامعه ایمان کامل داشته باشند. کوشش براى تأمین منافع شخصى و کوشش براى پیش بردن مقاصد خصوصى که با مصلحت جامعه سازگار نباشد، خلاف اصول و آئین‌ اخلاقى روزنامه‌نگارى است. تخطئه مردم و تهمت و افتراء به اشخاص از جمله جرائم بزرگ حرفه روزنامه‌نگارى است. براساس قطعنامه‌هاى سازمان ملل متحد، سرقت ادبى و انتساب اخبار و عقاید و تألیفات دیگران به‌خود نیز جرم مطبوعاتى محسوب مى‌شود. حسن نیت به جامعه اساس و پایه روزنامه‌نگارى مطلوب است.

 

حرفه خبرنگارى, روز خبرنگار, 17 مرداد روز خبرنگار

سرعت، دقت و صحت، سه اصل مهم در کار خبرنگاری است

 

ویژگی های خبر
حرفه خبرنگاری، باخبر سر و کار دارد و آن را به شیوه های گوناگون به مخاطبان خود می رساند. این خبر، باید ویژگی هایی داشته باشد تا مورد توجه بینندگان، شنوندگان و خوانندگان قرار گیرد. خبر خوب، خبری است که درست، روشن و جامع باشد. اگر خبر درست نباشد، مردم اندک اندک به خبررسان شک می کنند و منبع خبری خود را تغییر می دهند. در قرآن کریم هم می خوانیم: «اگر فاسقی برایتان خبری آورد، بدون تحقیق حرفش را نپذیرید». نیز خبر باید با صراحت و روشنی، و به دور از ابهام و کنایه به دست مخاطب برسد. هم چنین خبری کامل است که به پرسش هایی که برای مخاطبانِ خبر به وجود می آید، پاسخ بدهد.

 

ویژگی های خبرنگار
به طور کلی خبرنگار در محل وقوع رویدادها، چشم و گوش رسانه و چشم و گوش مردم است. او باید با استفاده از ویژگی های خدادادی و نیز خصوصیاتی که در دوره های آموزشی دیده، به کشف حقیقت ها بپردازد و آن را در کمترین زمان به مخاطبان خود برساند. خبرنگار خوب، خبرنگاری است دارای این ویژگیها باشد :

 

1-  ذوق و استعداد
یکی از مهم ترین ویژگی های خبرنگار، داشتن عشق و علاقه و قریحه خبرنگاری است. بر این اساس، کسی باید وارد عرصه جذّاب و در عین حال پر مخاطره خبرنگاری شود که ضمن داشتن این استعداد ذاتی، از هنر واژه گزینی، شمّ خبری، حوصله زیاد و نگاه موشکافانه و دقیق نیز برخوردار باشد و با پرهیز از احساسات، بکوشد رویدادها را همان طور که اتفاق افتاده منتشر کند، نه آن طور که خود می خواسته اتفاق بیفتد.

 

2- سرعت
سرعت در تصمیم گیری و انتقال سریع خبر، از ویژگی های اساسی خبرنگاری است. حساسیت کار اطلاع رسانی، نیاز مخاطبان به دانستن سریع و به موقع خبرها برای اتخاذ تصمیم درست و نیز افزایش رسانه ها و رقابت میان آن ها، بر ضرورت «سرعت» در کار خبررسانی افزوده است. کمترین تعلل در انعکاس سریع رویدادها، به کاهش اعتبار رسانه و در ادامه، مرگ رسانه و بی خاصیت شدن آن می انجامد. البته باید توجه داشت که هیچ گاه نباید سرعت انتشار را جانشین صحت و درستی خبر کرد؛ زیرا دروغ پراکنی، در نهایت به ضرر کمپانی خبری خواهد بود و اعتماد مخاطبان را به رسانه کاهش خواهد داد.

 

3- حق طلبی
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در حدیثی فرموده است: «حق را بگو و در راه خدا از ملامت هیچ ملامت گری نهراس». ویژگی حق محوری، حق طلبی و حق گویی، از مهم ترین ویژگی های یک خبرنگار موفق و خداترس است. در مقابل، سخن چینی، بدگویی و به جان هم انداختن مردمان، از ویژگی های نکوهیده ای است که هر انسان عاقلی از آن ها بیزاری می جوید. پس چه نیکوست که صاحبان بنگاه های خبری و نیز خود خبرنگاران، همواره به دنبال واقعیت باشند و از جنجال آفرینی و بد کردن مردم با هم بپرهیزند.

 

انواع خبرنگاری
- سرمقاله نویسی
روزنامه‌ها و نشریات ادواری اغلب دارای سرمقاله هستند که توسط خبرنگارهایی که بسیاری از آنها در این نوع خبرنگاری عمیق تخصص دارند نوشته شده‌است. سرمقاله‌ها اغلب طولانی تر از مقالات عادی هستند و همراه آنها عکس، طراحی و دیگر کارهای «هنری» به کار می‌رود. حتی سرمقاله‌ها را گاهی با استفاده از ابزار چاپ و رنگها برجسته می‌نمایند.

 

- روزنامه نگاری پژوهشی
روزنامه نگاری پژوهشی در بین انواع روزنامه نویسی سخت ترین گونه روزنامه نگاری است.

 

- خبرنگاری ورزشی
خبرنگاری ورزشی جنبه‌های زیادی از رقابت‌های ورزشی افراد را دربرمی گیرد و جزء لاینفکی از اغلب محصولات خبرنگاری، از جمله روزنامه‌ها، مجلات، و برنامه‌های خبری رادیو و تلویزیون محسوب می‌شود. در حالی که برخی از منتقدان خبرنگاری ورزشی را به عنوان خبرنگاری حقیقی قبول ندارند، اهمیت ورزش در فرهنگ غرب عاملی است برای توجیه این امر که ژورنالییست‌ها نه تنها به رقابتهای ورزشی، بلکه به ورزشکاران و تجارت در ورزش نیز توجه نمایند.
به طور سنتی در ایالات متحده خبرنگاری ورزشی در مقایسه با نوشته‌های خبرنگاری سنتی از انسجام، ابتکار و تعصب کمتری برخوردار بود، با این حال تاکید بر صحت و درستی و رعایت عدالت و بی طرفی هنوز هم بخشی از خبرنگاری ورزشی را تشکیل می‌دهد. تاکید بر توصیف صحیح عملکرد آماری ورزشکاران نیز یکی دیگر ازبخش‌های مهم خبرنگاری ورزشی محسوب می‌شود.

 

روز خبرنگار,ویژگی های خبرنگار, 17 مرداد روز خبرنگار

سرعت در تصمیم گیری و انتقال سریع خبر، از ویژگی های اساسی خبرنگاری است

 

- خبرنگاری علمی
خبرنگاری علمی شاخه نسبتاً جدیدی از خبرنگاری محسوب می‌شود که در آن گزارش خبرنگارها اطلاعاتی را در مورد موضوعات علمی به مردم انتقال می‌دهد. خبرنگارهای علمی باید اطلاعات مبسوط، فنی، و در پاره‌ای اوقات اطلاعاتی را که با زبان مخصوص نوشته شده‌است را درک و تفسیر کنند و سپس آن را به گزارش‌های جذابی که برای مصرف کنندگان رسانه‌های خبری قابل باشد تبدیل نمایند.

خبرنگارهای علمی باید تصمیم بگیرند که از میان دستاوردهای علمی کدام ارزش پوشش خبری را دارد و همچنین باید بتوانند تشخیص بدهند که از میان منازعات جامعه علمی کدام برای پوشش خبری ارزش دارند. بسیاری از خبرنگارهایی که در حوزه علمی فعالیت دارند آموزش‌هایی را در حوزه خبرنگاری خود گذرانده‌اند، به عنوان مثال می‌توان به پزشکانی اشاره کرد که در اخبار پزشکی را تحت پوشش خود قرار می‌دهند. البته این مساله کلی نیست و در میان خبرنگارهای علمی نیز کسانی هستند که در حوزه علمی دوره یا آموزش ندیده‌اند.


- روزنامه‌نگاری تحقیقی
روزنامه‌نگاری تحقیقی که در آن خبرنگارها رفتاری خلاف عرف غیر اخلاقی و غیرقانونی افراد، موسسات اجاری و دولتی را مورد تفحص قرار می‌دهند و آن را فاش می‌سازند، می‌تواند پیچیده، زمان بر و پرهزینه باشد؛ چرا که گروههایی از خبرنگارها، ماهها تحقیق و تفحص، مصاحبه‌های گوناگون (اغلب مصاحبه‌های تکراری) با افراد بی شمار، مسافرتهای دور و دراز، رایانه جهت تجزیه و تحلیل پایگاه داده‌های اسناد مردمی، یا استفاده از کارکنان حقوقی شرکت به منظور ایمن نگه داشتن اسناد با توجه به قانون آزادی اطلاعات، از جمله مواردی است که در روزنامه‌نگاری تحقیقی لازم است.

 

- خبرنگاری مشاهیر یا مردم
یک حوزه دیگر از خبرنگاری که چندان هم مطرح نیست و در قرن بیستم سنگ بنای آن گذاشته شد، خبرنگاری مشاهیر یا مردم می‌باشد که به زندگی شخصی افراد، عمدتاً اشخاص شهیر و بنام، از جمله ستاره‌های سینما و تئاتر، هنرمندان عرصه موسیقی، مدلها و عکاسان و دیگر افراد مشهور در صنعت نمایش و سرگرمی و همچنین افراد خواهان توجه، از جمله سیاست‌مداران و افراد مورد توجه مردم، نظیر کسانی که کاری انجام داده‌اند که ارزش خبری دارد، می‌پردازد.


- سایبر خبرنگاری
خبرنگاری آنلاین، سایبر خبرنگاری و یا روزنامه‌نگاری الکترونیک انواع جدیدی از روزنامه‌نگاری هستند که به شبکه اینترنت و شبکه جهانی وب ، متکی هستند.

 

گردآوری : بخش فرهنگ و هنر بیتوته

 منابع :

 از مهم ترین ویژگی های خبرنگار، داشتن عشق و علاقه و قریحه خبرنگاری است

 

17 مرداد؛ روز خبرنگار

کار خبرنگار، انعکاس رخدادهایی است که قابلیت خبرشدن و اطلاع رسانی به جامعه را دارد. لازمه خبرنگار خوب بودن، داشتن علم و دانش، تجربه و جسارت است تا در کنار آن با سرعت، دقت و صحت، که سه اصل مهم در کار خبری است بتواند موفق عمل کند.

روز خبرنگار

در هفدهم مرداد ماه سال 1377، محمود صارمی خبرنگار خبرگزاریِ جمهوری اسلامی، به همراه هشت نفر از اعضای کنسولگری ایران در مزار شریف افغانستان به دست گروهک تروریستی طالبان به شهادت رسید. به همین مناسبت، شورای فرهنگ عمومی، هفدهم مرداد ماه هر سال را به عنوان «روز خبرنگار» نامگذاری کرد.

 

حرفه خبرنگارى

خبرنگار کسى است که با اتکاء به ذوق و استعداد شخصی، پس از گذرانیدن دوره آموزش تخصصى و همچنین با توجه به مسئولیت اجتماعى که این حرفه بر عهده او مى‌گذارد، وظیف کسب، تهیه، جمع‌آورى و تنظیم 'اخبار' و انتقال آنها را از طریق وسایل ارتباط جمعى (مطبوعات، رادیو، تلویزیون و خبرگزاری) به مخاطبان بر عهده دارد.

 

 پیش از آنکه فردى حرفه روزنامه‌نگارى را انتخاب کند، لازم است ویژگى‌هاى حرفه خبرنگارى و روزنامه‌نگارى را بشناسد تا از روى آگاهى به آن روى آورد. در سال ۱۹۷۸ از سوى سازمان یونسکو (سازمان آموزشی، علمى و فرهنگى ملل متحد)، اعلامیه‌اى راجع به نقش رسانه‌هاى جمعى در تقویت صلح جهانى و تفاهم بین‌المللى به تصویب رسید. در این اعلامیه ، لزوم تربیت اخلاقى و اجتماعى روزنامه‌نگاران ارائه شد.

 

در این مجموعه، آزادى مبادله اخبار و اطلاعات، یک حق اساسى تلقى شده و دستورالعمل‌هاى اخلاقى براى کلیه کسانى که در جمع‌آورى و کسب و نشر و تفسیر اخبار و اطلاعات شرکت دارند، وضع شده است. در این اعلامیه، ضمن تأکید بر منشور جهانى ۱۹۴۸ سازمان ملل متحد، تصریح شده است که براساس این قوانین، خبرنگاران مطبوعات باید منتهاى درجه، کوشش کنند تا اخبار و اطلاعاتى که در اختیار عموم مى‌گذارند صحیح، دقیق و معتبر باشد. خبرنگاران و سردبیران باید در صحت اخبارى که به‌دست مى‌آورند تحقیق و تعمق کنند. خبرنگاران نباید حقیقتى را تعمداً تحریف یا مخدوش کنند و همچنین هیچ نوع مطلبى را نباید از نظر مردم مکتوم نگه دارند.

 

اصول اخلاقى حرفه روزنامه‌نگارى مقرر مى‌دارد که روزنامه‌نگاران در هر مرحله و مقامى که باشند باید به خیر و مصلحت جامعه ایمان کامل داشته باشند. کوشش براى تأمین منافع شخصى و کوشش براى پیش بردن مقاصد خصوصى که با مصلحت جامعه سازگار نباشد، خلاف اصول و آئین‌ اخلاقى روزنامه‌نگارى است. تخطئه مردم و تهمت و افتراء به اشخاص از جمله جرائم بزرگ حرفه روزنامه‌نگارى است. براساس قطعنامه‌هاى سازمان ملل متحد، سرقت ادبى و انتساب اخبار و عقاید و تألیفات دیگران به‌خود نیز جرم مطبوعاتى محسوب مى‌شود. حسن نیت به جامعه اساس و پایه روزنامه‌نگارى مطلوب است.

 

حرفه خبرنگارى, روز خبرنگار, 17 مرداد روز خبرنگار

سرعت، دقت و صحت، سه اصل مهم در کار خبرنگاری است

 

ویژگی های خبر
حرفه خبرنگاری، باخبر سر و کار دارد و آن را به شیوه های گوناگون به مخاطبان خود می رساند. این خبر، باید ویژگی هایی داشته باشد تا مورد توجه بینندگان، شنوندگان و خوانندگان قرار گیرد. خبر خوب، خبری است که درست، روشن و جامع باشد. اگر خبر درست نباشد، مردم اندک اندک به خبررسان شک می کنند و منبع خبری خود را تغییر می دهند. در قرآن کریم هم می خوانیم: «اگر فاسقی برایتان خبری آورد، بدون تحقیق حرفش را نپذیرید». نیز خبر باید با صراحت و روشنی، و به دور از ابهام و کنایه به دست مخاطب برسد. هم چنین خبری کامل است که به پرسش هایی که برای مخاطبانِ خبر به وجود می آید، پاسخ بدهد.

 

ویژگی های خبرنگار
به طور کلی خبرنگار در محل وقوع رویدادها، چشم و گوش رسانه و چشم و گوش مردم است. او باید با استفاده از ویژگی های خدادادی و نیز خصوصیاتی که در دوره های آموزشی دیده، به کشف حقیقت ها بپردازد و آن را در کمترین زمان به مخاطبان خود برساند. خبرنگار خوب، خبرنگاری است دارای این ویژگیها باشد :

 

1-  ذوق و استعداد
یکی از مهم ترین ویژگی های خبرنگار، داشتن عشق و علاقه و قریحه خبرنگاری است. بر این اساس، کسی باید وارد عرصه جذّاب و در عین حال پر مخاطره خبرنگاری شود که ضمن داشتن این استعداد ذاتی، از هنر واژه گزینی، شمّ خبری، حوصله زیاد و نگاه موشکافانه و دقیق نیز برخوردار باشد و با پرهیز از احساسات، بکوشد رویدادها را همان طور که اتفاق افتاده منتشر کند، نه آن طور که خود می خواسته اتفاق بیفتد.

 

2- سرعت
سرعت در تصمیم گیری و انتقال سریع خبر، از ویژگی های اساسی خبرنگاری است. حساسیت کار اطلاع رسانی، نیاز مخاطبان به دانستن سریع و به موقع خبرها برای اتخاذ تصمیم درست و نیز افزایش رسانه ها و رقابت میان آن ها، بر ضرورت «سرعت» در کار خبررسانی افزوده است. کمترین تعلل در انعکاس سریع رویدادها، به کاهش اعتبار رسانه و در ادامه، مرگ رسانه و بی خاصیت شدن آن می انجامد. البته باید توجه داشت که هیچ گاه نباید سرعت انتشار را جانشین صحت و درستی خبر کرد؛ زیرا دروغ پراکنی، در نهایت به ضرر کمپانی خبری خواهد بود و اعتماد مخاطبان را به رسانه کاهش خواهد داد.

 

3- حق طلبی
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در حدیثی فرموده است: «حق را بگو و در راه خدا از ملامت هیچ ملامت گری نهراس». ویژگی حق محوری، حق طلبی و حق گویی، از مهم ترین ویژگی های یک خبرنگار موفق و خداترس است. در مقابل، سخن چینی، بدگویی و به جان هم انداختن مردمان، از ویژگی های نکوهیده ای است که هر انسان عاقلی از آن ها بیزاری می جوید. پس چه نیکوست که صاحبان بنگاه های خبری و نیز خود خبرنگاران، همواره به دنبال واقعیت باشند و از جنجال آفرینی و بد کردن مردم با هم بپرهیزند.

 

انواع خبرنگاری
- سرمقاله نویسی
روزنامه‌ها و نشریات ادواری اغلب دارای سرمقاله هستند که توسط خبرنگارهایی که بسیاری از آنها در این نوع خبرنگاری عمیق تخصص دارند نوشته شده‌است. سرمقاله‌ها اغلب طولانی تر از مقالات عادی هستند و همراه آنها عکس، طراحی و دیگر کارهای «هنری» به کار می‌رود. حتی سرمقاله‌ها را گاهی با استفاده از ابزار چاپ و رنگها برجسته می‌نمایند.

 

- روزنامه نگاری پژوهشی
روزنامه نگاری پژوهشی در بین انواع روزنامه نویسی سخت ترین گونه روزنامه نگاری است.

 

- خبرنگاری ورزشی
خبرنگاری ورزشی جنبه‌های زیادی از رقابت‌های ورزشی افراد را دربرمی گیرد و جزء لاینفکی از اغلب محصولات خبرنگاری، از جمله روزنامه‌ها، مجلات، و برنامه‌های خبری رادیو و تلویزیون محسوب می‌شود. در حالی که برخی از منتقدان خبرنگاری ورزشی را به عنوان خبرنگاری حقیقی قبول ندارند، اهمیت ورزش در فرهنگ غرب عاملی است برای توجیه این امر که ژورنالییست‌ها نه تنها به رقابتهای ورزشی، بلکه به ورزشکاران و تجارت در ورزش نیز توجه نمایند.
به طور سنتی در ایالات متحده خبرنگاری ورزشی در مقایسه با نوشته‌های خبرنگاری سنتی از انسجام، ابتکار و تعصب کمتری برخوردار بود، با این حال تاکید بر صحت و درستی و رعایت عدالت و بی طرفی هنوز هم بخشی از خبرنگاری ورزشی را تشکیل می‌دهد. تاکید بر توصیف صحیح عملکرد آماری ورزشکاران نیز یکی دیگر ازبخش‌های مهم خبرنگاری ورزشی محسوب می‌شود.

 

روز خبرنگار,ویژگی های خبرنگار, 17 مرداد روز خبرنگار

سرعت در تصمیم گیری و انتقال سریع خبر، از ویژگی های اساسی خبرنگاری است

 

- خبرنگاری علمی
خبرنگاری علمی شاخه نسبتاً جدیدی از خبرنگاری محسوب می‌شود که در آن گزارش خبرنگارها اطلاعاتی را در مورد موضوعات علمی به مردم انتقال می‌دهد. خبرنگارهای علمی باید اطلاعات مبسوط، فنی، و در پاره‌ای اوقات اطلاعاتی را که با زبان مخصوص نوشته شده‌است را درک و تفسیر کنند و سپس آن را به گزارش‌های جذابی که برای مصرف کنندگان رسانه‌های خبری قابل باشد تبدیل نمایند.

خبرنگارهای علمی باید تصمیم بگیرند که از میان دستاوردهای علمی کدام ارزش پوشش خبری را دارد و همچنین باید بتوانند تشخیص بدهند که از میان منازعات جامعه علمی کدام برای پوشش خبری ارزش دارند. بسیاری از خبرنگارهایی که در حوزه علمی فعالیت دارند آموزش‌هایی را در حوزه خبرنگاری خود گذرانده‌اند، به عنوان مثال می‌توان به پزشکانی اشاره کرد که در اخبار پزشکی را تحت پوشش خود قرار می‌دهند. البته این مساله کلی نیست و در میان خبرنگارهای علمی نیز کسانی هستند که در حوزه علمی دوره یا آموزش ندیده‌اند.


- روزنامه‌نگاری تحقیقی
روزنامه‌نگاری تحقیقی که در آن خبرنگارها رفتاری خلاف عرف غیر اخلاقی و غیرقانونی افراد، موسسات اجاری و دولتی را مورد تفحص قرار می‌دهند و آن را فاش می‌سازند، می‌تواند پیچیده، زمان بر و پرهزینه باشد؛ چرا که گروههایی از خبرنگارها، ماهها تحقیق و تفحص، مصاحبه‌های گوناگون (اغلب مصاحبه‌های تکراری) با افراد بی شمار، مسافرتهای دور و دراز، رایانه جهت تجزیه و تحلیل پایگاه داده‌های اسناد مردمی، یا استفاده از کارکنان حقوقی شرکت به منظور ایمن نگه داشتن اسناد با توجه به قانون آزادی اطلاعات، از جمله مواردی است که در روزنامه‌نگاری تحقیقی لازم است.

 

- خبرنگاری مشاهیر یا مردم
یک حوزه دیگر از خبرنگاری که چندان هم مطرح نیست و در قرن بیستم سنگ بنای آن گذاشته شد، خبرنگاری مشاهیر یا مردم می‌باشد که به زندگی شخصی افراد، عمدتاً اشخاص شهیر و بنام، از جمله ستاره‌های سینما و تئاتر، هنرمندان عرصه موسیقی، مدلها و عکاسان و دیگر افراد مشهور در صنعت نمایش و سرگرمی و همچنین افراد خواهان توجه، از جمله سیاست‌مداران و افراد مورد توجه مردم، نظیر کسانی که کاری انجام داده‌اند که ارزش خبری دارد، می‌پردازد.


- سایبر خبرنگاری
خبرنگاری آنلاین، سایبر خبرنگاری و یا روزنامه‌نگاری الکترونیک انواع جدیدی از روزنامه‌نگاری هستند که به شبکه اینترنت و شبکه جهانی وب ، متکی هستند.

 

گردآوری : بخش فرهنگ و هنر بیتوته

 منابع :




طبقه بندی: عشقستان، مراسمات،

تاریخ : شنبه 16 مرداد 1395 | 10:09 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
یکشنبه 25 فروردین 1392 - 18:04:49 | کد مطلب: 209042 چاپ

زندگینامه: عباس بابایی (۱۳۲۹ - ۱۳۶۶)

دفاع > دفاع مقدس - همشهری آنلاین:
عباس بابایی، در سال ۱۳۲۹ در شهرستان قزوین دیده به جهان گشود.

وی دوره ابتدایی و متوسطه را در همان شهر به تحصیل پرداخت و در سال ۱۳۴۸، به دانشکده خلبانی نیروی هوایی راه یافت و پس از گذراندن دوره آموزش مقدماتی برای تکمیل دوره به آمریکا اعزام شد.

عباس بابایی

بابایی در سال ۱۳۴۹، برای گذراندن دوره خلبانی به آمریکا رفت و پس از بازگشت با ورود هواپیماهای پیشرفته اف - ۱۴ به نیروی هوایی، وی که جزء خلبان‌های تیزهوش و ماهر در پرواز با هواپیمای شکاری اف - ۵ بود، به همراه تعداد دیگری از همکاران برای پرواز با هواپیمای اف - ۱۴ انتخاب و به پایگاه هوایی اصفهان منتقل شد.

با اوج‌گیری مبارزات علیه نظام ستمشاهی، بابایی به عنوان یکی از پرسنل انقلابی نیروی هوایی، در جمع دیگر افراد متعهد ارتش به میدان مبارزه وارد شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، وی گذشته از انجام وظایف روزمره، به عنوان سرپرست انجمن اسلامی پایگاه، به پاسداری از دستاوردهای پرشکوه انقلاب اسلامی پرداخت.

بابایی با دارا بودن تعهد، ایمان، تخصص و مدیریت اسلامی چنان درخشید که شایستگی فرماندهی وی محرز و در تاریخ 1360/5/7، فرماندهی پایگاه هشتم هوایی بر عهده او گذاشته شد.

عباس بابایی

به هنگام فرماندهی پایگاه با استفاده از امکانات موجود آن، به عمران و آبادانی روستاهای مستضعف نشین حومه پایگاه و شهر اصفهان پرداخت و با تامین آب آشامیدنی و بهداشتی، برق و احداث حمام و دیگر ملزومات بهداشتی و آموزشی در این روستا، گذشته از تقویت خط سازندگی انقلاب اسلامی، در روند هر چه مردمی کردن ارتش و پیوند هر چه بیشتر ارتش با مردم خدمات شایان توجهی را انجام داد.

بابایی، با کفایت، لیاقت و تعهد بی پایانی که در زمان تصدی فرماندهی پایگاه اصفهان از خود نشان داد، در تاریخ 1362/9/9 با ارتقاء به درجه سرهنگی به سمت معاون عملیات نیروی هوایی منصوب و به تهران منتقل گردید.

او با روحیه شهادت طلبی به همراه شجاعت و ایثاری که در طول سال‌ها، در جبهه‌های نور و شرف به نمایش گذاشت، صفحات نوین و زرینی به تاریخ دفاع مقدس و نیروهای هوایی ارتش نگاشت و با بیش از ۳۰۰۰ ساعت پرواز با انواع هواپیماهای جنگنده، قسمت اعظم وقت خویش را در پرواز های عملیاتی و یا قرارگاه‌ها و جبهه‌های جنگ در غرب و جنوب کشور سپری کرد و به همین ترتیب چهره آشنای «بسیجیان» و یار وفادار فرماندهان قرارگاه‌های عملیاتی بود و تنها از سال ۱۳۶۴ تا هنگام شهادت، بیش از ۶۰ مأموریت جنگی را با موفقیت کامل به انجام رسانید.

عباس بابایی

وی برای پیشرفت سریع عملیات‌ها و حسن انجام امور، تنها به نظارت اکتفا نمی‌کرد، بلکه شخصاً پیشگام می‌شد و در جمیع مأموریت‌های جنگی طراحی شده، برای آگاهی از مشکلات و خطرات احتمالی، اولین خلبان بود که شرکت می‌کرد.

بابایی به علت لیاقت و رشادت‌هایی که در دفاع از نظام، سرکوبی و دفع تجاوزات دشمنان از خود بروز داد، در تاریخ 1362/2/8 به درجه سرتیپی مفتخر گردید.

تیمسار عباس بابایی صبح روز پانزدهم مرداد ماه سال 1366 مصادف با روز عید قربان همراه یکی از خلبانان نیروی هوایی (سرهنگ نادری) به منظور شناسایی منطقه و تعیین راه کار اجرای عملیات، با یک فروند هواپیمای آموزشی اف-۵ از پایگاه هوایی تبریز به پرواز درآمد و وارد آسمان عراق شد.

وی پس از انجام دادن مأموریت، به هنگام بازگشت، در آسمان خطوط مرزی، هدف گلوله‌های تیربار ضد هوایی قرار گرفت و از ناحیه سر مجروح شد و بلافاصله به شهادت رسید.

عباس بابایی

یکی از راویان مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ درباره این واقعه نوشته است:

  • « به دنبال اصابت گلوله به هواپیمای تیمسار بابایی و اختلالی که در ارتباط هواپیما و پایگاه تبریز به وجود آمد، پایگاه مزبور به رابط هوایی سپاه اعلام کرد که یک فروند هواپیمای خودی در منطقه مرزی سقوط کرد، برای کمک به یافتن خلبان و لاشه آن هر چه سریعتر اقدام نمایید. مدت کوتاهی از اعلام این موضوع نگذشته بود که فرد مذکور مجدداً تماس گرفت و در حالی که گریه امانش نمی‌داد گفت: هواپیمای مورد نظر توسط خلبان به زمین نشست، ولی یکی از سرنشینان آن به علت اصابت تیر در داخل کابین به شهادت رسیده است.»

راوی در مورد بازتاب شهادت تیمسار بابایی در جمع برادران سپاه نوشته است:

  • «برخی از فرماندهان ارشد سپاه در جلسه‌ای مشغول بررسی عملیات بودند که تلفنی خبر شهادت تیمسار بابایی به اطلاع برادر رحیم رسید. با شنیدن این خبر، جلسه تعطیل شد و اشک در چشمان حاضرین به خصوص آنان که آشنایی بیشتری با شهید بابایی داشتند، حلقه زد.»

عباس بابایی

نقل شده که وی چند روز قبل از شهادت در پاسخ پافشاری‌های بیش از حد دوستانش جهت عزیمت به مراسم حج گفته بود: «تا عید قربان خودم را به شما می‌رسانم.»

سرلشکر خلبان شهید عباس بابایی در هنگام شهادت ۳۷ سال داشت، او اسوه‌ای بود که از کودکی تا واپسین لحظات عمر گرانقدرش همواره با فداکاری و ایثار زندگی کرد و سرانجام نیز در روز عید قربان، به آروزی بزرگ خود که مقام شهادت بود نائل گردید و نام پرآوازه‌اش در تاریخ پرا فتخار ایران جاودانه شد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره شهید بابایی فرموده است:

  • در میان رزمندگان (چه ارتش و چه سپاه) شهید بابایی یک انسان بزرگ و یک چهره‌ماندگار و فراموش نشدنی است.

عباس بابایی

شهید بابایی به روایت رهبر انقلاب:
  • سال 61 شهید بابایى را گذاشتیم فرمانده پایگاه هشتم شکارى اصفهان. درجه‌ این جوان حزب‌اللهى سرگردى بود، که او را به سرهنگ تمامى ارتقاء دادیم. آن‌وقت آخرین درجه‌ ما سرهنگ تمامى بود. مرحوم بابایى سرش را مى‌تراشید و ریش مى‌گذاشت. بنا بود او این پایگاه را اداره کند. کار سختى بود. دل همه مى‌لرزید؛ دل خود من هم که اصرار داشتم، مى‌لرزید، که آیا مى‌تواند؟ اما توانست. وقتى بنى‌صدر فرمانده بود، کار مشکل‌تر بود. افرادى بودند که دل صافى نداشتند و ناسازگارى و اذیت مى‌کردند؛ حرف مى‌زدند، اما کار نمى‌کردند؛ اما او توانست همان‌ها را هم جذب کند. خودش پیش من آمد و نمونه‌اى از این قضایا را نقل کرد. خلبانى بود که رفت در بمباران مراکز بغداد شرکت کرد، بعد هم شهید شد. او جزو همان خلبان‌هایى بود که از اول با نظام ناسازگارى داشت. شهید عباس بابایى با او گرم گرفت و محبت کرد؛ حتى یک شب او را با خود به مراسم دعاى کمیل برده بود؛ با این‌که نسبت به خودش ارشد هم بود. شهید بابایى تازه سرهنگ شده بود، اما او سرهنگ تمام چند ساله بود؛ سن و سابقه‌ خدمتش هم بیشتر بود. در میان نظامى‌ها این چیزها خیلى مهم است. یک روز ارشدیت تأثیر دارد؛ اما او قلبا و روحا تسلیم بابایى شده بود. شهید بابایى مى‌گفت دیدم در دعاى کمیل شانه‌هایش از گریه مى‌لرزد و اشک مى‌ریزد. بعد رو کرد به من و گفت: عباس! دعا کن من شهید بشوم! این را بابایى پس از شهادت آن خلبان به من گفت و گریه کرد. او الان در اعلى‌علیین الهى است؛ اما بنده که سى سال قبل از او در میدان مبارزه بودم، هنوز در این دنیاى خاکى گیر کرده‌ام و مانده‌ام! ما نرفتیم؛ معلوم هم نیست دستمان برسد. تأثیر معنوى این‌گونه است. خود عباس بابایى هم همین‌طور بود؛ او هم یک انسان واقعا مؤمن و پرهیزگار و صادق و صالح بود.

بیانات در دیدار مسؤولان عقیدتى، سیاسى نیروى انتظامى 1383.10.23

وصیتنامه اول شهید عباس بابائی:

بسم الله الرحمن الرحیم

همسرم ! راه خدا را انتخاب کن که جز این راه دیگری برای خوشبختی وجود ندارد.

ملیحه جان همانطوری که میدانی احترام مادر واجب است . اگر انسان کوچکترین ناراحتی داشته باشد اولین کسی که سخت ناراحت می شود مادراست که همیشه به فکر فرزند یعنی جگرگوشه اش می باشد. . .

عباس بابایی

ملیحه جان اگر مثلا نیم ساعتی فکر کردی راجع به موضوعی هرگز به تنهایی فکر نکن حتما از قرآن مجید و سخنان پیامبران - امامان استفاده کن و کمک بگیر- نترس هر چه می خواهی بگو. البته درباره هر چیزی اول فکر کن .

هر چه که بخواهی در قرآن مجید هست مبادا ناراحت باشی همه چیز درست می شه ولی من می خواهم که همیشه خوب فکر کنی . مثلا وقتی یک نفر به تو حرفی می زند زود ناراحت نشو درباره اش فکر کن ببین آیا واقعا این حرف درسته یا نه . البته بوسیله ایمانی که به خدا داری.

ملیحه جان به خدا قسم مسلمان بودن تنها فقط به نماز و روزه نیست البته انسان باید نماز بخواند و روزه هم بگیرد . اما برگردیم سرحرف اول اگر دوستت تو را ناراحت کرد بعد پشیمان شد و به تو سلام کرد و از تو کمک خواست حتما به او کمک کن . تا میتونی به دوستانت کمک کن و به هر کسی که می شناسی و یا نمی شناسی خوبی کن. نگذار کسی از تو ناراحت بشه و برنجه.

هر کسی که به تو بدی می کند حتما از او کناره بگیر و اگر روزی از کار خودش پشیمون شد از او ناراحت نشو. هرگز بخاطر مال دنیا از کسی ناراحت نشو.

ملیحه جون در این دنیا فقط پاکی، صداقت ،ایمان ، محبت به مردم ، جان دادن در راه وطن، عبادت باقی می ماند. تا می تونی به مردم کمک کن . حجاب ، حجاب را خیلی زیاد رعایت کن . اگه شده نان خشک بخور ولی دوستت ، فامیلت را که چیزی نداره، کسی که بیچاره است او را از بدبختی نجات بده. تا میتونی خیلی خیلی عمیق درباره چیزی فکر کن. همیشه سنگین باش. زود از کسی ناراحت نشو از او بپرس که مثلا چرا اینکار را کردی و بعد درباره آن فکر کن و تصمیم بگیر. . .

عباس بابایی

ملیحه به خدا قسم به فکر تو هستم ولی می گویم شاید من مردم باید ملیحه ام همیشه خوشبخت باشد . هرگز اشتباه فکر نکند . همیشه فقط راه خدا را انتخاب بکند . چون جز این راه راه دیگری برای خوشبختی وجود ندارد .

ملیحه باید مجددا قول بدهی که همیشه با حجاب باشی . همیشه با ایمان باشی. همیشه به مردم کمک کنی . به همه محبت کنی . در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است و راه خداست . . .

اگه می خواهی عباس همیشه خوشحال باشد باید به حرفهایم گوش کنی . ملیحه هرچقدر میتونی درس بخون . درس بخون درس بخون . خوب فکر کن . به مردم کمک کن . کمک کن خوب قضاوت کن . همیشه از خدا کمک بخواه . حتما نماز بخون . راه خدا را هرگز فراموش نکن . . .

همیشه بخاطرت این کلمات بسیار شیرین و پر ارزش را بسپار « کسی که به پدر و مادرش احترام بگذارد ، یعنی طوری با آنها رفتار کند که رضایت آنها را جلب نماید ، همیشه پیش خداوند عزیز بوده و در زندگی خوشبخت خواهد بود . . .
ملیحه مهربانم هروقت نماز میخونی برام دعا کن .

وصیتنامه دوم شهید عباس بابائی:

بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون

خدایا ، خدایا ، تو را به جان مهدی (عج) تا انقلاب مهدی (عج) خمینی را نگهدار . به خدا قسم من از شهدا و خانواده شهدا خجالت می کشم وصیت نامه بنویسم . حال سخنانم را برای خدا در چند جمله انشاالله خلاصه می کنم.

خدایا مرگ مرا و فرزندان و همسرم را شهادت قرار بده.

خدایا ، همسر و فرزندانم را به تو می سپارم.

خدایا ، در این دنیا چیزی ندارم ، هرچه هست از آن توست.

پدر و مادر عزیزم ، ما خیلی به این انقلاب بدهکاریم.

عباس بابایی - ۲۲/۴/۶۱
۲۱ ماه مبارک رمضان

عباس بابایی


خاطره‌ای از امیر سرتیپ خلبان حسین خلیلی همرزم شهید بابایی:

روزی به همراه شهید بابایی برای پرواز آماده شدیم.در آن زمان ایشان استاد پروازی بنده بودند و من هم شاگرد ایشان. وقتی برای پرواز آماده شدیم و خواستیم پرواز کنیم، هواپیما دچار اشکال شد و به ناچار از آن بیرون آمدیم. وقتی که کارکنان فنی هواپیما شروع به بررسی و رفع اشکال نمودند، شهید بابایی در کنار هواپیما روی زمین نشستند و آرام به کار آنان نگاه کردند.

این آرامش و سکوت شهید بابایی بسیار ستودنی بود زیرا اگر شخص دیگری جای ایشان بود در این هنگام شروع به داد و فریاد بر سر کارکنان فنی می کرد که چرا هواپیما خراب است و ... ولی ایشان صبورانه و بدون اینکه سخنی بگویند فقط نظاره می کردند.

من هم به تبعیت از ایشان در کنارشان نشستم. دیدم ایشان دارند با شی ای روی کلاه پرواز من کاری می کنند. کنجکاو شدم.

پرسیدم: چه شده است جناب سرهنگ؟ ایشان با لهجه شیرین قزوینی گفتند: بالام جان تو هم ژیگول شدی!!!

روی کلاه پروازی من عکس یک عقاب چسبانده شده بود و شهید بابایی داشتند این عکس را می کندند. گفت: اینا چیه میزنی؟ تو که از خودمانی! گفتم: هرچی شما بگی. حالا که اینطور شد میخواهم به جای این بدهم به جای این، یک یا ثارالله قشنگ با رنگ قرمز روی کلاه بنویسند.

شهید عباس بابایی

گفت: بالام جان بده واسه من هم بنویسند این یا ثارالله رو.

که بنده این کار را کردم و روی کلاه خودم و کلاه شهید بابایی این جمله را نوشتم. در آخرین پرواز شهید بابایی، همین کلاه روی سر ایشان بود و با همین کلاه به شهادت رسیدند.

توضیحی در اینجا باید بدهم که ایشان می گفت (اینها چیست که می‌چسبانی). ایشان به افراد خیلی نزدیک خودشان که با ایشان حشر و نشر زیاد داشتند و خود را مرید ایشان می دانستند سخت می گرفتند و این نصیحت‌ها را می کرد.با اشخاص دیگر که با ایشان نبودند یا نمی شناختند کاری نداشت و چیزی نمی گفت. هرچه حلقه نزدیکی با ایشان تنگ تر میشد، سخت گیری شهید بابایی بیشتر می‌شد.




طبقه بندی: دفاع مقدس، زندگینامه، بصیرت، وصیت نامه،
برچسب ها: شهیدبابایی،

تاریخ : پنجشنبه 14 مرداد 1395 | 05:23 ب.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات

تعداد کل صفحات : 31 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • تیم بلاگ | زیبا مد | سبزک