تبلیغات
سردار شهید حسین دهنوی
تصویر مرتبط


طبقه بندی: مذهبی،

تاریخ : شنبه 21 اسفند 1395 | 10:29 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات



قرانی وشبهاتقرآنی/شبهه34

شراب در قرآن مطلقاً حرام نشده، به فایده‌هایی از آن نیز تصریح شده است؟ این ادعا را حتی مسلمانان عرب‌‌زبان نیز مطرح و شایع می‌کنند، آیا چنین است؟

همان‌طور که اشاره نموده‌اید، این ادعا هم زمان با ایران، در میان سایر مسلمانان در کشورهای عربی و ترکیه نیز شایع شده است و همین امر نشان می‌دهد که برای تهاجم فرهنگی و اشاعه‌ی فساد و فحشا در میان مسلمانان، اقدامات هدفدار و سازماندهی شده‌ای صورت می‌پذیرد.
کسانی که بر این ادعا بوده و یا آن را مطرح و ترویج می‌کنند، معمولاً از سه گروه خارج نیستند: الف – افراد ناآگاه به اسلام، قرآن و احکلام. ب – افرادی که به جای تلاش برای تطبیق خود با اسلام، سعی می‌نمایند اسلام و قرآن را با امیال نفسانی خود تطبیق و وفق داده و برای خطاهای خود توجیه قرآنی نیز بیاورند. ج – افرادی که به صورت سازماندهی شده در ایجاد انحراف از اسلام و قرآن در اذهان عمومی تلاش می‌نمایند. دقت شود که معمولاً هر سه گروه اعتقادات و تقیدات محکمی نداشته و اساساً کاری با اسلام، قرآن و احکام ندارند، اما هر سه گروه [در توجیه اغلب انحرافات] به آیات قرآن کریم استناد می‌کنند(؟!)
آیه‌ای که مدعیان فوق بدان استناد می‌کنند، به شرح ذیل است:مندذ

«یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فیهِما إِثْمٌ كَبیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما ...» (البقره - 219)
ترجمه: در باره شراب و قمار از تو سؤال مى‏كنند، بگو: «در آنها گناه و زیان بزرگى است و منافعى (از نظر مادى) براى مردم در بردارد (ولى) گناه آنها از نفع‌شان بیشتر است... .

استناد به این آیه برای توجیه مفید قلمداد نمودن شراب، مانند همان قصه‌‌ی قدیمی است که از کسی پرسیدند: چرا نماز نمی‌خوانی؟ گفت: به امر قرآن کریم که فرمود: «لا تَقْرَبُوا الصَّلاة – به نماز نزدیک نشوید» و او با بقیه‌ی آیه که می‌فرماید «وَ أَنْتُمْ سُكارى‏ - در حالی که مست هستید» کاری نداشت! اینها نیز دو کلمه‌ی «مَنافِعُ لِلنَّاسِ» را گرفته و اول و آخر و نیتجه‌گیری را رها کرده‌اند.
خداوند متعال در کلام وحی ابتدا به گناه کبیره بودن شرب خمر و قمار تصریح می‌نماید «فیهِما إِثْمٌ كَبیرٌ»، سپس به برخی منافع شراب اشاره می‌نماید «وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ» اشاره می‌نماید [مثل این که می‌تواند در هضم غذا یا آب کردن چربی‌ها یا زدودن برخی رسوبات از عروق مفید باشد و یا چرخه‌ی اقتصادی کلانی را به حرکت درآورد] و مجدداً تصریح می‌نماید که گناه [ضرر، زیان و خسران] آن به مراتب بیشتر از منافعش می‌باشد «إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما». حال چرا باید به رغم دو بار تأکید بر گناه کبیره و مضر بودن شراب، به برخی از فایده‌های آن استناد کرده و آن را حلال شمرده و این دروغ را نیز به خدا نسبت دهند؟! سؤالی است که هر عاقل منصفی با حتی با اندک توجهی به ظاهر آیه، به راحتی پاسخ را می‌یابد. دروغ می‌گویند، و بدتر از همه آن که دروغ‌شان را به خدا و قرآن نسبت می‌دهند.
*- گناه کبیره و بالتبع حرام بودن شراب و قمار، فقط در آیه‌ی فوق بیان نشده است، بلکه در آیه‌ی ذیل به صراحت بیان شده که این اعمال شیطانی است و دستور به اجتناب از آن [خودداری به ارتکاب به آنها] نیز بیان گردیده است. اگر چه حتی اگر به دستور اجتناب نیز تصریح نمی‌شد،‌ همین که بیان شد از اعمال شیطان است، برای حرام شمردن آن کافی بود:

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (المائده - 90)
ترجمه: اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! شراب و قمار و بت‌ها و ازلام [نوعى بخت‏آزمایى‏]، پلید و از عمل شیطان است، از آنها دورى كنید تا رستگار شوید.

بدیهی است وقتی «فلاح و رستگاری» منوط به اجتناب از شراب، قمار، بت‌پرستی و ازلام می‌گردد، ارتکاب به آنها موجب ضلالت و هلاکت می‌گردد. پس حرام است. لذا دستور به اجتناب می‌دهد.
*- در آیه‌ی دیگری به هدف شیطان از ترویج شراب‌خواری و قمار مبنی بر ایجاد اختلاف و دشمنی بین خودتان از یک سو و دور کردن انسان از یاد خدا و نماز از سوی دیگر تصریح شده است:

«إِنَّما یُریدُ الشَّیطانُ أَن یُوقِعَ بَینَكُمُ العَداوَةَ وَ الْبَغضاءَ فِی الخَمرِ وَ الْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّكُمْ عَن ذِكرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَل أَنتُم مُنْتَهُونَ» (المائده - 91)
ترجمه: شیطان مى‏خواهد به وسیله‌ی شراب و قمار، در میان شما عداوت و كینه ایجاد كند و شما را از یاد خدا و از نماز بازدارد. آیا (با این همه زیان و فساد، و با این نهى اكید) خوددارى خواهید كرد؟!

نتیجه: حال آیا می‌توان باز مدعی شد که شراب‌خواری در عین حال که گناه کبیره، مضر، عمل شیطان قلمداد شده، در ردیف قمار و بت ‌پرستی شمرده شده، عامل اختلاف و دشمنی و دوری از یاد خدا و نماز بیان شده و به اجتناب از آن تصریح شده، در اسلام و قرآن کریم «حرام» نگردیده است؟! آیا این ادعا و ترویج و شایع نمودن این دروغ و نسبت دادن آن به خدا و قرآن کریم، خودش مصداق کامل و عینی عمل شیطان در ایجاد اختلاف و دشمنی بین مسلمانان و دور کردن آنها از یاد خدا و نماز نیست؟

x-shobhhe.com

بازگشت به صفحه ی شبهات متفرقه

 


طبقه بندی: بصیرت، وتعاون علی البر والتقوی، مراسمات،
برچسب ها: انشاالله سالی دورازمحرمات داشته باشیم،

تاریخ : یکشنبه 5 فروردین 1397 | 10:19 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
نتیجه تصویری برای روزبزرگداشت شهدا  نتیجه تصویری برای روزبزرگداشت شهدا   نتیجه تصویری برای روزبزرگداشت شهدا   بسم الرب الشهدا
 
ولاتحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوافی سَبیل ِاللّهِ امواتا ًبَل احیاءُِ عندَربِّهِم یُرزَقون .
 
      

شهید نظر می کند به وجه الله . امام ( ره )
      پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند ، اما حقیقت آن است که زمان ، ما را با خود برده  است و شهدا مانده اند . شهید سید مرتضی آوینی
      توراچه بنامم؟ چه روح بلندی داشتی.باچه رویی می توانم با تو سخن بگویم.تو رفتی که نام اسلام ، ایران و حجاب زنده بمانند.وقتی که نام الله اکبر از بام ها به گوش       می رسید تو بی درنگ از جا برخاستی تا با وضویت همواره ندای الله اکبر از بام ها شنیده شود وضوی آخرت را چگونه گرفتی؟

آنگاه که در سرمای اروند برای زنده ماندن اسلام وقرآن روانه مرزها بودی ، وقتی که در باتلاق شلمچه وطلاییه به سختی قدم بر می داشتی ، وقتی که بر رمل های فکه پاهایت را میگذاشتی کدامین اندیشه ی مقدس بود که تو را اینگونه مقاوم کرد؟

     آنگاه که اهل کوفه از ترس شمشیر جهاد تابستان را به زمستان و جهاد زمستان را به تابستان می انداختند تو شناسنامه ات را گرفتی و سنت را بزرگ کردی تا مانعی جلوی رفتنت به جنگ نباشد، آن هنگامی که اشک از چشمانت جاری بود که چرا هنوز سنم به اجرای فرمان امام نرسیده؟! تورفتی، رفتی که با رشادتت و شجاعتت درس استقامت و پایداری را بیاموزی  .

     آن هنگام که جسم پاکت بر روی مین ها و سیم خاردارها ار هم متلاشی می شد به کدامین قله سعادت می اندیشیدی؟ نامت را به بلندی یاد می کنیم ای شهید .
ای شهید ، ای که بر کرانه ازلی و ابدی وجو برنشسته ای ، دستی برآر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را از این منجلاب بیرون کش . شهید سید مرتضی آوینی
 




طبقه بندی: مظلومیت مطلق، شهدا، بصیرت، عشقستان،

تاریخ : سه شنبه 22 اسفند 1396 | 06:40 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
نتیجه تصویری برای روز تکریم از مادران شهدا
نتیجه تصویری برای روز تکریم از مادران شهدا

نتیجه تصویری برای روز تکریم از مادران شهدانتیجه تصویری برای روز تکریم از مادران شهدا

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcS7S051PZqvAunRYG87m1OllxNFS2EIykcfa3iTSTYGrlOAdVNu
نتیجه تصویری برای روز تکریم از مادران شهدا
نتیجه تصویری برای روز تکریم از مادران شهدا



نتیجه تصویری برای روز تکریم از مادران شهدا
تصویر مرتبط
راستی هیچ فکرکردیم چندتامادر جوانان رعناقامتشان راازدست داده اندکه منوتو مادری زهرایی باشیم ودختران زینبی و÷سران حسینی تربیت کنیم


برچسب ها: روزمادرمباک،

تاریخ : پنجشنبه 17 اسفند 1396 | 06:41 ب.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
اهمیت درختکاری در اسلام

در ادیان و فرهنگ های مختلف جهان، درخت و درختکاری جایگاه خاصی دارد. دین مقدس اسلام نیز بشر را به کاشت درخت تشویق و ترغیب کرده است و بعضی از بزرگان دین به این امر اشتغال داشته اند. حضرت علی علیه السلام در مدینه باغ های خرمای فراوانی به وجود آورد و بیشتر آنها را در راه خدا وقف کرد.

 

روز درختکاری, 15 اسفند روز درختکاری, هفته منابع طبیعی

 

پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم  در این باره می فرماید: «اگر شخصی درختی بکارد یا مزرعه ای را به زیر کشت ببرد و انسان ها، حیوانات یا پرندگان از آن بخورند، این کار صدقه ای از طرف آن شخص شمرده می شود». نیز در روایتی معتبر از یکی معصومین (ع) منقول است که: “حتی اگر دیدید قیامت بر پا شد و شما مشغول کاشتن درختی بودید، ازاین عمل نیک خود دست برندارید”. و این نشانگر تاکید و توصیه اولیای اسلام به حفظ و حراست از درختان و اهمیت درختکاری است.

 

مطالب یاد شده به روشنی، وظیفه تک تک ما را در حفظ و حراست از منابع طبیعی موجود، خصوصاً جنگل ها و مراتع و همچنین توسعه پایدار و گسترش این نعمت الهی، به عنوان یک وظیفه دینی و ملی، مشخص می کند. 

 

 بیشتر بخوانید: آموزش کاشت درخت

 

فواید درختان در زندگی انسانها

امروزه با صنعتی شدن جوامع بشری درختان نقش مهم تری در زندگی بشر ایفا می كنند، از سویی مقدمات پیشرفت بیشتر صنعت و فناوری را موجب می شوند و منابع تامین كننده محصولاتی نظیر وسایل چوبی، مبلمان، لوازم التحریر (كاغذ، انواع مدادهای مختلف) ‌الوار و هزاران محصول دیگر محسوب می شوند و از سو ی دیگر به منزله ریه های یك شهر تلقی شده و نقش مهمی در تامین سلامت اعضای جامعه را ایفامی كنند. این مورد اخیر از مورد قبل مهم تر مینماید.

 

روز درختکاری, 15 اسفند روز درختکاری, هفته منابع طبیعی

 

چرا كه به دلیل فعالیت كارخانجات صنعتی و نیز ازدیاد وسایل نقلیه عمومی و فعالیت روزانه آنها در سطح شهرهای بزرگ  آلاینده ها و گازهای مهلك و خطرناكی نظیر دی اكسید كربن در هوای شهرها فزونی یافته و سلامت افراد را تهدید می كند. و افزایش هر چه بیشتر این مواد آلاینده كاهش میزان اكسیژن در هوا را سبب می شود و این وضع نامساعد گروههای آسیب پذیر نظیر بیماران ریوی و قلبی، سالخوردگان و كودكان را بیشتر تهدید می كند. در چنین شرایطی مساله درخت و درختكاری راه حلی مناسب برای مبارزه با آلودگیهای مذكور به شمار می آید. ایجاد جنگلهای مصنوعی و فضای سبز در اطراف شهرهای بزرگ به تاسیس كارخانجات تولید اكسیژن می ماند.

 

به طور خلاصه روز درختکاری بهانه ‌ای است برای این که ما به محیط زیست احترام گذشته و آن را احیاء کنیم و یا حداقل آن را با دقت بیشتری نگه داری کنیم. امید است که با تلاش در این جهت، حتی با کاشتن یک نهال کوچک، کشوری زیبا و آباد را برای خویش مهیا کنیم که یقیناً کاری پسندیده است.




طبقه بندی: مظلومیت مطلق،
برچسب ها: روزدرختکاری،

تاریخ : سه شنبه 15 اسفند 1396 | 08:37 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
شهدا شرمنده ایم


انتقال شهدا عملیان بدر به پشت خط

جزیره مجنون  کانال شهدا


شادی روح شهدا صلوات

Image result for ‫شهدای دانش اموز‬‎

باذکر صلوات شهدا را یاد کنیم

Image result for ‫شهدای دانش اموز‬‎






به امید شفاعت شهدا

شهدای مدافع حرم شهرستان نیشابور






طبقه بندی: مظلومیت مطلق، شهدا، بصیرت،
برچسب ها: شهداشرمنده ایم،

تاریخ : شنبه 12 اسفند 1396 | 11:34 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
 


واقعه جنگ جمل

حضرت علی علیه السلام در نخستین روزهای حكومت خویش، مشغول پاكسازی محیط جامعه اسلامی از حكام خود كامه ای شد كه بیت المال مسلمانان را تیول خویش قرار داده، بخش مهمی از آن را به صورت گنج در آورده بودند و بخش دیگر را در راه مصالح شخصی خود مصرف می كردند و هر كدام در گوشه ای، حاكمی خود مختار و غارتگر شده بودند.

همزمان با این پاكسازی ، عده ای از اصحاب توقع داشتند كه حضرت مسئولیت هایی از حكومت را به آنان بسپارد. از جمله طلحه و زبیر را می توان نام برد. آنان از این كه در حكومت علی علیه السلام به استانداری منطقه ای منصوب شوند ناامید شدند. از طرف دیگر، از جانب معاویه به هر دو نفر آنان نامه ای، به یك مضمون رسید كه آنان را " امیرالمومنین" خوانده  و یادآور شده بود كه از مردم شام برای آن دو بیعت گرفته است و باید هر چه زودتر شهرهای كوفه و بصره را اشغال نمایند، پیش از آن كه فرزند ابوطالب بر آن دوشهرمسلط شود و شعار آنان در همه جا این باشد كه خواهان خون عثمان هستند و مردم را برگرفتن انتقام او دعوت كنند ، این دو صحابی ساده لوح، فریب نامه معاویه را خوردند و تصمیم گرفتند كه از مدینه به مكه بروند و در آنجا به گردآوری افراد وساز و برگ جنگ بپردازند. آنان برای اجرای نقشه معاویه به حضور امام علیه السلام رسیدند و گفتند: ستمگری های عثمان را درامورمربوط به ولایت و حكومت مشاهده كردی و دیدی كه وی جز به بنی امیه به كسی نظر و توجه نداشت. اكنون كه خدا خلافت را نصیب تو ساخته است ، ما را به فرمانروایی بصره وكوفه منصوب نما. امام فرمود: آنچه خدا نصیب شما فرموده است به آن راضی باشید تا من در این موضوع بیندیشم. آگاه باشید كه من افرادی را برای حكومت می گمارم كه به دین و امانت آنان مطمئن و از روحیات آنان آگاه باشم."

طلحه و زبیربا شنیدن این سخن، بیش از پیش مأیوس شدند، چرا كه امام اعلام كرده بود كه به آن دواعتماد ندارد. لذا جهت سخن را دگرگون كردند و گفتند: پس اجازه بده ما مدینه را به قصد عمره ترك كنیم. امام علیه السلام فرمود:" در پوشش عمره هدف دیگری دارید؟" آنان به خدا سوگند یاد كردند كه غیر از انجام عمره هدف دیگری ندارند. امام فرمود:" شما در صدد خدعه و شكستن بیعت هستید. آنان سوگند خود را تكرار كردند و بار دیگر با امام بیعت نمودند. وقتی آن دو خانه علی علیه السلام را ترك كردند، امام  به حاضران در جلسه فرمود:" می بینم كه آنان در فتنه ای كشته می شوند."(1)

ابن قتیبه می نویسد:

" هر دو پس از خروج از خانه علی در مجمع قریش گفتند:" این پاداش ما بود كه علی به ما داد! ما بر ضدعثمان قیام كردیم و وسیله قتل او را فراهم ساختیم، در حالیكه علی در خانه خود نشسته بود. حال كه به خلافت رسیده است دیگران را بر ما ترجیح می دهد.

طلحه و زبیر با آن كه سوگندهای شدیدی در خانه امام علیه السلام یاد كرده بوند، پس از خروج از مدینه در میان راه مكه به هر كس رسیدند، بیعت خود را با علی علیه السلام انكار كردند.(2)

بازگشت عایشه از نیمه راه مدینه به مكه

درهنگام محاصره خانه عثمان از طرف انقلابیون مصری و عراقی، عایشه مدینه را به عزم حج ترك گفت و در مكه بود كه خبر قتل عثمان را شنید ، ولی خبر نرسید كه مسئله خلافت پس از قتل خلیفه به كجا منجر شد. از این جهت تصمیم گرفت كه مكه را به عزم مدینه ترك گوید.

در مراجعت از مكه، در منزلی به نام" سرف " با مردی به نام "ابن ام كلاب"ملاقات كرد و از اوضاع مدینه پرسید. وی  گفت كه محاصره خانه خلیفه هشتاد روز به طول انجامید و سپس او را كشتند و بعد از چند روز با علی علیه السلام بیعت كردند.

وقتی عایشه از اتفاق مهاجرین و انصار بر بیعت با امام آگاه شد، سخت برآشفت و گفت: ای كاش آسمان برسرم فرو می ریخت. سپس دستور داد كه كجاوه او را به سوی مكه باز گردانند، در حالی كه نظر خود را درباه عثمان دگرگون كرده بود و می گفت: به خدا سوگند، عثمان، مظلوم كشته شده است و من انتقام او را از قاتلان او می ستانم.

آن مرد ِ گزارشگر به او گفت: تو نخستین كسی بودی كه به مردم می گفتی عثمان كافر شده است و باید اورا بكشند. اكنون چه شده كه از سخن نخست خود بازگشتی ؟ وی در پاسخ گفت: " قاتلان عثمان او را توبه دادند و سپس كشتند. درباره عثمان همه سخن می گفتند و من نیز می گفتم، اما سخن اخیر من بهتر از سخن پیشین من است."(3)

پایگاه مخالفان امام علیه السلام

پس از قتل عثمان و بیعت مردم با امام، سرزمین مكه مركز مخالفان آن حضرت به شمار می رفت و افرادی كه با علی علیه السلام مخالف بودند یا از دادگری او می ترسیدند ، خصوصاً فرمانداران و استانداران عثمان كه می دانستند امام دارایی آنان را مصادره می كند و آنان را به سبب خیانت هایی كه مرتكب شده اند بازخواست خواهد كرد، همه و همه در مكه در پوشش حرمت حرم خدا گرد آمدند و نقشه نبرد جمل را طراحی نمودند.

هزینه جنگ جمل

هزینه جنگ جمل را استانداران عثمان، كه در دوران حكومت او بیت المال را غارت كرده و ثروت هنگفتی به دست آورده بودند، پرداختند و هدف این بود كه دولت جوان علی علیه السلام را سرنگون كنند و اوضاع به حال سابق باز گردد.

اسامی برخی از این افراد عبارت است از:

1- عبدالله ابی ربیعه، استاندارعثمان در صنعای یمن. او از صنعا به منظور كمك به عثمان خارج شد. و چون در نیمه راه از قتل او آگاه گردید به مكه بازگشت. وقتی شنید كه عایشه مردم را برای گرفتن انتقام خون عثمان دعوت می كند ، وارد مسجد شد و در حالی كه روی تخت نشسته بود فریاد زد: هر كس كه بخواهد برای گرفتن انتقام خون خلیفه در این جهاد شركت كند من هزینه رفتن او را تامین می كنم . او گروه كثیری را برای شركت در نبرد مجهز كرد.

2- یعلی بن امیه، یكی از فرمانداران سپاه عثمان. وی به پیروی از عبدالله پول هنگفتی در این راه خرج كرد. او ششصد شتر خرید(4) و در بیرون مكه آماده حركت ساخت و گروهی را بر آن حمل كرده و ده هزار دینار در این راه پرداخت.

وقتی امام از بذل و بخشش " یعلی" آگاه شد فرمود: فرزند امیه ده هزار دینار را از كجا آورده است؟ جز این است كه از بیت المال دزدیده است؟ به خدا سوگند، اگر به او و فرزند ابی ربیعه دست یابم ثروت آنان را مصادره می كنم و جزء  بیت المال قرار می دهم.(5)

طبری متن ندای خروج كنندگان را چنین نقل می كند:

" آگاه باشید كه ام المؤمنین و طلحه و زبیر ، عازم بصره هستند. هر كس می خواهد اسلام را عزیز گرداند و با كسانی كه خون مسلمانان را حلال شمرده اند، نبرد كند و آن كس كه می خواهد انتقام خون عثمان را بازستاند با این گروه حركت كند و هر كس مركب و هزینه رفتن ندارد، این مركب او و این هزینه مسافرت او. " (6)

شهادت دروغ

بالاخره سپاه آماده حركت شد و به راه افتاد. در راه به سرزمینی به نام "حوأب" رسیدند. وقتی عایشه از نام سرزمین آگاه شد به فرزند طلحه گفت: من باید برگردم، زیرا رسول خدا روزی در میان همسران خود كه من نیز در جمع آنها بودم فرمود:" می بینم كه یكی از شما از سرزمین " حوأب" می گذرد و سگان آنجا براو پارس می كنند." سپس رو به من كرد وفرمود:" حمیرا ، مبادا توآن زن باشی." در این هنگام فرزند طلحه درخواست ادامه مسیر را كرد ولی مؤثر نیفتاد. خواهر زاده او، عبدالله بن زبیر، منافقانه سوگند یاد كرد كه نام این سرزمین " حوأب " نیست. ما حوأب را اول شب پشت سر نهاده ایم . این نوع شهادت دروغ، در نوع خود، در تاریخ اسلام بی سابقه است. پس كاروانیان به مسیر خود ادامه دادند و در نزدیكی بصره برای تسخیر این شهر، كه عثمان بن حنیف از طرف علی علیه السلام استاندار آنجا بود، فرود آمدند.(7)

پی كردن جمل

واقعه جمل در دهم جمادی الثانی سال سی و ششم هجری قمری، رخ داد و هنوز آفتاب غروب نكرده بود كه آتش نبرد با افتادن جمل عایشه وسرنگون شدن كجاوه او به پایان رسید. جمل عایشه برای نیل به مقاصد شوم به كارگرفته شده بود و با گذاردن هودج  عایشه بر آن، نوعی قداست به آن بخشیده بودند. سپاه بصره در حفاظت و بر پا نگاه داشتن آن كوشش ها كرد و دست های زیادی در راه آن دادند. هر دستی كه قطع می شد، دست دیگری زمام شتر را می گرفت . اما سرانجام زمام شتر بی صاحب ماند و دیگر كسی حاضر نبود كه آن را به دست بگیرد. در این هنگام فرزند زبیر زمام آن را به دست گرفت، ولی مالك اشتر با هجوم بر وی او را نقش بر زمین كرد و مردم از اطراف شتر عایشه پراكنده شدند. امام علیه السلام برای اینكه دشمن با دیدن شتر بار دیگر به سوی او بازنگردند، فرمان پی كردن جمل را صادر كرد. پس،شتر به زمین خورد و كجاوه سرنگون گردید. علی علیه السلام خود را به كجاوه عایشه رسانید وفرمود: " ای عایشه، آیا رسول اكرم صلی الله علیه و آله تو را به این كار سفارش كرده بود؟" او در پاسخ امام گفت:" ای اباالحسن، حال كه پیروز شدی ، مرا ببخش"(8)

حضرت علی علیه السلام پس از جنگ ، عایشه را به همراه برادرش محمدبن ابی بكر و تعدادی از زنان كه مبدل به لباس مردانه بودند راهی مكه نمود.

عایشه در حالی كه بر مركبی سوار می شد، گفت:" افتخار آفریدید و پیروز شدید، همانا تقدیر خدا انجام گرفتنی است."

سرنوشت طلحه و زبیر نیز به مرگ ختم شد كه باعث تأسف حضرت علی علیه السلام شد.

سپس امام علیه السلام باقی مانده روز را در میدان نبرد به سر برد و مردم بصره را دعوت كرد كه كشتگان خود را به خاك بسپارند. به نقل طبری، امام بركشتگان ناكثان از بصره و كوفه نمازگزارد وبر یاران خود كه جام شهادت نوشیده بودند نیز نماز گزارد و آنان را به خاك سپرد. سپس دستور داد كه تمام اموال مردم را به خودشان باز گردانند به جز اسلحه ای كه بر آنها علامت حكومت باشد.(9)

و اینگونه بود كه ناكثان در جنگ با حضرت علی علیه السلام با شكست مواجه شدند.

پی نوشتها:

1- فروغ ولایت، جعفر سبحانی، 396.

2- الامامة و السیاسة، ج 1، ص 49.

3- تاریخ طبری، ج 3، ص 172.

4- همان، ص 166.

5- الجمل، صص 124-123.

6- تاریخ طبری، ج 3، ص 167.

7- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 9، ص 312.

8- تاریخ طبری، ج 3، ص 539/ الجمل، ص 198-166.

9- تاریخ طبری، ج 2، ص 543.

 مهری هدهدی

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .







 












طبقه بندی: مظلومیت مطلق، شهدا، بصیرت، سیاسی،
برچسب ها: جنگ جمل،

تاریخ : شنبه 12 اسفند 1396 | 11:30 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
           
پس از عملیات «مرصاد» گزارش پیشروی نیروها را برای امام خواندند، امام پس از شنیدن آن خوشحال شد و گفت بگویید در این دنیا که نمی‌توانم کاری بکنم. اگر آبرویی داشته باشم در آن دنیا قطعا شفاعتش خواهم کرد.
در ادامه بخش مربوط به این ماجرا آمده است.  (((((معطل نکنید )))))

سال 67، داخل قرارگاه یونس گزارش یکی از عملیات‌ها را می‌داد. آقای خامنه‌ای و محسن رضایی هم بودند. خبر آوردند که دشمن به کرند حمله کرده. قبول نمی‌کرد. می‌گفت: «این گزارش اشتباه است. دشمن هدف خاصی آنجا ندارد.» برگشت برای ادامه گزارش که خبر دادند، رسیده‌اند اسلام‌آباد.

تعجب کرد و گفت: شما همین چند دقیقه پیش گفتید کرند هستند، چطور به این سرعت رسیدند اسلام‌آباد؟ گفتند: این دختر و پسرهایی که حمله کرده‌اند عربی صحبت نمی‌کنند، فارسی بلدند. درمانده شده بود. آقای خامنه‌ای گفت: احتمالا منافقین‌اند و هدفشان تهران است. وارد عمل شوید. محسن رضایی جواب داد: این منطقه برادران ارتش است و در مسئولیت سپاه نیست؛ اما آقای خامنه‌ای رو کرد به شوشتری: با توجه به اینکه شما قبلا در کرمانشاه حضور داشتید، بروید و معطل نکنید.

 وقتی رسید کرمانشاه، محشری به پا بود. می‌گفت: «در طول جنگ چنین صحنه‌ای ندیده بودم. مردم از شهر فرار می‌کردند. هرکس وسیله‌ای گیر می‌آورد، خانواده‌اش را سوار می‌کرد و می‌فرستاد بیرون شهر. شهر خالی شده بود. انبارهای مهمات اطراف شهر در آتش می‌سوخت و میگ‌های عراقی هم که به پشتیبانی منافقین آمده بودند، بالای شهر می‌چرخیدند.»

یکی دو روز اول در غربت مقابلشان ایستادند؛ نیرو نداشتند؛ اما روزهای بعد اوضاع تغییر کرد.

*به شوشتری بگویید اگر آبرو داشته باشم قطعا شفاعتش می‌کنم

حاج احمد آقا گزارش پیشروی‌های نیروهای خودی را برای امام خواند، امام خوشحال شد. گفت: به شوشتری بگویید در این دنیا که نمی‌توانم کاری بکنم. اگر آبرویی داشته باشم در آن دنیا قطعا شفاعتش خواهم کرد.

پیام امام را که به نورعلی رساندند، تمام خستگی آن چند روز از تنش در آمد.


                                         Related image





طبقه بندی: شهدا، بصیرت، سیاسی، دفاع مقدس،
برچسب ها: شفاعت امام ره،

تاریخ : شنبه 12 اسفند 1396 | 09:00 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
نتیجه تصویری برای روز تکریم از مادران شهدانتیجه تصویری برای روز تکریم از مادران شهدا       نتیجه تصویری برای روز تکریم از مادران شهدانتیجه تصویری برای روز تکریم از مادران شهدانتیجه تصویری برای روز تکریم از مادران شهدا        نتیجه تصویری برای روز تکریم از مادران شهدا


طبقه بندی: مظلومیت مطلق، شهدا، بصیرت، دفاع مقدس،
برچسب ها: مادرن اسمانی،

تاریخ : جمعه 11 اسفند 1396 | 10:44 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
  • پنجم اسفند؛ روز بزرگداشت «خواجه نصیرالدین طوسی» و روز مهندس

امروز(شنبه) پنجم اسفند ماه روز «بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی» به نام روز «مهندس» در تقویم ملی ایرانیان نام گذاری شده است.

«محمدبن فخرالدین محمد بن حسنی»، مکنی به «ابوجعفر» و ملقب به استاد البشر و عقل هادی عشر، از اعاظم رجال قرن هفتم و از اجله علمای جامع ایران است.

خواجه نصیرالدین طوسی که بود؟

وی به سال 597 هجری قمری در جهرود قم یا در طوس ولادت یافت و علوم نقلی را از پدرش و معقول را از دایی خویش و سپس از «فریدالدین» داماد نیشابوری و علوم ریاضی را از «کمال الدین محمد حاسب» فرا گرفت.

کتاب معروف «اخلاق ناصری»

خواجه نصیر در معارف زمان خویش به ویژه در حکمت و ریاضی استاد مسلم بود خواجه نصیر پس از مدتی به دربار «ناصرالدین عبدالرحیم» حکمران «قهستان» که از سران اسماعیلیه و محتشمی دانش پرور بود راه یافت و کتاب معروف «اخلاق ناصری» را به نام او پرداخت.

چندی بعد ناصرالدین او را به قلعه «الموت» نزد «علاءالدین محمد» هفتمین خلیفه «حسن صباح» برد و سپس ملازم «رکن الدین خورشاه» آخرین فرمانروای اسماعیلی شد و چون هلاکو عزم تسخیر قلاع اسماعیلیه کرد، رکن الدین خورشاه به صوابدید خواجه تسلیم شد و خواجه نصیر از آن پس به دربار هلاکو راه یافت و در عهد هلاکو و به اشارت وی در سال 675 به بنای رصد خانه مراغه مشغول شد.

کتابخانه خواجه نصیرالدین

خواجه نصیرالدین گذشته از مقالات علمی که داشته و تصانیف گرانبهایی که در علوم مختلف پرداخته است وجودش منشاء خدمت بسیار مهمی به معارف بشری بوده است.

او به مناسبت نفوذی که در دربار هلاکوخان داشت بسیار از کتب نفیس عهد خویش را از معرض تلف شدن نجات داده و در کتابخانه ای نگهداری کرد.کتاب های این کتابخانه بالغ بر چهارصد هزار مجلد بوده است.

همچنین نفوذ و منزل وی باعث نجات جان بسیاری از فضلا و علمای آن دوران از تیغ مغولات شد.

وفات خواجه نصیر

وفات خواجه نصیر به سال 672 هجری قمری در بغداد روی داد و در جوار حضرت امام موسی کاظم علیه السلام به خاک سپرده شد.

کتب معروف خواجه نصیر الدین طوسی

 

کتب و رسائلی بالغ بر 60 اثر به نام او ثبت شده است. از میان آن ها می توان به «شرح اشارات» و «تنبیهات در حکمت»، «تجرید العقاید در کلام»، «اخلاق ناصری»، «اساس الاقتباس در منطق» و «تحریر اقلیدس در هندسه» اشاره کرده؛ خواجه نصیر الدین طوسی بزرگترین متکلم شیعه و از مؤثرترین چهره های علمی دنیای اسلام به شمار می رود و پنجم اسفند هر سال روز بزرگداشت این دانشمند بزرگ می باشد که به نام روز مهندسی نیز نامگذاری شده است.

دانشمند فیزیکدان‌مسلمان‌ پاکستانی‌ برنده‌ جایزه‌ نوبل‌ فیزیک‌ سال‌ ۱۹۷۹ مرحوم‌ دکتر «عبدالسلام‌» می‌گوید: «رصدخانه مراغه با بیست‌ منجم‌ از سراسر دنیای‌ اسلام‌ تحت‌ سرپرستی‌ دانشمند بزرگ‌ خواجه‌نصیرالدین‌ طوسی‌ احتمالا نخستین‌ رصدخانه‌ جهان‌ بمعنی‌ واقعی‌ کلمه‌ بوده‌ است‌ و در جای‌دیگر می‌گوید: رصدخانه‌ استانبول‌، چین‌، و حتی‌ رصدخانه‌های‌ هند در قرن‌ دوازدهم‌ نیز همه‌ ازجلوه‌های‌ رصدخانه‌ مراغه‌ است‌.»

«کارل بروکلمن» خاورشناس و تاریخ‌نویس بزرگ آلمانی گفته است: «مشهورترین علما و مولفین قرن هفتم هجری، مطلقا و بدون شک خواجه نصیرالدین طوسی است.»


بیشتر بخوانید : 

«خواجه نصیرالدین طوسی»؛ افتخار ایرانی، نابغه جهانی

 




طبقه بندی: بصیرت، مذهبی، سیاسی، مراسمات،

تاریخ : شنبه 5 اسفند 1396 | 10:34 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
















خبرنگاری یعنی ایثارگری و تلاش برای حفظ ارزش‌های کشور



خبرنگار و جانباز دفاع مقدس با بیان اینکه خبرنگاری عشق است و ایثارگری، از خبرنگاران خواست برای حفظ ارزش‌های کشور قلم بزنند و بجای بزرگ کردن مشکلات، آن‌ها را حل کنند.


                                                          خبرگزاری فارس: خبرنگاری یعنی ایثارگری و تلاش برای حفظ ارزش‌های کشور

به گزارش خبرگزاری فارس از نیشابور، جانبازان و همه یادگاران هشت سال دفاع مقدس همچون خورشید در کشور می‌درخشند و کشور را به راه صحیح هدایت می‌کنند و اجازه نمی‌دهند انحرافی در ارزش‌های انقلاب اسلامی پیش آید، چون درد و رنج را با پوست و گوشت و استخوان چشیده‌اند، دراین‌بین خبرنگاران نیز با قلم خود سعی می‌کنند این ارزش‌ها را حفظ و به نسل‌های بعد منتقل کنند.

محمدکاظم کول‌آبادی از یادگاران هشت سال دفاع مقدس است که علاوه بر تیر و ترکش‌هایی که دفاع مقدس بر پیکرش وارد کرده از ناحیه چشم و ریه جانباز شیمیایی است و در کنار معلمی به شغل شریف و پر زحمت خبرنگاری مشغول است.

از نظر خبرنگاران نیشابوری وی نماد سخت‌کوشی و استقامت است، کسی که بارها تا صبح با درد زیر دستگاه اکسیژن بوده ولی صبح برای پوشش رسانه‌ای قدمی پا پس نکشیده است؛ این است که همت و تلاش او، وی را منحصربه‌فرد کرده و همه این ویژگی‌ها باعث شد به مناسبت روز خبرنگار سوژه مصاحبه شود.

این مصاحبه علاوه بر مشکلات معمول یک مصاحبه، سختی خاصی نیز داشت و آن راضی کردن محمدکاظم کول آبادی برای مصاحبه بود چراکه تاکنون حاضر به انجام مصاحبه با هیچ رسانه‌ای نبوده است؛ حتی رسانه‌ای که در آن مشغول به فعالیت است.

پرواضح است راضی کردن فردی رسانه‌ای، با کلک‌های رسانه‌ای نه‌تنها ممکن نبود بلکه کاری بس کودکانه می‌نمود، تنها راه راضی کردن وی سماجت رسانه‌ای چندین ماهه بود که سرانجام و پس از اصرارهای فراوان به نتیجه رسید و در بعدازظهر یکی از روزهای گرم تابستان میهمان خبرگزاری فارس باشد.

فارس: ابتدا خودتان را معرفی و از نحوه اعزام به جبهه بفرمایید؟

به نام حق و سلام؛ محمدکاظم کول آبادی جانباز شیمیایی و ترکشی هشت سال دفاع مقدس هستم، در حال حاضر چهار فرزند دختر و یک پسر دارم.

در مراحل اولیه اعزام به خدمت به‌صورت بسیجی و در ادامه به‌صورت پاسدار در دفاع مقدس شرکت کردم، برای اولین بار در خرداد سال 62 زمانی که حدوداً 13 سال داشتم به همراه پنج نفر از همکلاسی‌هایم در مدرسه ابوریحان بیرونی با جعل امضا به مشهد رفتیم تا ازآنجا به جبهه اعزام شویم ولی چهار بار تلاشمان بی‌نتیجه ماند، به خاطر جثه کوچکمان مشخص بود که از نظر سنی امکان حضور در جبهه برای ما فراهم نیست ولی برای بار پنجم درحالی‌که اصلاً ناامید نشده بودیم با محبت شهید روشنک و احمد گیاهی از مسؤولان وقت بسیج دانش‌آموزی و جعل کارت اعزام به جبهه توانستیم از مشهد به جبهه اعزام شویم.

فارس: در جبهه به چه‌کارهایی مشغول بودید؟

در مرحله اول با توجه به جثه کوچک اجازه حضور در گردان‌های عملیاتی و رزمی را نداشتیم به همین دلیل سردار شهید نورعلی شوشتری در لشکر 5 نصر و تیپ 21 زرهی امام رضا (ع) من را به‌عنوان زیرمجموعه و کمک دست خودش به کار گرفت. در روزهای اول یک موتور تریل 250 سی‌سی که قدش از من بزرگ‌تر بود تحویل گرفتم، برای سوارشدن بر آن مجبور بودم بر روی تپه‌ای بایستم، آن را روشن کنم و دنده بزنم و بعد از حرکت بر روی آن بپرم.

بعد از مدتی و با شروع عملیات والفجر مقدماتی برای اولین بار بدون اینکه آموزش جنگی دیده باشم و نحوه کار با اسلحه را بلد باشم در عملیات شرکت کردم، دقیق به یاد دارم که قدم به‌اندازه تیربار گرینف بود ولی با آن جثه کوچک هرگز در این راه کم نیاوردم. در پست‌های مختلفی فعالیت می‌کردم، در تیپ ویژه شهدا زیر نظر سردار شهید محمود کاوه و شهید قمی مسئول آتشبار پدافند هوایی بودم، به مدت 6 ماه مسئول کارگزینی بسیج تیپ 21 امام رضا (ع) بودم و پیک لشکر و گردان، تبلیغات و در ادامه به‌عنوان فیلم‌بردار عملیات شرکت می‌کردم و در 37 عملیات در کنار دفاع از انقلاب، فیلم‌برداری عملیات‌ها را نیز بر عهده داشتم.

فارس: با توجه به جثه کوچکتان چرا در دفاع مقدس شرکت کردید و در این راه حتی مدرک جعل کردید؟

به عشق دفاع از اسلام، امام خمینی (ره) فرمودند هرکسی به هر نحوی که می‌تواند به جبهه‌ها کمک کند، ما هم سعی کردیم با حضور خود کمک کنیم و برای همین به جنگ رفتیم.

برایم حجله زده بودند

فارس: اولین بار چه زمانی مجروح شدید؟

در مرحله اول بعد از حدود 8 ماه حضور در جبهه در 5 اسفند سال 62 در منطقه فکه در بیمارستان اراک به دلیل مجروحیت بستری شدم ولی چون عملیاتی دیگر در راه بود از همان‌جا مستقیماً به جبهه برگشتم و ادامه فعالیت دادم.

دریکی از این جانبازی‌ها، شهادتم به خانواده و پدرم که در همان منطقه جنگی بود اعلام شد، ایشان برای وداع با من به معراج شهدا می‌آید ولی می‌گویند که جسد به شهرستان انتقال پیدا کرده است ولی به علت در کما بودن به بیمارستان شهید مصطفی خمینی تهران منتقل‌شده بودم و در نیشابور برایم حجله زده بودند و عزاداری می‌کردند.

از سال 62 تا 66 بارها مجروح شدم ولی هیچ‌گاه از جبهه خارج نشدم، دو مرحله در جزایر مجنون مجروح شدم که یک‌دفعه آن از ناحیه چشم شیمیایی شدم و ترکش به شکم و کمرم اصابت کرد و در دفعه دوم در همین منطقه از ناحیه ریه دچار شیمیایی شدم که تاول‌ها و اثرات آن به‌وضوح قابل‌رؤیت است. شنواییم با توجه به انفجارهایی که در نزدیکی‌ام انجام‌شده بود دچار آسیب جدی شده است و در کردستان تیر به دستم اصابت کرد و از ماشین به بیرون پرت شدم، در مقطعی دیگر در کردستان بازهم تیر به‌پای چپ و ترکش به کمرم اصابت کرد همه این‌ها را گفتم ولی باید همین‌جا تأکید کنم که فقط برای حفظ ارزش‌های کشور به جبهه رفتم و هیچ منتی بر کسی ندارم و نخواهم داشت.



فارس: از آن دوستانی که با هم به جبهه اعزام شدید، اطلاعی دارید؟

بسیاری از آن‌ها شهید شدند، شهیدان محمد عبیری، مرتضی بیدکی، امینیان مقدم، عباسعلی مقیم، هادی عشوره، کاظم قربانی، سید محمود حسینی، جعفری و ... شهدایی بودند که هم قد من بودند و با هم اعزام‌ شده بودیم ولی در همان سن و قد و قامت برای همیشه رستگار شدند.

بگذارید بازنشسته شوم

فارس: بعد از دفاع مقدس چه کردید؟

بعد از 60 ماه حضور در جبهه، در سال 70 و اتمام قطعی جنگ احساس کردم نیاز به انجام کار مهم‌تری دارم، حقیقتاً لباس سپاه را بسیار ارزشمند می‌دانستم و به نظر خودم از نظر جسمی و با توجه به‌شدت جراحات بهتر دیدم در سپاه فعالیت نداشته باشم، در حالی‌ که در دفتر نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه نیشابور خدمت می‌کردم درخواست استعفا دادم که مورد قبول واقع نشد ولی با اصرار زیاد در نهایت با انتقالی‌ام به آموزش‌ و پرورش موافقت شد و به کانون شهید باهنر نیشابور رفتم تا در آنجا کار فرهنگی خودم را آغاز کنم.

در طی این سال‌ها با این وضعی که داشتم می‌توانستم به یک مدرسه خلوت بروم ولی سعی کردم مفید باشم از همان سال تا به امروز در مدرسه شاهد به فرزندان شهدا و جانبازان خدمت کردم.

بعد از 35 سال امسال قرار است بازنشسته شوم، ولی مدیر آموزش‌ و پرورش اجازه نمی‌دهد و بر حضور من اصرار دارد و من از همین‌جا می‌خواهم اجازه دهند که از دور نظاره‌گر اقدامات و فکر نیروهای جدید باشم.

فارس: چه شد جوان جانباز هشت سال دفاع مقدس خبرنگار شد؟

طی همین سال‌هایی که در نیشابور کار فرهنگی می‌کردم وزارت آموزش‌ و پرورش با توجه به سابقه خبرنگاری‌ام در جبهه مسئولیت خبرگزاری پانا در نیشابور را به من سپرد.

از آن زمان که 17 سال می‌گذرد به 4 هزار و 700 دانش‌آموز، آموزش خبرنگاری داده‌ام، عده‌ای علاقه داشتند و عده‌ای نه ولی خدا را شکر در حال حاضر 42 نفر از همان دانش‌آموزان خبرنگار و دبیر در خبرگزاری‌ها و روزنامه‌های رسمی و معتبر در سطح کشور، استان و شهرستان هستند.

فارس: فعالیتتان فقط به حیطه خبرنگاری محدود می‌شد؟

قاعدتاً خیر، در کنار همه این مشکلات جسمی سعی کردم برای کشور و انقلابم مفید باشم، کمیته برنامه‌های خاص فرهنگی مخصوص خانواده شهدا و جانبازان را تشکیل دادم، طرح شاهد پژوهی را برای اولین بار در کشور پیشنهاد و اجرا کردم که نتیجه حال حاضر آن در استان خراسان رضوی فقط 37 مرکز شده است، به دلیل این طرح و اجرای آن از طرف مقام معظم رهبری مورد تشویق قرار گرفتم. با کمک دوستانم و مدیر آموزش‌وپرورش شهرستان نیشابور دکتر سید جواد قوامی نژاد، توانستیم 80 مدرسه و هزار و 115 کلاس درس را به نام شهدا نام‌گذاری کنیم.

در این سال‌ها چهار سفر کربلا از مقام معظم رهبری و مدیرکل آموزش‌وپرورش خراسان رضوی هدیه گرفته‌ام، جزء هیئت امناء دو مسجد و دو انجمن خیریه هستم و توانسته‌ایم با کمک خیرین برای بیش از 90 دختر یتیم و محروم شهرستان جهیزیه تهیه نماییم.

در حیطه فعالیت خبرنگاری نیز دو بار به‌عنوان خبرنگار نمونه کشوری و یک‌بار به‌عنوان خبرنگار نمونه استان معرفی‌شده‌ام.

کوتاهی مسؤولان ما را از پا در می‌آورد، تحریم‌ها اثری ندارد

فارس: خیلی‌ها از تحریم‌ها و مشکلاتی که ایجاد کرده ابراز گله می‌کنند، شما که نیاز به داروهای خاصی دارید و حتماً از این تحریم‌ها آسیب‌دیده‌اید چه دیدگاهی نسبت به آن دارید؟

مشکلات ریوی و تاولی من را دچار مشکلات خاصی کرده است که هر دو ماه در بیمارستان ساسان بستری و مورد بررسی کامل قرار می‌گیرم. زندگی‌ام به‌صورت مستقیم به اکسیژن و دستگاه آن وابسته است و چندین نوع اسپری مخصوص استفاده می‌کنم که به خاطر تحریم‌ها در کشور نیست و برای تهیه آن با مشکلات فراوانی روبرو هستیم و مجبورم از طریق دوستان خارج از کشور به‌صورت خاص و ویژه تهیه کنم. وجود یک فرزند معلول و سه بیمار صعب‌العلاج در یک‌منزل سختی‌های بسیاری را برایم فراهم کرده است ولی ما به خاطر یک اعتقاد به جبهه رفتیم و هستی خود را دادیم، منتی سر هیچ‌کس نداریم و بدون اغراق می‌گویم به‌عنوان یک بچه مسلمان باید برای همیشه در کنار رهبرم و برای ایران اسلامی جان‌فشانی کنم.

سعی کردم طی این مدت کار ارزشمندی انجام دهم و به ارزش‌هایی که داشتم برسم. اگر ما در زمان جنگ این دردها را تحمل کردیم و می‌کنیم حالا هم موقعیت کشور این‌گونه ایجاب می‌کند که کنار تحریم‌ها بازهم آسیب ببینیم، این هم برای ما شیرین است، این دردها باعث از پا افتادنمان نمی‌شود.

کوتاهی مسؤولان می‌تواند ما را از پا دربیاورد ولی تحریم‌ها کوچک‌ترین تأثیری ندارد. دشمن عزمش را جزم کرده که ما را تحت‌فشار تحریم قرار دهد، این تحریم شما را به نحوی و من را به نحوی دیگر آزار می‌دهد، ما می‌دانیم که دولت در حال حاضر توان کمک به ما را ندارد پس ما نیز از آن‌ها انتظاری نداریم و به‌صورت بسیجی سعی می‌کنیم مشکلاتمان را حل نماییم.

فارس: این کمک نخواستن از مسؤولان با توجه به اینکه حق شماست به چه دلیل اتفاق افتاده است؟

مسؤولان جانبازان را از یاد برده‌اند و معتقدم که نیاز است به جانبازان با نگاه ویژه برخورد شود، جانبازان ولی‌نعمتان این سرزمین هستند ما که می‌توانیم کارهای روزمره خود را انجام دهیم لایق این کلمه ارزشمند نیستیم ولی کسانی که واقعاً توانایی‌های خود را ازدست‌داده‌اند و مشکلات شدیدی داشته و دارند باید یاری شوند.

ما همه‌چیز را برای رضای خدا تحمل می‌کنیم اما مسؤولان می‌توانند با عملکردشان اقداماتی انجام دهند که خانواده جانبازان به زندگی‌امیدوارتر شوند و با اقدامات کوچک دیدهای منفی را مثبت کنند.

برخی مسئولین فقط در تشییع‌جنازه شهدا حضور پیدا می‌کنند و از نام شهید سوءاستفاده می‌کنند؛ چه خوب است از جانبازان که شهدای زنده هستند یادی کنیم تا این عزیزان احساس کنند اندکی از رنجی که آن‌ها کشیده‌اند توسط مسؤولان قدردانی شده است، اگر چنین حسی در بچه‌های جانباز ایجاد شود فشارهای روحی و روانی آن‌ها کمتر می‌شود. این فراموشی‌ها بد است.

بارها در اداره‌ها دیده‌ام که مسؤولان مصوبات مجلس برای تکریم جانبازان را رعایت نمی‌کنند و تکریم ایثارگران وجود ندارد، کم کم این جانبازان به سنی می‌رسند که طی 30 سال آینده همه پر می‌کشند و دیگر در شهر جانبازی پیدا نمی‌شود، وقتی همه جانبازان پر کشیدند آن‌وقت دیگر نمونه‌های زنده ایثار برای نشان دادن به بچه‌هایمان وجود ندارد؛ آموزش‌ و پرورش همان‌گونه که دهقان فداکار را به مردم معرفی کرد باید جانبازان و ایثارگری‌های آن‌ها را به کودکان بیاموزد، باید در جامعه اسطوره داشته باشیم و بهترین اسطوره‌ها همین جانبازان و خانواده شهدا هستند. این جانبازان نشانه‌های حفظ ارزش‌ها هستند، وقتی تمام شوند اگر معرفی نشده باشند ارزش‌ها نیز به فراموشی سپرده می‌شود، جانبازان هدفشان رضایت خدا بوده و هست، برخی سعی می‌کنند هدف را پول و مقام معرفی کنند، همه پول دنیا جبران یک دقیقه از درد بچه‌ها نیست، اگر مسوولی فکر می‌کند که حاضرم یک دقیقه از سوزش‌های ریه خودم را با بالاترین مقام و مسؤولیت عوض کنم سخت در اشتباه است، ما بچه‌های جانباز حتی حاضر نیستیم یک‌لحظه از حال معنوی خود را که به‌واسطه این دردها به دست می‌آوریم با دنیا عوض کنیم، همه امید ما این است که شهدا شفیع ما باشند و می‌دانیم که ما نباید رسالت خود را از یاد ببریم چون ما بدون رسالتمان معنا نداریم، ما باید این جبهه فرهنگی را در حد توان کمک کنیم و به جوان‌ها بسپاریم، هر کاری که در توانمان هست را باید انجام دهیم که اگر نکنیم رسالتمان عبث مانده است.

فارس: دشمن برای همه برنامه‌ریزی خاصی دارد، برای شما جانبازان این برنامه‌ریزی چگونه است؟

باید در انقلاب قدم‌ها پشت سر هم و باهدف حفظ انقلاب باشد، باید با حرف و عمل برای انقلاب کارکرد. دشمن چشم و گوشش را تیز کرده تا از ما جانبازان بشنود که خسته شده‌ایم ولی ما با تمام وجود اعلام می‌کنیم هیچ‌وقت از ارزش‌هایمان عقب نمی‌نشینیم و منتظر فرمان رهبر هستیم تا در هرکجای جهان که نیاز است هر کاری که از دستمان برمی‌آید را انجام دهیم، این فقط حرف من نیست، دوستان قطع نخاعی نیز بارها این را به من گفته‌اند.

جانبازان از درد و رنج ابایی ندارند، شاید درد آن‌ها را رنجور کند ولی مقاوم هستند و پای ارزش‌ها و انقلاب هیچ‌وقت کوتاه نخواهند آمد.

اگر مدافعین حرم نبودند ایران سوریه‌ای دیگر بود

فارس: ما جانبازان و شهدای جدیدی در کشور به نام مدافعین حرم داریم، نظر شما درباره این جان‌فشانی‌ها چست؟

هیچ‌کس مدافعین حرم را نمی‌تواند بشناسد، اگر بهترین حرف‌ها و بهترین فیلم‌ها را بسازیم مجاهدت‌ها و ارزش‌های آن‌ها را نمی‌توانیم انتقال دهیم، اما یادگاران هشت سال دفاع مقدس می‌توانند آن‌ها را درک کنند، اگر طی هشت سال دفاع مقدس من با جثه کوچم از نیشابور و بسیاری با همین جثه‌های کوچک از تمام کشور نمی‌آمدند و از کشور دفاع نمی‌کردند مطمئن باشید که وضع ما از سوریه بدتر بود.

ما در هشت سال دفاع مقدس با ترفندهای دشمن آشنا شدیم، دشمن در خارج از کشور یک عملیات ایذایی انجام می‌دهد ولی هدف اصلی‌اش ایران است و می‌خواهد ایران را در شرایطی گیر بیندازد و در تله خودش نابود کند، اگر همین مدافعین حرم در سوریه نبودند و نمی‌رفتند مطمئنم که وضع ما از یمن، عراق، افغانستان و سوریه بدتر بود، چون هدف ایران است نه این کشورها.

هشت سال دفاع از کشور باعث شد آن‌ها سوریه را هدف قرار دهند و ما نیز برای حفظ ارزش‌های اسلام و مظلومین عالم هرکجا نیاز باشد حضور پیدا می‌کنیم. مقام شهدای مدافع حرم حتی از شهدای 8 سال دفاع مقدس بالاتر است، این‌ها در غربت و فقط برای حفظ ارزش‌های اسلام شهید شده‌اند، مردم هر چه در توان دارند باید به خانواده این شهدا احترام بگذارند، باید احترام بیشتری به خانواده شهدای مدافع حرم گذاشت، چون اعتقاد دارم این احترام یک زنجیره است و احترام به آن‌ها احترام به اسلام است.


خبرنگاری عشق است و ایثار

فارس: به‌عنوان یک جانباز خبرنگار، خبرنگاری را تعریف کنید؟

خبرنگاری یک عشق است، خبرنگاری پول ندارد ولی از نظر من خبرنگاری یعنی ایثارگری، خبرنگاران به شیوه دیگری ایثار می‌کنند، ما در جنگ برای انقلاب و اسلام جنگیدیم امروزه خبرنگاران نیز برای ارزش‌های کشور و شهر خودشان تلاش می‌کنند، خبرنگاران فعال در نیشابور نیز با تلاش‌های خود توانسته‌اند نام این شهر تاریخی را زنده نگهدارند، به نظر من 80 درصد از جاودانگی نام نیشابور به‌واسطه خدمات مستقیم خبرنگاران است.

فارس: به‌عنوان یک جانباز و با رسالتی که دارید، چه چیزهایی را به دانش‌آموزان خبرنگار خود یاد می‌دهید؟

در کلاس درس با دانش‌آموزانم که خبرنگاران آینده هستند دوست هستم و همیشه به آن‌ها یادآوری کرده‌ام که شما خود یک ارزش هستید و ارزش‌ها را باید خودتان حفظ کنید. سعی کنید برای اسلام در مرحله اول و بعد برای شهر و خودتان مفید باشید و سعی نکنید مشکلات را بزرگ کنید، سعی کنید مشکلات را حل نمایید.

اغلب دانش‌آموزانم از مدارس خاص و با معدل‌های خوب بوده‌اند و امروز نیز بسیاری حرفه و کار خبرنگاری را به‌عنوان عشق نگاه می‌کنند و این باعث خوشحالی من است و خواهد بود. خبرنگاری کاری طاقت‌فرسا است، اگر عشق نباشد و فقط فکر مادیات باشیم ارزشی ندارد. بسیاری از همین دانش‌آموزان امروز دکتر و متخصص شده‌اند ولی بازهم رسانه و فضای آن را فراموش نکرده‌اند و فعالیت رسانه‌ای خود را ادامه می‌دهند، به نظرم دلیل این حضور آن‌ها همین حفظ ارزش‌هاست که فراگرفته‌اند.

فارس: این رسالت برای شما تا به کی ادامه دارد؟

رسالتی که در دفاع مقدس به‌عنوان خبرنگار صداوسیما آغاز کردم و در آن راه به درجه پرافتخار و رفیع جانبازی نائل شدم ‌مانند این درجه تمامی ندارد و آن را به هر نحو ادامه می‌دهم.

لیاقت شهادت ندارم؛ بگذارید گمنام بمانم

فارس: تابه‌حال به شهادت فکر کرده‌اید؟

خودم را لایق شهادت نمی‌دادنم و هرگز به آن فکر نمی‌کنم، آن لحظه‌ای که از بیمارستان به خانه برگشتم و دیدم که حجله شهادت برای من زده‌اند حسرت خوردم که چرا بارها تا مرز شهادت رفته‌ام ولی شهید نشده‌ام، چرا این‌همه رنج‌کشیده‌ام ولی شهید نشده‌ام، نتیجه گرفتم که شهدای ما ارزش‌هایی بودند که ما نمی‌توانیم آن‌ها را درک کنیم، شهید اسمش ساده است ولی در حقیقت دنیایی ارزش است، بهترین چیز روی زمین شهادت است.

ما نمی‌توانیم شهید را تعریف و توصیف کنیم و حتی نمی‌توانیم آن را تصور کنیم. وصیت کرده‌ام اگر روزی فوت کردم مرا در گوشه‌ای بدون نام و نشان خاک کنند و بگذارند مانند دوستان گمنامم، گمنام بمانم، امیدم به شفاعت شهدا و خانواده شهدا است و از همه آن‌ها عاجزانه التماس دعا دارم.

                     
                                    








طبقه بندی: بصیرت، وتعاون علی البر والتقوی، دفاع مقدس، خاطرات،
برچسب ها: جانبازوخبرنگارفرهنگی بابصیرت،

تاریخ : شنبه 5 اسفند 1396 | 09:29 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات

یک داستان از حضرت فاطمه زهرا(س) :

پایه تخت و انگشتر بهشتى
روزى حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها از پدر خود، رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله تقاضاى یك انگشتر نمود؟
پیامبر اسلام به دخترش فرمود: آیا مى خواهى تو را به چیزى كه از انگشتر بهتر است ، راهنمائى كنم ؟
هر موقع كه نماز شب را خواندى ، خواسته خود را از خداوند در خواست نما كه برآورده خواهد شد.
پس چون حضرت زهراء سلام اللّه علیها حاجت خود را از خداوند متعال طلب كرد، ندائى شنید:
اى فاطمه ! آنچه مى خواستى برآورده شد و هم اكنون زیر سجّاده جانماز مى باشد.
حضرت زهراء سلام اللّه علیها، سجّاده را بلند نمود و انگشترى از یاقوت زیر آن بود؛ برداشت و بسیار خوشحال گشت و خوابید.
در خواب دید كه وارد بهشت شده است و سه ساختمان قصر زیبا، حضرت را جلب توجّه كرد؛ لذا سؤ ال نمود كه این قصرها براى كیست ؟
پاسخ شنید: براى فاطمه ، دختر محمّد صلّلى اللّه علیه و آله مى باشد، حضرت داخل یكى از آن قصرها شد كه بسیار مجهّز و زیبا بود، در این ، بین چشمش به تختى افتاد كه سه پایه داشت ، سؤ ال نمود: چرا این تخت سه پایه دارد؟
گفته شد: چون صاحبش از خداوند انگشترى خواست ؛ پس یكى از پایه هاى این تخت براى او انگشترى ساخته شد.
چون صبح شد، حضور پدرش رسول خدا آمد و جریان خوابش را بیان نمود، حضرت رسول صلّلى اللّه علیه و آله فرمود: فاطمه جان ! دنیا براى شما و پیروان شما آفریده نشده است ؛ بلكه آخرت براى شماها خواهد بود و بهشت وعده گاه ما و شما مى باشد.
و سپس افزود: این دنیا ارزشى ندارد، بى وفا و از بین رفتنى است و غرورآور و فریبنده خواهد بود.
هنگامى كه حضرت زهراء سلام اللّه علیها به منزل خویش آمد، آن انگشتر را زیر جانمازش نهاد و از آن منصرف گردید.
و چون شب فرا رسید خوابید، در خواب دید كه وارد بهشت شده است و همین كه عبورش در آن قصر به همان تخت افتاد، دید كه بر چهار پایه استوار گشته است ، وقتى علّت را جویا شد.
گفتند: صاحبش انگشتر را برگردانید و تخت به همان حالت اوّلیّه خود چهار پایه بازگشت






طبقه بندی: بصیرت، مذهبی، خاطرات،
برچسب ها: یک داستان ازحضرت زهراص،

تاریخ : شنبه 5 اسفند 1396 | 09:20 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
نتیجه تصویری برای تصاویرمتحرک شهادت حضرت زهراص
نتیجه تصویری برای شهادت حضرت زهرا ص

نتیجه تصویری برای تصاویرمتحرک شهادت حضرت زهراص

نتیجه تصویری برای تصاویرمتحرک شهادت حضرت زهراص 


نتیجه تصویری برای تصاویرمتحرک شهادت حضرت زهراص

تصویر مرتبط



برچسب ها: شهادت مظلومانه مادر،

تاریخ : دوشنبه 30 بهمن 1396 | 09:59 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
تشیع لاله های بی نشان دردیارسلسله الذهب سه شنبه همزمان باسالروز شهادت مظلومانه  مادر  شان     سه شنبه یکم اسفندازمقابل مسج صاحب الزمان عج
نتیجه تصویری برای شهدای گمنام





نتیجه تصویری برای شهدای گمنام

نتیجه تصویری برای شهدای گمنام


نتیجه تصویری برای شهدای گمنام

نتیجه تصویری برای تاشهدا


سلام بر آنهایی که رفتند تا بمانند و نماندند تا بمیرند !
.
.
و تا ابد به آنانکه پلاکشان را از گردن خویش درآوردند تا مانند مادرشان گمنام و بی مزار بمانند مدیونیم …

.
راستی
 آن پیرزن تنهایی که توی کوچه ی ما
 همیشه ی خدا از لای در خانه شان چشم به راه  پسرش بود، مُرد.


بگذارید گمنام باشم که به خدا قسم گمنام بودن بهتر است از اینکه فردا افرادی وصایایم را شعار قرار دهند و عمل را فراموش کنند.

طلبه شهید رضا دهنویان


طبقه بندی: مظلومیت مطلق، شهدا،
برچسب ها: لاله های بی نشان،

تاریخ : شنبه 28 بهمن 1396 | 11:07 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
http://nojavan.khamenei.ir/assets/contents/gallery-360/gallery/13961019_2662_l_005.jpg



برچسب ها: شادی قلب کودکان،

تاریخ : شنبه 28 بهمن 1396 | 10:47 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات

شرح ماجرای قیام خونین مردم تبریز در چهلم شهدای قم

روز 29 بهمن 1356، كه مصادف با چهلم فاجعه قم در 19 دی بود، در بسیاری از شهرها و نقاط كشور به یاد و خاطره شهدای آن فاجعه، مجالس ختم و سوگواری برگزار شد.

در تبریز نیز قرار بود ساعت 10 صبح مردم در مسجد قزللی (میرزا آقا یوسف مجتهد) تجمع نمایند. دعوت از سوی آیت الله قاضی و ده تن دیگر از علمای تبریز صورت گرفته بود.

همچنین در 25 بهمن آیات عظام گلپایگانی و شریعتمداری نیز به همین مناسبت اعلامیه هایی صادر و این روز را عزای عمومی اعلام كرده بودند.

در روز 29 بهمن مردم در حالی كه جمع می شدند، در مقابل مسجد، اعلامیه ها را نیز مطالعه می كردند.

سرگرد مقصود حق شناس، رییس كلانتری بازار به همراه عده ای مامور سر می رسد و به مردم اعلام می كند كه متفرق شوند، اما مردم توجهی به اخطارهای او نمی كنند. خادم مسجد كه قصد باز نمودن درب مسجد را بنا به دستور آیت الله قاضی طباطبایی داشت، توسط مأموین از این كار منع می شود. تعدادی از جوانان به طرف سرگرد حق شناس حركت می كنند و از او می خواهند تا درب مسجد جهت برگزاری مراسم باز شود  و او با لحن تند و زشتی خطاب به جوانان می گوید: «نمی شود. در این طویله باید بسته بماند!»

جوانی از غیرتمندان تبریز به نام محمد تجلاّ كه از پاره كردن اعلامیه و سخنان توهین آمیز او به هیجان آمده بود، با وی گلاویز می شود. حق شناس اسلحه كمری را می كشد و سینه محمد را نشانه می گیرد و این جوان 22 ساله را به شهادت می رساند. مردم جنازه خون آلود جوان قهرمان را برداشته و به طرف خیابان ها به راه می افتند. كم كم در طول راه مردم به صف راهپیمایان می پیوندند و قیام مردم آغاز می شود.

یحیی لیقوانی رییس ساواك تبریز كه متوجه عادی نبودن اوضاع شهر شده و به گستردگی قیام واقف گشته بود، بلافاصله با تهران تماس می گیرد و كسب تكلیف می كند. شاه كه خبر قیام به او رسیده بود، در تماس با جمشید آموزگار دستور حفاظت از پمپ بنزین ها،  كارخانه ها، ادارات دولتی و سركوب شدید را می دهد و می گوید كه هر گونه مقاومتی سركوب گردد. شورای امنیتی استان تشكیل جلسه می دهد و تصمیم می گیرند از نیروهای ارتش و ژاندارمری استفاده كننده و یگان های نظامی در سطح شهر مستقر شوند و برای این كه نشان بدهند در سركوب جدیت دارند دستور استقرار دو دستگاه تانك چیفتن، دو دستگاه نفربر و یك دستگاه تانك اسكورپین را در سطح شهر می دهند. همچنین تصمیم گرفته می شود استاندار، سپهبد آزموده با آیت الله قاضی تماس بگیرد و بگوید كه مراسمی كه صبح بر پا نشد، می شود بعدازظهر در مساجد مختلف برگزار شود، به شرطی كه مردم به رعایت نظم و آرامش دعوت شوند. در شهر جمعیت خشمگین، ساختمان حزب رستاخیز تبریز را تصرف می كنند و خودروها و ساختمان های دولتی را به آتش می كشند و بانك ها را متصرف و پول های آن ها را می سوزانند. دانشجویان دانشگاه نیز به همراه مردم در این قیام  حضور  پیدا می كنند.

تبریز در چلهم شهدای قم به صورت شهر جنگ زده در آمد. خیابان ها از خون جوانان، بازاریان، دانشجویان و مردان و زنان رنگین شد و بدین ترتیب پس از فاجعه خونین قم، جنایت دیگری بر جنایت های رژیم افزوده شد.(1)

سرانجام ساعت 5 بعدازظهر، نیروهای نظامی بر شهر مسلط شدند. در آماری كه برای رییس ساواك تبریز تهیه كردند، این طور نوشته شده بود:

«581 نفر دستگیر، 9 نفر كشته، 118 نفر زخمی، 3 دستگاه تانك، 2 سینما، یك هتل، كاخ جوانان، حزب رستاخیز و تعدادی اتومبیل شخصی و دولتی به آتش كشیده شدند.»

چند روز بعد تعداد كشته شدگان تبریز به 13 نفر رسید، كنسول امریكا در تبریز در واپسین ساعت های روز، این یادداشت را به سفارت امریكا در تهران مخابره كرد:

«بیشتر تظاهر كنندگان را مردان جوان تشكیل می دهند و اهدافشان مظاهر جامعه غیر مذهبی از قبیل سینماها و كلوپهاست. نیروهای اجتماعی و مذهبی به حالتی در آمده اند كه كنترلشان آسان نیست. شاه (شاید) با تعویض استاندار آذربایجان و تحت انضباط در آوردن ساواك و مقامات پلیس این استان به شورش های تبریز واكنش نشان دهد. با این حال چهل روز بعد، باز هم در شهرهای مختلف ایران تظاهرات و خشونت هایی به وقوع خواهد پیوست.»

رییس شهربانی تبریز، معزول و به تهران احضار و استاندار هم بر كنار گردید.

كشتار مردم تبریز شاه را غافلگیر كرد، چون او كه به نظر خود توانسته بود پرده ای ضخیم بر روی فاجعه قم بكشد حتی اقدام دبیر كل سازمان ملل را به سود خود تمام كند و افكار خارجیان را از درك واقعیت منحرف سازد، در قیام مردم تبریز دست و پای خود را گم كرد.

پیام امام خمینی قدس سره به مردم آذربایجان(2)

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر اهالی شجاع و متدین آذربایجان عزیز. درود بر مردان برومند و جوانان غیرتمند تبریز. درود بر مردانی كه در مقابل دودمان بسیار خطرناك پهلوی قیام كردند و با فریاد «مرگ بر شاه» خط بطلان بر گزافه گویی های او كشیدند. زنده باشند مردم مجاهد عزیز تبریز كه با نهضت عظیم خود، مشت محكم بر دهان یاوه گویانی زدند كه با بوقهای تبلیغاتی، انقلاب خونین استعمار را كه ملت شریف ایران با آن صددرصد مخالف است، انقلاب سفید شاه و ملت می نامند و این نوكر اجانب و خود باخته مستعمرین را نجات دهنده ملت می شمارند.

مردكی نجات دهنده كشور است كه مخازن بزرگ ثروت این ملت مظلوم را دو دستی تقدیم اجانب نموده و آن پول ناچیز را كه می گیرد تقدیم می كند و در مقابل آهن پاره هایی می گیرد كه هیچ دردی از ملت دوا نمی كند!! آن شخصی نجات دهنده است كه با مصونیت دادن اتباع اجانب، كشور را از حیثیت ساقط و به شكل مستعمره عقب افتاده در آورده است!!

مردكی حافظ آزادی ملت است كه در سرتاسر كشور، احدی را حق یك كلمه حقگویی و انتقاد نمی دهد و پلیس ننگینش بر سر این ملت مظلوم سایه افكنده!! شاهی عدالت گستر است كه در هر چند گاهی با قتل عام، ملتی را به عزا می نشاند!!

من نمی دانم با چه زبانی به اهالی محترم تبریز و به مادران داغدیده و پدران مصیبت كشیده تسلیت بگویم، با چه بیان این قتل عام های پی در پی را محكوم كنم. من از مقدار جنایات و عدد مقتولین و مجروحین اطلاع صحیح ندارم. ولی از بوق های تبلیغاتی معلوم می شود كه جنایت های بیش از تصور ماست. با این وصف، شاه افراد پلیس را كه به قتل عام به دلخواه او دست نزده اند، به محاكمه می خواهد بكشد.

خاطره ی بسیار اسف انگیز قم هنوز ما در را در رنج داشت كه فاجعه ی بسیار ناگوار تبریز پیش آمد كه هر مسلمی را رنج داد و ما را به سوگ نشاند. من به شما اهالی معظم آذربایجان نوید می دهم، نوید پیروزی نهایی. شما آذربایجانیان غیور بودید كه در صدر مشروطیت برای كوبیدن استبداد و خاتمه دادن به خودكامگی و خودسری سلاطین جور به پا خاستید و فداكاری كردید. تاریخ ایران به یاد ندارد این چنین سفاكی و قتل عام پی در پی را كه به دست این یاغی سفاك انجام می گیرد.

تاریخ مشروطیت به یاد ندارد این چنین مجلس سنا و شورا را كه اهالی محترم متدین آذربایجان را مشتی اوباش و بی دین معرفی كند. از مجلسی كه دست نشانده شاه است، بیش از این توقع نیست. اكنون بعد از آن همه كشتار و جنایات تبریز و آن همه خونخواری های شاه، مشتی سازمانی را با كارگران مجبور با سرنیزه در گوشه كنار كشور به راه انداخته و با عربده كشیدن و به نفع دستگاه جنایت و خیانت، تظاهرات به راه انداختن می خواهند لكه های ننگ را از سر و صورت این مستبد خونخوار شستشو كنند، غافل از آن كه با آب زمزم و كوثر هم محو نخواهد شد. تاریخ، رنجهای ملت و ستمكاری و جنایات این پدر و پسر را ضبط كرده و در فرصتی منتشر خواهد كرد.

من اكنون كه مشغول نوشتن این «غمنامه» هستم، نمی دانم كه به برادران عزیز تبریزی ما چه می گذرد. آیا شاه به جنایات خود ولو موقتاً خاتمه داده است یا نه؟ و یا می خواهد پس از آن قتل عام، بازماندگان را چنان سركوبی كند كه نفسها قطع شود؟ لكن باید بداند كه دیر شده، ملت ایران راه خود را یافته و از پای نمی نشیند تا جنایتكاران را به جای خود بنشاند و انتقام خود و پدران خود را از این دودمان سفاك بگیرد.

با خواست خداوند قهار، اكنون در تمام كشور صداهای ضدِشاهی و ضدِرژیمی بلند است و بلندتر خواهد شد و پرچم اسلام بر دوش روحانیون ارجمند برای انتقام از این ضحاك زمان به اهتزاز خواهد در آمد و ملت اسلام یكدل و یك جهت به پاس از مكتب حیاتبخش قرآن، آثار این رژیم ضدِ اسلامی و مروج زرشتی را محو خواهد كرد.

«اَلَیْسَ الصُبّح بقریبٍ»

اهالی معظم و عزیز آذربایجان – ایدهم الله تعالی – بدانند كه در این راه حق و استقلال و آزادی طلبی و در حمایت از قرآن كریم تنها نیستند، شهرهای بزرگ چون شیراز، اصفهان، اهواز و دیگر شهرها و مقدم از همه قم مركز روحانیت و پایگاه حضرت صادق – سلام الله علیه – و تهران بزرگ با آن ها هم صدا و هم مقصد و همه و همه در بیزاری از دودمان پلید پهلوی شریك شمایند. امروز شعارها در كوچه برزن هر شهر و هر ده «مرگ بر شاه» است و هر چه عمال كثیف كوشش می كنند كه جنایات را از مركز اصلی كه شاه است منحرف و به دولت یا مأموران متوجه كنند، كسی نیست كه باور كند.

عجب آن كه از قرار مسموع هیأتی از دستگاه به آذربایجان آمده است كه بی خبری شاه را از این جنایات اعلام كند و آن كس كه احتمال آن را بدهد، كی است جز سازمان ها و اعضای مجلسین كه آن ها هم احتمال نمی دهند و تظاهر به خلاف می كنند...

پی نوشتها:

1- برخی از شهیدان و مجروحین این فاجعه عبارتند از: 1- محمد تجلاّ كه دانشجو بود 2- محمدباقر رنجبر آذرفام كه بعد از ده روز به شهادت رسید. سید یحیی (رحیم) صفوی كه مجروح شد و بعد از پیروزی انقلاب به عضویت سپاه در آمد و هم اكنون به عنوان فرمانده كل سپاه مشغول خدمت به انقلاب می باشد.

2- صحیفه نور، جلد 2، ص 38-36، 8/12/1358.


برچسب ها: شرح ماجرای قیام خونین مردم تبریز در چهلم شهدای قم، قیام تبریز، قیام 29بهمن مردم تبریز،

نوشته شده در شنبه 21 بهمن 1396 توسط به جمال پاك محمد صلوات بفرست الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد



طبقه بندی: مظلومیت مطلق، شهدا، بصیرت، سیاسی،
برچسب ها: قیام مردم تبریز،

تاریخ : شنبه 28 بهمن 1396 | 10:31 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات

تعداد کل صفحات : 51 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • تیم بلاگ | زیبا مد | سبزک