تصویر مرتبط


طبقه بندی: مذهبی،

تاریخ : شنبه 21 اسفند 1395 | 10:29 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
http://www.beytoote.com/images/stories/housekeeping/hou15612.jpg

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای روز دحوالارض

بیست‌ و پنجم ذی‌القعده,اعمال بیست‌ و پنجم ذی‌القعده,اعمال روز دحوالارض

اعمال شب و روز بیست‌ و پنجم ذی‌القعده
«دحوالارض» روزی است که بنابر روایات، زمانی که تمام روی زمین را آب فرا گرفته بود، در این روز، نخستین خشکی‌ها از زیر آب سر برآوردند و مطابق بعضی از روایات، نخستین جایی که از زیر آب بیرون آمد، خشک شد و سپس گسترش یافت، سرزمین «مکه» و به خصوص محل خانه «کعبه» بود، لذا مکه «ام القرا» یعنی مادر همه آبادی‌ها نام گرفت.


 طبق روایتی از امام رضا (ع) بیست‌وپنجم ماه ذی‌القعده، روز «دحوالارض» است که برای این روز و شب ، اعمالی نقل شده که به شرح زیر است:

الف) در روایتی از امیر مومنان (ع) نقل شده است «اول رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، در روز بیست و پنجم ذی القعده بوده است؛ بنابراین اگر کسی آن روز را روزه بگیرد و آن شب را به عبادت بپردازد، پاداش عبادت یک صد سال را دارد».

همچنین فرموده‌اند: ‌ در آن روز اگر گروهی به ذکر خدا بپردازند، خداوند حاجتشان را پیش از آنکه متفرق شوند برآورده سازد؛ خداوند در این روز هزار هزار رحمت نازل می‌کند که قسمتی از آن شامل کسانی است که جمع گردند و به ذکر خدا بپردازند و روزش را روزه بدارند و شب آن را عبادت کنند.

ب) مستحب است در آغاز روز، هنگامی که آفتاب کمی بلند شد دو رکعت نماز به جا آورد و در هر رکعت بعد از سوره حمد پنج مرتبه سوره و الشمس را بخواند و پس از سلام نماز، بگوید:

لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ
هیچ جنبش و نیرویى نیست مگر به خداى بر‌تر بزرگ


آنگاه دعا كند و بخواند:


یَا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِی عَثْرَتِی یَا مُجِیبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِی یَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِی وَ ارْحَمْنِی وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَیِّئَاتِی وَ مَا عِنْدِی یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ .


اى نادیده‏ گیر لغزشها لغزشم را نادیده‏ گیر،اى اجابت كننده دعاها،دعایم را اجابت كن،اى شنواى صداها،صدایم را بشنو،و به‏ من رحم كن،و از بدیهایم و آنچه نزد من است درگذر،اى صاحب بزرگى و بزرگوارى.

ج)» شیخ طوسی «فرموده است: مستحب است در این روز، این دعا را بخواند.

اللَّهُمَّ دَاحِیَ الْکَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَةِ وَ کَاشِفَ کُلِّ کُرْبَةٍ
خدایا اى گستراننده کعبه و شکافنده دانه و برگیرنده سختى و برطرف کننده هر گرفتارى،

أَسْأَلُکَ فِی هَذَا الْیَوْمِ مِنْ أَیَّامِکَ الَّتِی أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِینَ وَدِیعَةً وَ إِلَیْکَ ذَرِیعَةً وَ بِرَحْمَتِکَ الْوَسِیعَةِ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ


از تو مى‏خواهم‏ در این روز از روز‌هایت، که حقش را بزرگ گرداندى و سبقتش را پیش انداختى و آن را نزد اهل ایمان، امانت و به سوى خود وسیله قرار دادى و به رحمت گسترده‏ات، که بر محمد درود فرستى،

عَبْدِکَ الْمُنْتَجَبِ فِی الْمِیثَاقِ الْقَرِیبِ یَوْمَ التَّلاقِ فَاتِقِ کُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَى کُلِّ حَقٍّ وَ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاةِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاةِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ،

آن بنده برگزیده‏ات‏ در پیمان نزدیک، روز دیدار، شکافنده هر امر بسته و دعوت کننده به حق و بر اهل بیت پاکش‏ آن راهنمایان و روشن‏کنندگان راه حق، ستونهاى جبار و متولیان بهشت و دوزخ،

وَ أَعْطِنَا فِی یَوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِکَ الْمَخْزُونِ غَیْرَ مَقْطُوعٍ وَ لا مَمْنُوعٍ [مَمْنُونٍ‏] تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَةِ،

و عطا کن به ما از عطاى در خزانه‏ات که نه بریده شود و نه منع گردد، تا به وسیله آن توبه و بازگشت خوبى براى ما فراهم نمایى

یَا خَیْرَ مَدْعُوٍّ وَ أَکْرَمَ مَرْجُوٍّ یَا کَفِیُّ یَا وَفِیُّ یَا مَنْ لُطْفُهُ خَفِیٌّ اُلْطُفْ لِی بِلُطْفِکَ وَ أَسْعِدْنِی بِعَفْوِکَ وَ أَیِّدْنِی بِنَصْرِکَ وَ لا تُنْسِنِی کَرِیمَ ذِکْرِکَ بِوُلاةِ أَمْرِکَ وَ حَفَظَةِ سِرِّکَ

اى بهترین خوانده شده و کریم‏‌ترین امید شده، اى کفایت کننده، اى وفادار، اى آن‏که لطفش پنهانى است، به لطفت به من لطف کن، و به‏ عفوت خوشبختم نما و به یارى‏ات تأییدم فرما و از ذکر کریمانه‏ات فراموشم مکن به حق متولیان امرت و نگهبانان‏ رازت

وَ احْفَظْنِی مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَى یَوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِی أَوْلِیَاءَکَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِی وَ حُلُولِ رَمْسِی وَ انْقِطَاعِ عَمَلِی وَ انْقِضَاءِ أَجَلِی

و از گرفتاریهاى روزگار تا روز قیامت و برانگیخته‏شدن حفظم کن‏ هنگام بیرون آمدن جانم و فرو رفتن در قبرم و تمام شدن کارم و سپرى شدن عمرم، اولیایت را به بالینم حاضر کن،

اللَّهُمَّ وَ اذْکُرْنِی عَلَى طُولِ الْبِلَى إِذَا حَلَلْتُ بَیْنَ أَطْبَاقِ الثَّرَى وَ نَسِیَنِیَ النَّاسُونَ مِنَ الْوَرَى وَ أَحْلِلْنِی دَارَ الْمُقَامَةِ وَ بَوِّئْنِی مَنْزِلَ الْکَرَامَةِ

خدایا یادم کن، بر طول پوسیدگى، زمانى‏که در میان توده‏هاى خاک فرود آیم و فراموش‏کنندگان از مردم فراموشم کنند و در خانه اقامت فرودم آر و در منزل کرامت جایم ده،

وَ اجْعَلْنِی مِنْ مُرَافِقِی أَوْلِیَائِکَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِکَ وَ اصْطِفَائِکَ وَ بَارِکْ لِی فِی لِقَائِکَ وَ ارْزُقْنِی حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ بَرِیئا مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الْخَطَلِ

و از دوستان اولیایت و برگزیدگان و خالصان درگاهت قرارم‏ ده و دیدارت را بر من مبارک گردان و پیش از فرا رسیدن پایان عمرم حسن عمل روزى‏ام فرما، درحالى‏که پاک از لغزش‌ها و گفتار بى‏پایه و منطق تباه باشم.

اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِی حَوْضَ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ اسْقِنِی مِنْهُ مَشْرَبا رَوِیّا سَائِغا هَنِیئا لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ وَ لا أُحَلَّأُ وِرْدَهُ وَ لا عَنْهُ أُذَادُ وَ اجْعَلْهُ لِی خَیْرَ زَادٍ وَ أَوْفَى مِیعَادٍ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ،

خدایا مرا به حوض پیامبرت محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) وارد کن و از آن به من بنوشان، نوشاندنى سیراب کننده، روان و گوارا، که پس از آن هرگز تشنه نشوم و از ورود به آن طرد نگردم و از آن‏ منع نشوم و آن را قرار ده برایم بهترین توشه و کامل‌ترین وعده‏گاه، روزى که گواهان بپا مى‏خیزند،

اللَّهُمَّ وَ الْعَنْ جَبَابِرَةَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ بِحُقُوقِ [لِحُقُوقِ‏] أَوْلِیَائِکَ الْمُسْتَأْثِرِینَ اللَّهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِکْ أَشْیَاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ وَ عَجِّلْ مَهَالِکَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِکَهُمْ وَ ضَیِّقْ عَلَیْهِمْ مَسَالِکَهُمْ وَ الْعَنْ مُسَاهِمَهُمْ وَ مُشَارِکَهُمْ.

خدایا لعنت کن گردنکشان‏ گذشته و آینده را، هم آنان‏که حقوق اولیایت را به ناحق به خود اختصاص دادند، خدایا پایه‏‌هایشان را بشکن و پیروان و عمالشان را نابود ساز، زمینه‏هاى هلاکتشان را به زودى فراهم فرما و کشور‌هایشان را از دستشان بگیر و راه‌هایشان را بر آنان تنگ کن و بر آنان‏که با آنان سهیم و شریکند لعنت فرست،

اللَّهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِیَائِکَ وَ ارْدُدْ عَلَیْهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ لِدِینِکَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِکَ فِی أَعْدَائِکَ مُؤْتَمِرا

خدایا در فرج دوستانت شتاب کن و حقوق تاراج رفته آنان را به آنان بازگردان و قائم آنان را به حق، آشکار کن و او را یارى‏رسان دینت بدار و درباره دشمنانت فرمانده به فرمانت قرار ده،

اللَّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِکَةِ النَّصْرِ وَ بِمَا أَلْقَیْتَ إِلَیْهِ مِنَ الْأَمْرِ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ مُنْتَقِما لَکَ حَتَّى تَرْضَى وَ یَعُودَ دِینُکَ بِهِ وَ عَلَى یَدَیْهِ جَدِیدا غَضّا وَ یَمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضا وَ یَرْفِضَ الْبَاطِلَ رَفْضا،

خدایا همواره فرشتگان پیروزى را گرداگرد او بدار و به آن دستورى که در شب قدر به او القا کردى، او را انتقام‏گیرنده خویش‏ قرار ده، تا جایى‏که خشنود شوى و دینت به وسیله او و به دست او به گونه‏اى نو و تازه بازگردد و حق به طور کامل ناب شود و باطل به صورت‏ همه جانبه به دور افکنده شود،

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلَى جَمِیعِ آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِی کَرَّتِهِ حَتَّى نَکُونَ فِی زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ،

خدایا بر او و همه پدرانش درود فرست و ما را از همنشینان و خاندانش قرار بده و در زمان بازگشتش ما را برانگیز، تا در دوران او در شمار یارانش باشیم

اللَّهُمَّ أَدْرِکْ بِنَا قِیَامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَیَّامَهُ وَ صَلِّ عَلَیْهِ [عَلَى مُحَمَّدٍ] وَ ارْدُدْ إِلَیْنَا سَلامَهُ وَ السَّلامُ عَلَیْهِ [عَلَیْهِمْ‏] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ.

خدایا درک قیامش را روزى ما کن و در روزگارش ما را حاضر کن و بر او درود فرست و سلام او را به ما باز رسان، درود و رحمت خدا و برکاتش بر او باد.

منبع:shafaf.ir



در ادامه بخوانید

التماس دعا




طبقه بندی: مراسمات، عشقستان، مذهبی،
برچسب ها: روز دحولاارض واعمال ان،

تاریخ : پنجشنبه 26 مرداد 1396 | 11:50 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
برادر عزیز ارجمند آزاده، صبر و استقامت تو در دوران اسارت بخاطر صیانت از آرمان های انقلاب اسلامی و حراست از دین و میهن قاطعانه در تاریخ افتخارآفرین کشور اسلامیمان ثبت و ضبط گردیده است.
با نهایت تعظیم و فروتنی سالروز ورود با شکوهت را به جنابعالی و خانواده مکرمتان تبریک می گویم.
نتیجه تصویری برای تصاویرمتحرک بازگت ازادگان





امام خمینی قلب من است، او را به اندازه قلبم دوست دارم. انسان بدون چشم می تواند زندگی کند، اما زندگی بدون قلب، زندگی ممکن نیست

( جمله بسیجی ۱۵ ساله در دوران اسارت )

نتیجه تصویری برای بازگشت ازادگان

تصویر مرتبط

جمعی ازازادگان نیشابوردرکوهپیمایی


تقدیم به ازادگان عزیزی که خودچوشمع سوختندو ارامش رابه ماهدیه کردند.









طبقه بندی: مظلومیت مطلق، بصیرت، وتعاون علی البر والتقوی، دفاع مقدس،

تاریخ : چهارشنبه 25 مرداد 1396 | 09:18 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
شهادت دو مدافع حرم در سوریه +عکس

دو مدافع حرم از فرزندان ایران اسلامی در سوریه به شهادت رسیدند.

 

 دو مدافع حرم در سوریه به شهادت رسیدند.

 

مدافع حرم، مصطفی خوش محمدی از گرگان و همچنین مدافع حرم، سجاد باوی؛ از خوزستان، در دفاع از حریم اهلبیت (ع)، اسلام حقیقی و تامین امنیت ملی کشورمان، بدست تروریست‌ها در سوریه به شهادت رسیدند.

 

 






نوع مطلب : لبیک یازینب(س)(شهدای مدافع حرم)، کلنا عباسک یازینب(س)، کلنا فداک یازینب(س)، مدافعان حرم، شهدا شرمنده ایم، 
برچسب ها : دو مدافع حرم از فرزندان ایران اسلامی در سوریه به شهادت رسیدند.،
لینک های مرتبط :


التماس‌ برای رفتن به سوریه و پیرایش مدافعان حرم

جالب است بدانید محمود سال 64 برای اولین بار فکر کرد که می‌تواند با قیچی و شانه کارهای خارق‌العاده و هنرمندانه‌ای انجام دهد و پا به حرفه متنوع و پیچیده آرایشگری گذاشت.

مدافعان حرم التماس‌ برای رفتن به سوریه و پیرایش مدافعان حرم
 

 دست‌بردار نبود و هر روز با رابطی که می‌توانست او را به خط مقدم مقاومت برساند تماس می‌گرفت. رابط‌ها هم هر روز با ترفندی از محمود می‌خواستند کمی صبر کند اما نمی‌دانستند محمود دل در دل ندارد که با قیچی و شانه خودش کاری کارستان کند و به تعبیری، دینی ادا نماید.

 

بسیاری از بچه هیئتی‌ها، مداحان، هنرمندان و برخی از علاقه‌مندان به چهره‌پردازی اسلامی و دینی در فضای مجازی محمود رضایی جوهرستانی که به ماهور هم معروف است را رصد می‌کنند.

 

 او علی‌رغم موفقیت‌های هنرمندانه‌اش در کار آرایشگری، گریموری و یا اصطلاحاً چهره‌پردازی، دمام‌زنی و مداحی هم می‌کند. هرکسی در جایگاه او آرزوی توسعه مسائل اقتصادی و مالی را برای پیشرفت دنیای خودش در سر می‌پروراند اما شاید خیلی‌ها ندانند که محمود رضایی با همان چهره جذاب هنری‌اش داوطلبانه ثبت‌نام کرده بود و به تعبیری می‌گفتند آن قدر التماس می‌کرد به سوریه برود تا کمتر کاری که می‌تواند انجام دهد این باشد که سر و صورت مدافعان حرم را آراسته کند.

 

 اما با زبانی حسرت‌آلود، می‌گوید: «هرچه رفتیم و گفتیم و التماس کردیم به در بسته خوردیم.»

 

 یک آرزوی دیگر آقا محمود رسیدن به محضر حضرت آقا و پیرایش محاسن ایشان است؛ می‌گوید: «آرزو دارم یک روزی به بنده اجازه بدهند افتخار پیدا کنم محاسن زیبای حضرت آقا را من هم شانه و قیچی بزنم، ان‌شاءالله روزی این توفیق بزرگ حاصل شود.»

 

محمود رضایی، علاوه بر مراجعه‌کنندگان معروفی که در حوزه‌های مذهبی، دینی، هنری، فرهنگی و سیاسی دارد از کشورهای دیگر هم با او ارتباط برقرار کرده‌اند و به بهانه دید و بازدید آشنایان خود در ایران به او مراجعه می‌کنند.

 

جالب است بدانید محمود سال 64 برای اولین بار فکر کرد که می‌تواند با قیچی و شانه کارهای خارق‌العاده و هنرمندانه‌ای انجام دهد و پا به حرفه متنوع و پیچیده آرایشگری گذاشت. مدتی بعد از اقبال خوبش احمدرضا درویش چهره‌پردازی فیلم «سرزمین خورشید» را به او سپرد و شخصیت‌هایی همچون خسرو شکیبایی، محمود پاک‌نیت، سعید پورصمیمی، محسن زهتاب و... با ابتکار او گریم شدند. تا جایی محمود رضایی جذاب و با تنوع و شگرف هنرمندانه به آرایش و پیرایش افراد می‌پردازد که امروز مداحان و برخی از واعظان برجسته، هیئتی‌ها، هنرمندان و حتی سیاسیون به آرایشگاه او می‌روند. بسیار بی‌صدا، مهربان و عاشقانه محبین‌ اهل‌بیت را با فراغ‌بال آراسته می‌کند. خودش هم در زمره ستایشگران اهل‌بیت قرار دارد. در ایام عزاداری اهل‌بیت(علیهم‌السلام) هم مداحی می‌کند و هم دمام می‌زند. آرایشگاه محمود رضایی 46 ساله این روزها پاتوق بسیاری از چهره‌های شاخص دینی، هنری، فرهنگی، مذهبی و سیاسی است.

 

وقتی با این آرایشگر توانا و موفق صحبت می‌کردم از دوران دفاع مقدس و حضور در جبهه می‌گفت. روزهایی که او در جامه مداحی فعالیت می‌کرد و او را به داخل اتوبوس‌های حامل رزمندگان می‌بردند و محمود نوای قدیمی «مهدی بیا مهدی بیا نوبت به ما رسیده؛ آن غنچه‌های پرپر از کرببلا رسیده» را زمزمه می‌کرد. محمود دمام‌زنی هم می‌کند و درباره اینکه چقدر این سنت با روح هیئت سنخیت دارد، می‌گوید: «صدای دمام، حزن عجیبی دارد و بسیاری با ساز خالی دمام هم گریه می‌کنند چراکه نمایانگر صدای پایکوبی اسب‌ها و سنج‌های آن صدای شمشیرها را طنین‌انداز می‌کند. خوشبختانه ما کار تلفیقی و ترکیبی دمامی را نیز تجربه کرده‌ایم که با استقبال مناسبی مواجه شد.»


محمود رضایی در بخشی از صحبت‌هایش خاطرنشان می‌کند: «دلم نمی‌آید از بچه هیئتی‌ها پول زیاد بگیرم. پول مداح‌ها خیلی برکت دارد، چون نوکری امام حسین(ع) را می‌کنند؛ هرچه بگیری کم است. البته من هیچ‌وقت به نوکرهای امام حسین(ع) قیمت نمی‌گویم. و همیشه خودشان هرچه قدر لطف دارند کارت می‌کشند. واقعاً دغدغه‌ اصلی من این است که همیشه بچه هیئتی‌ها و مداحان مرتب باشند.»

 

به هر جهت محمود رضایی جوهرستانی، آرایشگر خوش ذوق و با استعداد، همه سعی خودش را به کار بسته تا با تصویرسازی طرح‌های ابتکاری مسیر چهره‌پردازی را هدفمند دنبال کند و به معنای واقعی کلمه، ریش و قیچی دست آقا محمود است.

 

با نهایت عشق و حزن می‌گوید: «هرچه دارم از نوکری کردن و لطف و عنایت اهل بیت است. هیچ‌وقت یادم نمی‌رود که در شب عروسی حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) پسرم شفا گرفت و دکتر به من گفت معجزه شده است. در آزمایش پسرت چیزی مبنی بر انجام شیمی درمانی دیده نمی‌شود. همان پسری که تا پنج سال پیش از آن پزشکان می‌گفتند پسرت امیرحسین باید شیمی درمانی بشود!»

 





طبقه بندی: مظلومیت مطلق، شهدا، بصیرت، مذهبی، عشقستان، دفاع مقدس، زندگینامه،
برچسب ها: شهیدان مدافع حرم،

تاریخ : سه شنبه 24 مرداد 1396 | 12:18 ب.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQFRR3qYFtHUXxzJWbv8YqM7WXfzjb6h1bp9V7iEXwcD_j7IDklgQ

نتیجه تصویری برای روزمقاومت اسلامی
نتیجه تصویری برای روزمقاومت اسلامی








نتیجه تصویری برای روزمقاومت اسلامی



نتیجه تصویری برای روزمقاومت اسلامی


نتیجه تصویری برای روزمقاومت اسلامی


23مرداد

مرداد – روز مقاومت اسلامی

 

نتیجه تصویری برای تصاویرمقاومت اسلامی

نتیجه تصویری برای تصاویرمقاومت اسلامی

  نامگذاری روز بیست و سوم مرداد ماه از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی کشورمان به مناسبت پیروزی جنبش حزب الله لبنان، بیش و پیش از هر چیزی، تجلیل از واژه مقدس “مقاومت” است.

islamic resistance day 23 مرداد   روز مقاومت اسلامی

مقاومتی که ریشه در اعتقادات اسلامی مردم جنوب لبنان و معطوف به اراده پولادین آنان است. مردمی جنگ زده، محروم و زجر کشیده که در برابر تجاوز همه جانبه و غیرانسانی رژیم اشغالگر قدس، تا پای جان ایستادگی کردند و طی نبردی به مدت سی و سه روز، نقشه های دشمن متجاوز و سلطه طلب را نقش برآب زدند. 
 واقعیت این است که رژیم اشغالگر قدس تاکنون با جنگ و ترور توانسته موقعیت خودرا حفظ کند و هرگاه که با سخن حق ،معقول و قانونی مواجه شده، دست به راه اندازی جنگ و ترور زده است که نمونه اخیر آن، تجاوز به جنوب لبنان و بروز جنگ سی و سه روزه است . 
اگرچه، بانگ رسوایی و بی اعتبار ی رژیم نامشروع اسرائیل طی سالهای سال نواخته شده و به عبارتی دیگر، هویت آن نیز مقارن با تجاوز و ترور ( در سطح جهانی ) شده است اما تمام اینها، باعث نشدکه مردم جنوب لبنان به رهبری جنبش حزب الله از رویارویی و مقابله با این دشمن متجاوز و خودسر، بپرهیزند و ئقب نشینی کنند.

 سیدحسن نصرالله که رهبری جنبش مردمی و محبوب حزب الله را برعهده دارد، با شجاعت و درایت تمام ، اراده مردم مبارز و لبنان را علیه خصم متجاوز بسیج و معطوف کرد.
 مردم لبنان درنبردی سی و سه روزه، ارتش رژیم اشغالگر قدس را به خاک سیاه مذلت نشاندند و باردیگر، واژه مقاومت را برای محرومان و ستم دیدگان جهان معنا کردند و به همه یادآور شدند که مقاومت ، سلاحی است که صلاح در پی دارد وبه سخن دیگر، صلاح کار در برابر دشمن متجاوزی مانند رژیم نابکار اسرائیل، سلاح و مقاومت است و در غیر این صورت، باید که ذلت و خواری و حکم صادره از سوی متجاوز را پذیرفت.
 چنین است که مردم مقاوم، شریف و وفادار ایران با اطلاع از خبر پیروزی لبنان در جنگ سی و سه روزه، به طور یکپارچه فریاد بلند شادی و شادمانی سر می دهند و هنرمندان شان نیز ، فیلم سینمایی ” سی و سه روز ” به روی پرده سینماهای ایران و لبنان می فرستند و شورای عالی انقلاب فرهنگی هم روز بیست وسوم مرداد را به نام روز مقاومت اسلامی ، به تصویب می رساند.





طبقه بندی: مظلومیت مطلق، بصیرت، سیاسی، وتعاون علی البر والتقوی، دفاع مقدس،
برچسب ها: روزمقاومت اسلامی،

تاریخ : یکشنبه 22 مرداد 1396 | 11:11 ب.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
به کجا بروم سری را که نکرده ام فدایت......
 






شهدابرای هدایتمان دعاکنید غرق گناهیم.






طبقه بندی: مظلومیت مطلق، شهدا، بصیرت، سیاسی، دفاع مقدس،
برچسب ها: شهیدمدافع حرم،

تاریخ : شنبه 21 مرداد 1396 | 12:06 ب.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
تبعید حضرت امام موسی كاظم(ع) از مدینه به عراق(179 ق)حضرت امام موسی كاظم(ع) هفتمین پیشوای معصوم، به دستور هارون الرشید، خلیفه‏ی ستمكار عباسی درمدینه دستگیر و به بصره تبعید شد. گویند آن حضرت در هفتم ذیحجّه‏ی سال 179 ق وارد آن شهر گردید و به زندان فرستاده شد. امام، مدتی در زندان عیسی بن جعفر، حاكم بصره، بود؛ اما وی به هارون نامه‏ای نوشت و درخواست كرد كه امام رابه فردی دیگر بسپارد، زیرادر تمام این مدت، سَنَدی بر ضد او نیافته است. هارون نیز امام را به بغداد تبعید كرد و از وزیر خود فضل بن ربیع خواست كه آن حضرت را به شهادت برساند، اما او نپذیرفت. سرانجام سِنْدی بن شاهِك به دستور یحیی بن خالد برمكی، وزیر دربار عباسی و به خواست هارون، امام كاظم(ع) را به شهادت رساند.

رویدادهای مهم در دوران زندگی امام موسی کاظم

اولین حبس

موسی کاظم چندین بار در طول زندگی اش به زندان افتاد. اولین بار به دستور مهدی، خلیفه عباسی، دستگیر و به بغداد منتقل شد. پس از این واقعه به نوشته ی ابن خلکان "خلیفه در خواب علی بن ابیطالب را دید که می گفته است: چه بسا چون دست یابید، در این سرزمین فتنه و فساد کنید و پیوند خویشاوندانتان را بگسلید(قرآن 47:22) فضل بن ربیع نقل می کند که "خلیفه نیمه شب به دنبالم فرستاده بود که این باعث وحشت شدید من شد. وقتی به خدمتش رسیدم دیدم تنها نشسته و آیه بالا را به آواز می خواند؛ و کسی خوش صداتر از او ندیده بودم. به من گفت: "موسی بن جعفر را به نزدم بیاور". امرش را اطاعت کردم. پس خلیفه او را در آغوش گرفت؛ سپس او را پهلوی خود نشاند و گفت: "ابوالحسن! الآن امیرالمومنین را در خواب دیدم که این آیه را برایم قرائت می کرد. قول بده که علیه من یا هیچیک از فرزندانم شورش نخواهی کرد!" کاظم جواب داد: "قسم به خدا که توان شورش ندارم." خلیفه گفت: "راست می گویی!" سپس دستور داد تا سه هزار سکه طلا به او بخشیده او را به مدینه نزد خانواده اش ببرند." فضل می گوید: "از ترس اینکه مبادا مانعی پیش بیاید، همان شب ترتیب سفرش را دادم و صبح نشده بود که در راه سفرش به مدینه بود."[۱۹][۴]

دومین حبس

دومین حبس کاظم در پی بحثی بود که با هارون الرشید رخ داد که در بالا به آن اشاره شد. خزایی رئیس نگهبانان قصر هارون الرشید از خوابی روایت می کند که باعث شد هارون الرشید، کاظم را آزاد کند. خزایی نقل می کند که "فرستاده ای از طرف هارون نزدم آمد در ساعتی از شب که هیج وقت قبلا نیامده بود؛ و با چنان عجله ای مرا از جایی که خوابیده بودم بیرون کشید که حتی فرصت لباس پوشیدن پیدا نکردم. خیلی وحشت کرده بودم. وقتی به قصر رسیدم، خلیفه را دیدم که روی تختش نشسته بود. سلام کردم اما خلیفه ساکت حرفی نمی زد و این باعث شد بیشتر وحشت کنم. خلیفه سپس گفت "می دانی برای چه در این وقت شب پی ات فرستادم؟" گفتم: " به خدا که نه! ای امیر المومنین" گفت: "آگاه باش که چند لحظه پیش خواب دیدم که یک حبشی نیزه به دست به نزدم آمد و گفت: "موسی را در دم آزاد کن وگرنه با همین نیزه ذبحت می کنم." حالا برو و آزادش کن." گفتم: "ای امیرالمومنین! بروم و موسی پسر جعفر را آزاد کنم؟" گفت: "بله! برو موسی پسر جعفر را آزاد کن... سه هزار درهم به او بده و از قول من بگو که اگر می خواهد با ما بماند، هر چه بخواهد بدست خواهد آورد، اما اگر ترجیح می دهد به مدینه برگردد، اجازه دارد تا چنین کند." به زندان رفتم و دیدم که کاظم بیدار شده منتظرم نشسته است. گفت: "در خواب پیغمبر خدا را دیدم که به من گفت: موسی! تو به ناحق به زندان افتاده ای! کلماتی که می خوانم را با من تکرار کن! همانا امشب را تا پایان در زندان نخواهی ماند."[۲۰][۴]

حبس نهایی

 
آرامگاه

به گفته ی فخری دلیل حبس نهایی کاظم این بود که چند تن از خویشاوندانش که به او حسادت می کردند، خبرهای دروغ نزد هارون الرشید می آوردند مبنی بر اینکه مردم، کاظم را امام دانسته، حق خمس خود را به او پرداخت می کنند، و اینکه کاظم قصد خروج دارد. این گزارشها آنقدر تکرار شد که خلیفه را نگران کرد. در آن سال هارون به سفر حج رفت. در راه وقتی به مدینه رسید کاظم را دستگیر کرده با خود به بغداد آورد و در زندانی تحت حراست سندی بن شاهک در حبس قرار داد.[۲۱][۴]

به نقل از فخری، هارون در رقه بود که دستور قتل کاظم را صادر کرد. پس از مسمومیت امام، به گفته ی فخری، چند نفر به عنوان شاهد به کرخ فرستاده شدند تا شهادت دهند که کاظم بر اثر مرگ طبیعی از دنیا رفته است. کاظم سپس در قبرستان قریش در سمت جنوبی بغداد به خاک سپرده شد. شیعیان معتقدند او مسموم شده است. محل خاکسپاری اش قبرستانی در خارج از بغداد بود اما به زودی محل مراجعه زائرین شد و شهری به نام کاظمیه(شهر امام کاظم) در اطراف آن شکل گرفت. مدرسه ی علمیه ای نیز در این شهر پا گرفت که هنوز محل مراجعه ی دانشجویان از سراسر دنیاست.[۳][۴]

هارون صاحب قصرهاى افسانه اى در سواحل دجله، و دارنده امپراطورى پهناور اسلامى آن چنان از امام (ع) هراس داشت که وقتى قرار شد آن حضرت را از مدینه به بصره آورند، دستور داد چند کجاوه با کجاوه امام (ع) بستند و بعضى را نابهنگام و از راههاى دیگر ببرند، تا مردم ندانند که امام (ع) را به کجا و با کدام کسان بردند، تا یأس بر مردمان چیره شود و به نبودن رهبر حقیقى خویش خو گیرند و سر به شورش و بلوا بر ندارند و از تبعیدگاه امام (ع) بى خبر بمانند.

این همه بازگو کننده بیم و هراس دستگاه بود، از امام (ع) و از یارانى که - گمان مى کرد - همیشه امام (ع) آماده خدمت دارد مى ترسید، این یاران با وفا - در چنین هنگامى - شمشیرها برافرازند و امام خود را به مدینه بازگردانند. این بود که با خارج کردن دو کجاوه از دو دروازه شهر، این امکان را از طرفداران آن حضرت گرفت و کار تبعید امام (ع) را فریبکارانه و با احتیاط انجام داد.

هارون، ابتدا دستور داد امام هفتم (ع) را با غل و زنجیر به بصره ببرند و به عیسى بن جعفر بن منصور که حاکم بصره بود، نوشت ، یک سال حضرت امام کاظم (ع) را زندانى کند، پس از یک سال والى بصره را به قتل امام (ع) مأمور کرد اما عیسى از انجام این قتل عذر خواست.

هارون امام را به بغداد منتقل کرد و به فضل بن ربیع سپرد. مدتى حضرت کاظم (ع) در زندان فضل بود. هارون ، فضل را مأمور قتل امام (ع) کرد ولى فضل هم از این کار سرباز زد. چندین سال امام (ع) از این زندان به آن زندان انتقال مى یافت و سرانجام امام کاظم(ع) پس از سال‏ها - بین 7 تا 14 سال - که در زندان‏ها به سر برد؛ در سال 183 یا 186ق و در 55 سالگى به دست مردى ستمکار به نام (سندى بن شاهک) و به دستور هارون مسموم و پس از سه روز به شهادت رسید.

چون امام (ع) به شهادت رسید، سندى عده‏اى از فقیهان و بزرگان بغداد را کنار پیکر امام حاضر کرد و به آنان گفت: آیا جاى شمشیر یا نیزه بر پیکر او مى‏بینید؟ گفتند: نه، سندى گفت: پس گواهى بدهید که او به مرگ طبیعى مرده و آنان چنین کردند. بعد از این اقدام، جنازه امام را بر روى پل بغداد قرار داد و منادى فریاد برآورد: موسى بن جعفر را ببینید که با مرگ طبیعى مرده است! سپس جسد مطهر امام کاظم (ع) را به گورستان قریش بردند و به خاک سپردند.


این مطلب درفهرست عناوین مطالب-ردیف: وقایع اتفاقیه ماههای قمری


طبقه بندی: مظلومیت مطلق، بصیرت، شهدا، مذهبی، سیاسی،

تاریخ : چهارشنبه 18 مرداد 1396 | 06:20 ب.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
نتیجه تصویری برای شهادت شهیدبابایی


نتیجه تصویری برای شهادت شهیدبابایی




نتیجه تصویری برای شهادت شهیدبابایی

نتیجه تصویری برای شهادت شهید بابایی

نتیجه تصویری برای شهادت شهید بابایی


نتیجه تصویری برای شهادت شهیدبابایی

سالروز شهادت خلبان «عباس بابایی»

شهید بابایی

عباس بابایی صبح روز پانزدهم مرداد ماه،(روز عید قربان) سال 66 به منظور شناسایی منطقه و تعیین راه کار اجرای عملیات، با یک فروند هواپیمای آموزشی اف–5 از پایگاه هوایی تبریز به پرواز درآمد و وارد آسمان عراق شد.

به گزارش ایسنا، عباس بابایی، سال ‌١٣٢٩ در شهرستان قزوین متولد شد. دوره ابتدایی و متوسطه را در همان شهر به تحصیل پرداخت و در سال ‌١٣٤٨ به دانشکده خلبانی نیروی هوایی راه یافت و پس از گذراندن دوره آموزش مقدماتی، برای تکمیل دوره به آمریکا اعزام شد.

توصیف یک آمریکایی از روحیات عباس بابایی

در سال ‌١٣٤٩، برای گذراندن دوره خلبانی به آمریکا رفت. طبق مقررات دانشکده می‌بایست به مدت دو ماه با یکی از دانشجویان آمریکایی هم اتاق می‌شد. آمریکایی‌ها در ظاهر هدف از این برنامه را پیشرفت دانشجویان در روند فراگیری زبان انگلیسی عنوان می‌کردند اما واقعیت چیز دیگری بود. چون عباس در همان شرایط تمام واجبات دینی خود را انجام می‌داد و از بی‌بند و باری موجود در جامعه آمریکا بیزار بود. هم اتاقی او در گزارشی که از ویژگی‌ها و روحیات عباس نوشته، یادآور می‌شود که بابایی فردی منزوی و در برخوردها، نسبت به آداب و هنجارهای اجتماعی بی‌تفاوت است. از رفتار او بر می‌آید که نسبت به فرهنگ غرب دارای موضع منفی است و شدیداً به فرهنگ سنتی ایران پایبند است.

همچنین اشاره کرده که او به گوشه‌ای می‌رود و با خودش حرف می‌زند که منظور او نماز و دعا خواندن عباس بوده است.

نماز عباس بابایی و احترام ژنرال آمریکایی

خود عباس ماجرای فارغ‌التحصیلی از دانشکده خلبانی آمریکا را چنین تعریف کرده است:«دوره خلبانی ما در آمریکا تمام شده بود، اما به خاطر گزارشاتی که در پرونده خدمتم درج شده بود، تکلیفم روشن نبود و به من گواهینامه نمی‌دادند تا این که روزی به دفتر مسئول دانشکده که یک ژنرال آمریکایی بود، احضار شدم. به اتاقش رفتم و احترام گذاشتم. او از من خواست که بنشینم. پرونده من در مقابلش و روی میز بود. ژنرال آخرین فردی بود که می‌بایستی نسبت به قبول و یا رد شدنم اظهارنظر می‌کرد.

او پرسش‌هایی کرد که من پاسخش را دادم.از سؤال‌های ژنرال برمی‌آمد که نظر خوشی نسبت به من ندارد. این ملاقات ارتباط مستقیمی با آبرو و حیثیت من داشت زیرا احساس می‌کردم که رنج دو سال دوری از خانواده و شوق برنامه‌هایی که برای زندگی آینده‌ام در دل داشتم همه در یک لحظه در حال محو شدن است و باید دست خالی و بدون دریافت گواهینامه خلبانی به ایران برگردم. در همین فکر بودم که در اتاق به صدا درآمد و شخصی اجازه خواست تا داخل شود. او ضمن احترام، از ژنرال خواست تا برای انجام کار مهمی به خارج از اتاق برود، با رفتن ژنرال، من لحظاتی را در اتاق تنها ماندم.

به ساعتم نگاه کردم، وقت نماز ظهر بود. با خود گفتم، کاش در اینجا نبودم و می‌توانستم نماز را اول وقت بخوانم. انتظارم برای آمدن ژنرال طولانی شد. گفتم که هیچ کار مهمی بالاتر از نماز نیست، همین جا نماز را می‌خوانم. ان‌شاالله تا نمازم تمام شود، او نخواهد آمد. به گوشه‌ای از اتاق رفتم و روزنامه‌ای را که همراه داشتم به زمین انداختم و مشغول نماز خواندن شدم. در حال خواندن نماز بودم که متوجه شدم ژنرال وارد اتاق شده است. با خود گفتم چه کنم؟ نماز را ادامه بدهم یا بشکنم؟ بالاخره گفتم، نمازم را ادامه می‌دهم، هرچه خدا بخواهد همان خواهد شد. نماز را تمام کردم و در حالی که بر روی صندلی می‌نشستم از ژنرال معذرت‌خواهی کردم. ژنرال پس از چند لحظه سکوت، نگاه معناداری به من کرد و گفت: چه می‌کردی؟

گفتم: عبادت می‌کردم.

گفت: بیشتر توضیح بده.

گفتم: در دین ما دستور بر این است که در ساعت‌های معین از شبانه‌روز باید با خداوند به نیایش بپردازیم و در این ساعت زمان آن فرا رسیده بود، من هم از نبودن شما در اتاق استفاده کردم و این واجب دینی را انجام دادم.

ژنرال با توضیحات من سری تکان داد و گفت: همه این مطالبی که در پرونده تو آمده مثل این که راجع به همین کارهاست، این طور نیست؟ پاسخ دادم: بله همین طور است. لبخند زد. از نوع نگاهش پیدا بود که از صداقت و پایبندی من به سنت و فرهنگ و رنگ نباختنم در برابر تجدد جامعه آمریکا خوشش آمده است. با چهره‌ای بشاش خودنویس را از جیبش بیرون آورد و پرونده‌ام را امضا کرد. سپس با حالتی احترام‌آمیز از جا برخاست و دستش را به سوی من دراز کرد و گفت: به شما تبریک می‌گویم. شما قبول شدید. برای شما آرزوی موفقیت دارم. من هم متقابلاً از او تشکر کردم. احترام گذاشتم و از اتاق خارج شدم. آن روز به اولین محل خلوتی که رسیدم به پاس این نعمت بزرگی که خداوند به من عطا کرده بود، دو رکعت نماز شکر خواندم.»

ورود هواپیماهای اف-14

با ورود هواپیماهای پیشرفته اف – ‌١٤ به نیروی هوایی، بابایی که جزو خلبان‌های تیزهوش و ماهر در پرواز با هواپیمای شکاری اف – ‌٥ بود، به همراه تعداد دیگری از همکاران برای پرواز با هواپیمای اف–14 انتخاب و به پایگاه هوایی اصفهان منتقل شد.

با اوج‌گیری مبارزات علیه نظام ستمشاهی، بابایی به عنوان یکی از پرسنل انقلابی نیروی هوایی، در جمع دیگر افراد متعهد ارتش به میدان مبارزه وارد شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، وی گذشته از انجام وظایف روزمره، به عنوان سرپرست انجمن اسلامی پایگاه، به پاسداری از دستاوردهای پرشکوه انقلاب اسلامی پرداخت.

بابایی با دارا بودن تعهد، ایمان، تخصص و مدیریت اسلامی چنان درخشید که شایستگی فرماندهی وی محرز و در تاریخ ‌1360/5/7 فرماندهی پایگاه هشتم هوایی بر عهده او گذاشته شد.

فرماندهی آبادگر

به هنگام فرماندهی پایگاه، با استفاده از امکانات موجود آن، به عمران و آبادانی روستاهای مستضعف‌نشین حومه پایگاه و شهر اصفهان پرداخت و با تأمین آب آشامیدنی و بهداشتی، برق و احداث حمام و دیگر ملزومات بهداشتی و آموزشی در این روستا، گذشته از تقویت خط سازندگی انقلاب اسلامی، در روند هرچه مردمی کردن ارتش و پیوند هرچه بیشتر ارتش با مردم خدمات شایان توجهی را انجام داد.

بابایی، با کفایت، لیاقت و تعهد بی‌پایانی که در زمان تصدی فرماندهی پایگاه اصفهان از خود نشان داد، در تاریخ 1362/2/9 با ارتقا به درجه سرهنگی به سمت معاون عملیات نیروی هوایی منصوب و به تهران منتقل شد.

3000 ساعت پ رواز جنگی

او با روحیه شهادت‌طلبی به همراه شجاعت و ایثاری که در طول سالها در جبهه‌های نور و شرف به نمایش گذاشت، صفحات نوین و زرینی به تاریخ دفاع مقدس و نیروهای هوایی ارتش نگاشت و با بیش از ‌٣٠٠٠ ساعت پرواز با انواع هواپیماهای جنگنده، قسمت اعظم وقت خویش را در پروازهای عملیاتی و یا قرارگاه‌ها و جبهه‌های جنگ در غرب و جنوب کشور سپری کرد و به همین ترتیب چهره آشنای «بسیجیان» و یار وفادار فرماندهان قرارگاه‌های عملیاتی بود و تنها از سال ‌١٣٦٤ تا هنگام شهادت، بیش از ‌٦٠ مأموریت جنگی را با موفقیت کامل به انجام رسانید.

برای پیشرفت سریع عملیات‌ها و حسن انجام امور، تنها به نظارت اکتفا نمی‌کرد، بلکه شخصاً پیشگام می‌شد و در جمیع مأموریت‌های جنگی طراحی شده، برای آگاهی از مشکلات و خطرات احتمالی، اولین خلبان بود که شرکت می‌کرد.

سرلشکر بابایی به علت لیاقت و رشادت‌هایی که در دفاع از نظام، سرکوبی و دفع تجاوزات دشمنان از خود بروز داد، در تاریخ ‌66/2/8، به درجه سرتیپی مفتخر شد.

سرتیپ بابایی معاون عملیات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به هنگام بازگشت از یک مأموریت برون مرزی، هدف گلوله ضد هوایی قرار گرفت و به شهادت رسید.

شرح شهادت

عباس بابایی صبح روز پانزدهم مرداد ماه،(روز عید قربان) سال 66 به همراه یکی از خلبانان نیروی هوایی (سرهنگ نادری) به منظور شناسایی منطقه و تعیین راه کار اجرای عملیات، با یک فروند هواپیمای آموزشی اف–5 از پایگاه هوایی تبریز به پرواز درآمد و وارد آسمان عراق شد. پس از انجام مأموریت، به هنگام بازگشت، در آسمان خطوط مرزی، هدف گلوله‌های تیربار ضد هوایی قرار گرفت و از ناحیه سر مجروح شد و بلافاصله به شهادت رسید.

یکی از راویان مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ درباره این واقعه نوشته است:«به دنبال اصابت گلوله به هواپیمای سرتیپ بابایی و اختلالی که در ارتباط هواپیما و پایگاه تبریز به وجود آمد،پایگاه مزبور به رابط هوایی سپاه اعلام کرد که یک فروند هواپیمای خودی در منطقه مرزی سقوط کرد؛ برای کمک به یافتن خلبان و لاشه آن هر چه سریعتر اقدام کنید. مدت کوتاهی از اعلام این موضوع نگذشته بود که فرد مذکور مجدداً تماس گرفت و در حالی که گریه امانش نمی‌داد، گفت: هواپیمای مورد نظر توسط خلبان به زمین نشست ولی یکی از سرنشینان آن به علت اصابت تیر در داخل کابین به شهادت رسیده است.»

راوی در مورد بازتاب شهادت بابایی در جمع برادران سپاه نوشته است:«برخی فرماندهان ارشد سپاه در جلسه‌ای مشغول بررسی عملیات بودند که تلفنی خبر شهادت تیمسار بابایی به اطلاع برادر رحیم (سرلشکر رحیم صفوی) رسید. با شنیدن این خبر، جلسه تعطیل شد و اشک در چشمان حاضرین به خصوص آنان که آشنایی بیشتری با شهید بابایی داشتند ، حلقه زد.»

نقل شده که وی چند روز قبل از شهادت در پاسخ پافشاری‌های بیش از حد دوستانش جهت عزیمت به مراسم حج گفته بود:«تا عید قربان خودم را به شما می‌رسانم.»

بابایی در هنگام شهادت ‌٣٧ سال داشت. او اسوه‌ای بود که از کودکی تا واپسین لحظات عمر گرانقدرش همواره با فداکاری و ایثار زندگی کرد و سرانجام نیز در روز عید قربان، به آرزوی بزرگ خود که مقام شهادت بود نائل شد و نام پرآوازه‌اش در تاریخ پرا فتخار ایران جاودانه شد.






طبقه بندی: شهدا، مظلومیت مطلق، بصیرت، سیاسی، مذهبی، عشقستان، مراسمات، دفاع مقدس، زندگینامه، خاطرات،
برچسب ها: سالروزشهادت شهیدبابایی،

تاریخ : شنبه 14 مرداد 1396 | 07:39 ب.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات



http://bayanbox.ir/view/1232206741625441976/%D8%AA%D8%B9%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85.jpg

تصویر مرتبط




http://photos03.wisgoon.com/media/pin/photos03/images/o/2017/6/27/1/500x643_1498512161061183.jpg



تصویر مرتبط




سفره ای پر از شهید


دلم آب زلال نمی خواهد!
سفره های رنگین نمی خواهد
از همین گل آلوده آبی می خواهد که سکوی پریدن می شود!
از آنها که حیات میبخشند ...
انهم حیات عند رب ...


کاش اندکی؛ مثل شما
قلب هایمان تحت تسخیر خدا بود
تا گام هایمان
اینگونه زمین گیرِ زمین نشود ....




طبقه بندی: بصیرت، سیاسی،

تاریخ : شنبه 14 مرداد 1396 | 10:35 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات

تصاویر دیده‌نشده از فاجعه هیروشیما

شاید شما هم «ساداکو» را بشناسید. دخترک ژاپنی که عاشق دویدن بود و می‌خواست قهرمان دوومیدانی شود، اما به دلیل قرار گرفتن در معرض تشعشعات بمب اتمی هیروشیما به سرطان خون مبتلا شد.

او برای مبارزه با بیماری‌اش، راه افسانه «هزار درنای کاغذی» را پی گرفت تا با ساختن 1000 درنا بتواند به آرزویش برسد، اما تنها 644 درنا ساخته بود که از دنیا رفت.

دوستان ساداکو، درناهای کاغذی را به هزار عدد رساندند و آن‌ها را با ساداکو به خاک سپردند و بعد نامه‌های او را در کتابی چاپ کردند و ساداکو به عنوان نمادی برای صلح بدل شد. از او چند تندیس ساخته شد و هنوز هم بسیاری به یاد و برای برآورده شدن آرزوهاشان درناهای کاغذی می‌سازند.

مجسمه یادبود ساداکو و هزار درنای کاغذی

ساعت 8:15 صبح روز 6 آگوست 1945 میلادی بود که بمب اتمی «پسر کوچک» روی هیروشیما افتاد و دو سوم ساختمان‌های این شهر را نابود کرد و هزاران تن را به کام مرگ کشاند. احتمالا هر کدام از آدم‌هایی که آن روز کشته شدند یا آن‌هایی که در معرض تششع قرار گرفتند و سوختند، داستانی برای شنیدن داشتند؛ داستان‌هایی که ساداکو نماینده ناگفته‌های آن‌هاست.

سه روز بعد از بمباران هیروشیما، یعنی در 9 آگوست 1945، شهر ناکازاکی نیز مورد اصابت بمب اتمی «مرد چاق» قرار گرفت. با اینکه توان بمب دوم بیشتر بود، آسیب ناکازاکی به دلیل حالت دره مانندش کمتر شد، اما هیروشیما چون شهری مسطح بود، تقریبا به طور کامل نابود شد. در ناکازاکی نیمی از شهر آسیب کمتری دید.

درباره اینکه چطور شد آمریکا تصمیم به حمله اتمی علیه ژاپن گرفت و اولین و تنها بمباران اتمی تاریخ را به نام خودش ثبت کرد، گمانه‌زنی زیاد است. برخی می‌گویند آمریکایی‌ها هزینه زیادی برای آزمایش‌های اتمی خود صرف کرده بودند و باید جایی آن را به بوته آزمایش می‌گذاشتند. برخی هم کشته‎شد‌گان بمباران اتمی ژاپن را در مقایسه با تعداد کشته‌شدگان جنگ جهانی دوم ناچیز می‌شمارند و معتقدند بمباران اتمی این دو شهر تنها راه متقاعد کردن ژاپن به پایان جنگ بود. بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی 220 هزار نفر کشته داشت. از این تعداد، بیش از 100 هزار نفر بلافاصله کشته شدند و بقیه تا پایان سال 1945 بر اثر تشعشعات اتمی جان باختند.

بر اساس آماری که موزه صلح هیروشیما در اختیار ایسنا قرار داده است، بر اثر این بمباران اتمی، در هیروشیما بین 340 هزار تا 350 هزار نفر در معرض بمباران قرار گرفتند که 140 هزار نفر از آنها درگذشتند. همچنین در ناکازاکی 270 هزار نفر در معرض بمباران قرار گرفتند که تا 31 آگوست 1945، هفتاد هزار نفر از آن‌ها جان‌ باختند.

بر اساس اطلاعات موزه صلح هیروشیما، تا 31 مارچ سال جاری میلادی، 58 هزار نفر از کسانی که بمباران را در هیروشیما تجربه کرده‌اند یعنی 32.1 درصد از کل کسانی که در جریان بمباران بوده‌اند، هنوز در قید حیات هستند. همچنین در ناکازاکی 34 هزار نفر از کسانی که در سال 1945 در جریان بمباران بوده‌اند هنوز زنده‌اند که 18.6 درصد از کل این افراد را تشکیل می‌دهد.

متوسط سن نجات‌یافتگان از بمباران که هنوز در قید حیات هستند، در هیروشیما بین 79.58 سال (یعنی کمی بیش از 79 و نیم سال) و در ناکازاکی 80.13 سال (یعنی کمی بیش از 80 سال) است. این نجات‌یافتگان در این سال‌ها همواره تحت آزمایش و درمان بوده‌اند، حمایت‌های مالی و در صورت لزوم، در خانه پرستاری شده‌اند و نسل دوم بازماندگان هم مورد آزمایشات پزشکی قرار گرفته‌اند.

* * *

«موزه صلح هیروشیما» به یاد ساداکو ساخته شده است؛ موزه‌ای که علاوه بر روایت داستان ساداکو، به جمع‌آوری اشیاء، اسناد و تصاویر بمب‌های اتمی می‌پردازد. در زیر، بخشی از تصاویر و اطلاعات آرشیو بزرگ این موزه صلح می‌آید که در پی مکاتبه و ارتباط با مسئولان این موزه، به صورت اختصاصی در اختیار «ایسنا» قرار گرفته است.

عکس از Gonichi Kimura

فاصله تا مرکز انفجار: 4160 متر

«سرباز با دانه‌های مرگ»؛ عکس در بیمارستان ارتش در 3 سپتامبر 1945 هیروشیما گرفته شده است. سرباز 21 ساله در خانه‌ای چوبی با فاصله‌ای زیاد از محل اصابت بمب، در معرض تشعشعات قرار گرفته است. او اول موهایش را از دست داد، بعد دانه‌های ارغوانی روی پوستش ظاهر شد و سپس تب کرد. کمی بعد از انفجار، در اوایل سپتامبر، او دیگر نمی‌توانست چیزی بخورد، چراکه گلویش دردناک شده بود و لثه‌هایش خونریزی داشت. کم‌کم دانه‌های ارغوانی همه صورت و تنش را پوشاند و هوشیاری‌اش را از دست داد و در ساعت 9:30 صبح روز 3 سپتامبر درگذشت.

عکس از ارتش آمریکا

فاصله تا مرکز انفجار: 260 متر

تالار استانی هیروشیما که تخریب شده است. اینجا اکنون در نزدیکی یادمان موزه صلح قرار دارد.

عکس از ONUKA Masami

فاصله تا مرکز انفجار: 9000 متر

«مرد با سوختگی در سرتاسر بدنش»؛ عکس از مرکز قرنطینه ارتش در جزیره نینوشیما گرفته شده است. هزاران نفر از بازماندگان انفجار برای درمان به این قرنطینه آورده شدند که اکثر آن‌ها مُردند. مرد تمام بدنش جز قسمتی که بانداژ نشده سوخته که این امر در اثر جریان مستقیم گرما بوده است. عکس در 7 آگوست 1945 گرفته شده است. افرادی همچون او، با این درجه از سوختگی، بلافاصله بعد از انفجار یا چند روز بعد از آن کشته شدند.

عکس از ارتش آمریکا

ابر قارچی شکل مربوط به لحظات انفجار بمب اتمی در هیروشیما

عکس از Shigeo Hayashi

فاصله تا مرکز انفجار: 130 متر

نمای شرقی - غربی از خیابان Sarugaku-cho. ساختمان‌های اطراف این خیابان کاملاً تخریب شده است. در عکس، مردی را می‌بینید که دارایی‌اش را بر دوش دارد و دیگری هرچه را برایش باقی‌مانده با کامیون می‌برد.

عکس از Shigeo Hayashi

مرکز انفجار

اینجا اکنون پارک یادمان صلح قرار گرفته است. گروهی در حال اندازه‌گیری تشعشعات انفجار هستند. دو نفر گودالی در کنار بیمارستان شیما در مرکز انفجار کنده‌اند تا میزان تشعشات خاک این ناحیه را اندازه‌گیری کنند. این دو نفر از مرکز مطالعات فیزیک و شیمی هستند و با این اندازه‌گیری، نقشه‌ای از تشعشات رادیواکتیو تهیه کردند.

عکس از Shigeo Hayashi

فاصله تا مرکز انفجار: 130 متر

«پُل موتویاسو و تالار سوخت»؛ بخش جنوبی پل فرو ریخته و آتش ناشی از بمب، ساختمان تالار سوخت را هم سوزانده و فقط زیربنای آن باقی مانده است. بعد از جنگ، ساختمان تعمیر و بازسازی شد و مورد استفاده قرار گرفت و به ساختمان پارک یادمان صلح بدل شد.

عکس از Shigeo Hayashi

مرکز انفجار

«تابلوی فردی کارئو شیما رئیس بیمارستان شیما»؛ در زمان بمباران دکتر شیما برای ویزیت بیماری از شهر بیرون بوده، وقتی او خبر انفجار را شنید با همه کمک‌های اولیه‌‎ای که می‌توانست با خودش بیاورد به شهر برگشت و شروع به درمان بیماران کرد. امیدهای او در زمان آماده کردن تابلو نقش بر آب شده بود، چون هیچ‌کس در بیمارستان زنده نمانده بود.

عکس از Shigeo Hayashi

مرکز انفجار

«ورودی بیمارستان شیما»؛ بمب بالای این بیمارستان در فاصله 600 متری در آسمان منفجر شد. اگرچه دیوار ضخامت یک متری داشت، تحت فشار انفجار ویران شد. همه کسانی که در بیمارستان بودند، شامل پرسنل بیمارستان، دکترها، پرستارها و بیماران، جان خود را از دست دادند.

عکس از Yoshita Kishimoto

فاصله تا مرکز انفجار: 280 متر

«خشم آتش»؛ داربست فلزی بخاطر گرمای آتش، پیچ خورده و سقف فلزی شرکت هیروشیما الکتریک، نابود شده است. عکس در پاییز سال 1946 گرفته شده است.

عکس از ارتش آمریکا

مرکز انفجار

«هیروشیما تلی از خاکستر»؛ عکس در اکتبر 1945 گرفته شده است.

عکس از ارتش آمریکا

مرکز انفجار

«هیروشیما تلی از خاکستر»؛ عکس در اکتبر 1945 گرفته شده است.

عکس از Yotsugi Kawahara

فاصله تا مرکز انفجار: 260 متر

مردم در لیست بیماران مرکز امداد جستجو می‌کنند. 10 آگوست 1945. نگرانی از سلامتی افراد خانواده و فامیل که گم شده‌اند، نام کسانی که شناسایی شده‌اند اینجا آورده شده، اما بسیاری از اجساد قابل شناسایی نبودند و بسیاری از افراد، نشانی از گمشدگان خود نیافتند.

عکس از Shigeo Hayashi

فاصله تا مرکز انفجار: 620 متر

«جواهری شیمومورا» این جواهرفروشی در سال 1873 تأسیس شد و این ساختمان سال 1928 ساخته شد. برج ساعتی بر بالای ساختمان قرار داشت که از چهار طرف قابل دیدن بود. اگرچه پایین برج بر اثر بمباران اتمی نابود شد، اما دیوارهایی فروریخته از برج ساعت و طبقه بالایی باقی مانده است.

عکس از Yotsugi Kawahara

فاصله تا مرکز انفجار: 1150 متر

داخل ایستگاه کمک‌های اضطراری در کنار رودخانه اوتاگاوا؛ 7 آگوست 1945.

عکس از Shigeo Hayashi

فاصله تا مرکز انفجار: 450 متر

نمایی از درختان سوخته که پشت آن استادیوم بیسبال هیروشیما قرار داشته است.

عکس از Shigeo Hayashi

فاصله تا مرکز انفجار: 160 متر

ورود یک تیم فنی و صنعتی به کارخانه‌ای که بر اثر انفجار، تخریب شده است.

عکس از Masami Oki

فاصله تا مرکز انفجار: 840 متر

قالب فولادی پیچ‌خورده بر اثر آتش و گرمای شدید. فروشگاه اوداماسا؛ 20 آگوست 1945.

عکس از Masami Oki

فاصله تا مرکز انفجار: 500 متر

«دشتی از قلوه سنگ»؛ شهری که بر اثر انفجار، به بیابان تبدیل شد. 20 آگوست 1945.

عکس از Toshio Fukada

فاصله تا مرکز انفجار: 2600 متر

گوشه‌ای از یک «ابر قارچی»؛ این عکس 20 دقیقه بعد از انفجار گرفته شده است.

عکسی از لباس یک دانش‌آموز دبیرستانی

«تروایچی آساهی» دانش‌آموز سال اول دبیرستان بود. او و 235 دانش‌آموز دیگر مدرسه و معلم‌های مدرسه در معرض انفجار قرار گرفتند. تقریباً همگی آنها بلافاصله بعد از انفجار کشته شدند. او به رودخانه افتاد و توسط یکی از همسایه‌ها پیدا شد و به خانه‌شان برده شد. اگرچه خیلی زخمی شده بود، ولی توانست درباره انفجار حرف بزند و آنچه را برای دوستانش رخ داد، توصیف کند. او صبح روز 9 آگوست، درگذشت.

عکسی از ظرف غذای یک دانش‌آموز

فاصله تا مرکز انفجار: 600 متر

«شیگرو اوریمن» دانش‌آموز سال اول دبیرستان بود. مادرش جسد او را صبح روز 9 اگوست در کنار ظرف غذایش در مدرسه پیدا کرد. غذای خورده‌نشده شیگرو هم کاملاً سوخته بود.

عکسی از سه‌چرخه‌ای که در بمباران سوخت

فاصله تا مرکز انفجار: 1500 متر

«شینیچی تتسوتانی»، سه سال و 11 ماه داشت و عاشق دوچرخه‌سواری (سه‌چرخه‌سواری) بود. در آن روز، صبح، در مقابل خانه بازی می‌کرد که نوری در آسمان درخشید. او و سه‌چرخه‌اش سوختند. او همان شب کشته شد. پدرش فکر می‌کرد او کوچک‌تر از آن است که تنها و دور از خانه به خاک سپرده شود، پس او را با سه‌چرخه‌اش در حیاط پشتی خانه خاک کرد. در تابستان 1985، یعنی 40 سال بعد، پدرش او را به گورستان خانوادگی منتقل کرد. این سه‌چرخه بعد از 40 سال به موزه صلح بخشیده شد.

عکس از Gonichi Kimura

فاصله تا مرکز انفجار: 4160 متر

«سرباز با زبان زخمی»؛ 28 آگوست 1945.




طبقه بندی: سیاسی،
برچسب ها: حقوق بشرامریکایی در1945م درهیروشیما،

تاریخ : شنبه 14 مرداد 1396 | 10:01 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
تصویر مرتبطنتیجه تصویری برای روز حقوق بشر اسلامی وکرامت انسانی

حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی در تعالیم رضوی


چکیده
رعایت حقوق بشر و رعایت کرامت انسانی آرزوی دیرینه انسان در زندگی اجتماعی بوده و هست ، همه انسانها از هر نژاد و زبان و در هر سطحی که باشند دوست دارند، از حقوقی برابر، آزادی فکر و اندیشه، و امنیت در حوزه های مختلف زندگی برخوردار باشند و دیگران به حفظ حرمت و رعایت حقوق مسلم آنان پایبند باشند تا بتوانند فارغ از هر دغدغه و بدون هیچ تهدیدی به آینده خود امیدوار باشند و به زندگی خود ادامه دهند و به حقوق مسلم خود دست یابند. هرچند امروزه در پاسخ به این خواسته و ارزوی بشر، تاکنون سخن ها گفته شده و اعلامیه ها انتشار یافته است ، اما نه تنها از حقوق بشر خبری نیست و در هیچ جای دنیا به طور کامل رعایت نمی شود، بلکه سوگمندانه حقوق بشر به ابزاری تبدیل شده و در اختیار قدرت های بزرگ قرار گرفته است و در سوء استفاده از آن، آن را به صورت پتکی درآورده اند و مرتب به پیکر بشر و حقوق مسلم آنان می کوبند. امادر این میان ، این مکتب اسلام است که حقوقی کامل و جامع برای بشر و قابل قبول برای همگان ارائه داده و همگان را ملزم به رعایت آن نموده است .
آنچه در تعالیم و سیره امام رضا علیه السلام آمده است ، بخشی از همین حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی است که در منطق عملی و نظری آن حضرت جلوه ای خاص یافته است .
این جستار که با عنوان «حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی در تعالیم رضوی» سامان یافته است می کوشد تا با مراجعه به تعالیم آن حضرت ، گوشه ای از حقوق بشر و کرامت انسانی در سیره آن حضرت را به نمایش بگذارد .
مقدمه
تاکنون در جهان دو نوع اعلامیه حقوق بشر انتشار یافته است یکی مربوط به سازمان ملل است که در روز دهم دسامبر سل 1948 میلادی مصادب با روز 19 آذر 1327 شمسی در سی ماده انتشار یافته است و دیگری مربوط به حقوق بشر اسلامی است که در پنجم اوت 1990میلادی مطابق با 15 مرداد 1369 شمسی،در قاهره طی قطع نامه ای در نوزدهمین اجلاس وزرای خارجه کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی با عنوان« حقوق بشر اسلامی و کرامت انسان» به تصویب رسید و در بیست و پنج ماده و سی و هشت بند انتشار یافت .

از آن رو که بسیاری از مواد حقوق بشر که در اعلامیه های یاد شده آمده، در تعالیم امام رضا علیه السلام تجلی یافته است ، بر آن شدیم برخی از این مواد راکه به حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی اشاره دارد مرور کنیم ؛ اما پیش از آن لازم است مبانی قرآنی کرامت انسان را یادآور شویم :

مبانی قرآنی کرامت انسان
برخورداری انسان از مقام خلیفه اللهی :
و اذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه؛  یادآور آنگاه که پروردگارت به فرشتگان فرمود: در زمین خلیفه قرار می دهم .
مقام خلافت که مقامی رفیع است منحصر در انسان است و خداوند آدمیان را به این مقام اختصاص داده است تاآنجا که فرشتگان بر آن رشک بردند و گفتند:

اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک؛

خداوند در پاسخ آنها فرمود:

انی اعلم ما لا تعلمون

برتری انسان از دیگر موجودات :
قرآن کریم در اشاره به مقام رفیع انسان، هم کرامت انسان را گوشزد کرده است و هم، برتری او را به رخ دیگر موجودات کشیده، می فرماید :
و لقد کرمنا بنی آدم و حملنا هم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا؛  ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکبها) برنشاندیم، و از چیزهای پاکیزه به ایشان روزی دادیم و آنها را بر بسیار از آفریده های خود برتری آشکار دادیم .

انسان مسجود فرشتگان :
در آیات متعددی از قرآن  آمده آنگاه که خداوند خواست موجودی به نام انسان خلق کند فرشتگان به این دلیل که می دانستند عالم ماده عالم تزاحم است و خلقت در عالم تزاحم به خونریزی می انجامد به خدا گفتند: با این وجود که ما شما را تقدیس می کنیم چراموجودی می آفرینی که در زمین فساد خواهد کرد و خون می ریزد؟

خدا بدون آنکه تقدیس فرشتگان و افساد انسان در زمین را انکار کند فرمود: در این تصمیم، مصلحتی بزرگ وجود دارد که جز انسان توان تحمل آن را ندارد. بعد از آنکه فرشتگان به عظمت  و جایگاه بلند انسان پی بردند به دستور خدا در برابر آن به سجده افتادند: و اذ قلنا للملائکه اسجدوا لادم فسجدوا؛  به یادآور آنگاه که به فرشتگان فرمودیم برای آدم سجده کنید همه سجده کردند.
جالب این است ابلیس که از سجده برای آدم خودداری کرد آنچنان این تمرد بزرگ تلقی شد که برای همیشه از درگاه الهی رانده شد چنانکه قرآن در ادامه همین آیه فرمود: الا ابلیس ابی واستکبر و کان من الکافرین

امتیاز انسان در تحمل بار امانت الهی :
امانت الهی که عبارت از تکلیف و قوس صعودی توام با اختیار است هیچ یک از زمین و آسمان تاب تحمل آن را نداشت اما این بنی آدم بود که افتخار یافت آن را تحمل کند. قرآن در اشاره به این کرامت انسان فرمود:
انا عرضنا الامانه علی السماوات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان؛ ما امانت را بر آسمان ها ، زمین و کوه ها عرضه داشتیم. پس, از تحمل آن سر باز زدند و از آن هراسناک شدند و انسان آنرا برداشت .

برخورداری از روح الهی :
در انسان بر خلاف دیگر موجودات، چیزی غیر از بدن وجود دارد و آن برخوردرای انسان از روح الهی است که فضیلتی بزر و عظمتی بی مانند است قرآن در اشاره به این کرامت انسان فرمود:
و اذ قال ربک للملائکه انی خالق بشرا من صلصل من حما مسنون فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین؛  یاد کن هنگامی را که پروردگار تو به فرشتگان فرمود: بشری از گل خشک، گلی سیاه و بدبو خواهم آفرید . پس وقتی آن را درست کردم و از روح خود در آن دمیدم پیش او به سجده افتید.

کرامت انسان در کسب رتبه بهترین موجود :
معمار هستی موجوداتی بسیار آفریده است ولی برای خلقت هیچ یک از دیگر موجودات، به خودش آفرین و تبریک نگفته است ولی همین که به ا نسان نعمت وجود عنایت کرد به خود تبریک گفت چنانکه قرآن فرمود:
ثم خلقنا النطفه علقه فخلقنا العلقه مضغه فخلقنا المضغه عظاما فکسونا العظام لحما ثم انشاتاه خلقا آخر فتبارک الله احسن الخالقین   آنگاه که نطفه را به صورت علقه درآوردیم، پس آن را (به صورت ) مضغه گردانیدیم ، آنگاه مضغه را استخوانهایی ساختیم بعد استخوانها را با گوشتی پوشاندیم آنگاه آن را در آفرینشی دیگر پدید آوردیم . آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است .

ابعاد و گستره کرامت انسان در سیره امام رضا علیه السلام
بدیهی است هرکس از هر نژادی که باشد و از هر مقامی که برخوردار باشد از اعتبار و شخصیت خاص خود برخوردار است از این رو انتظار دارد دیگران کرامت او را حفظ کنند و با رفتار تحقیر آمیز خود به حریم شخصیت او تجاوز نکنند.
در خصوص حفظ حرمت دیگران از امام رضا علیه السلام بیاموزیم که سخت به این قانون پایبند بود و با رفتار خود آن را به دیگران تعلیم داد . آن حضرت در حفظ حرمت و کرامت دیگر انسان ها، نه سخن کسی را قطع کرد نه در حضور دیگران، آب دهان انداخت ، نه به این دلیل که او از مقام امامت یا ولایتعهدی برخوردار ا ست سفره خود را از زیر دستان جدا کرد و حتی در حضور دیگران پای خوئد را دراز نکرد . گزارش ابراهیم بن عباس از روش و منش اجتماعی آن امام گواهی بر این واقعیت است که گفت : هیچ گاه ندیدم امام رضا علیه السلام در سخن خود با دیگران درشتی کند ؛ هیچ گاه ندیدم که امام رضا علیه السلام سخن کسی را قطع کرده باشد تا مگر آنکه از سخنش فراغت حاصل کرده باشد؛ هرگز درخواست کسی را که قادر به انجام آن بود، رد نکرد؛ هرگز پای خود را در حضور دیگر هم نشیناش دراز نکرد؛ هرگز در حضور هم نشینان خود تکیه نکرد؛ هرگز امام را ندیدم که با غلامان و بردگان خود تندی کند؛ هیچ گاه در حضور دیگران آب دهان نینداخت, او را ندیدم که قهقهه کند بلکه خنده او تبسم بود ؛ هرگاه به خلوت می رفت و سفره غذایش را می گستراند, تمام کارکنان و غلامان و حتی دربانان را بر سفره می نشاند.
نمونه هایی که امام رضا علیه السلام برای دیگران احترام قائل شده و کرامت دیگران را حفظ کرده است بسیارند که نه این نوشته وسعت آن را دارد و نه این مجال فرصت آن را . از این رو، ناگزیر از گزیدگی است که تنها برخی مواردی را که آن حضرت حفظ کرده است یادآور می شویم .

1- برابری حقوق انسان
برابری و برادری در جوامع بشری آرزویی دیرینه همه انسان های بیدار به ویژه مصلحان جامعه است . در این میان، رهبران و اولیای الهی پیشگامان این میدان اند، این پیشگامی را در وجود امامی مهربان و رئوف همچون امام رضا علیه السلام می بینیم که در تعامل با دیگران حتی با غلامان و زیردستان، رفتاری برابر و برادرانه داشته است .
به روایت عبدالله بن صلت مردی از اهل بلخ می گوید : به هنگام هجرت امام رضا علیه السلام به مرو، همراه آن حضرت بودم. روزی همگان را بر سفره فراخواند و غلامان، از سیاه و غیر سیاه، آمدند و بر سفره نشستند. به آن حضرت گفتم : فدایت شوم آیا بهتر نیست که برای اینان، سفره ای جداگانه بیندازند؟ فرمود: مه ! ان الرب تبارک و تعالی و احد، و الام واحده، و الاب واحد و الجزاء بالاعمال؛ خاموش باش! خداوند بزرگ یکی است ، پدر همه یکی است ، مادر همه یکی است و پاداش هر کس بسته به کردار اوست.

از این سخن نورانی امام رضا علیه السلام این نتیجه را می توان گرفت که اگر امروزه، در جوامع بشری، مشکلی اساسی به نام تبعیض وجود دارد ، اما امام رضا علیه السلام با رفتار خود و جوابی که به آن مرد بلخی داد کرامت آدمی را هر چند که فرودست باشند حفظ کرد و تبعیض را مردود و امری ناروا دانست .

2- حفظ آزادی های فکری
از جمله حقوق مسلم انسان برخورداری از آزادی فکری ا ست که باید از سوی دیگران مورد احترام قرار گیرد ، احترام به اندیشه و فکر دیگران را از امام رضا علیه السلام بیاموزیم که حتی به طرف مناظره خود نیز احترام می گذاشت و حتی اگر اطرافیان و افراد ناظر بر مناظره، طرف مناظره آن حضرت را به تمسخر می گرفتند آنها را دعوت به ملایمت می نمود، جریان آنچه که در مناظره میان امام و سلیمان مروزی رخ داد، نمونه ای از این واقعیت است . آنگاه که امام علیه السلام تمام راه های جواب را بر سلیمان بست و سلیمان شروع به تناقض گویی کرد ، همه حاضران به سلیمان خندیدند اما امام آنها را از این کار نهی کرد و فرمود: نسبت به سلیمان ملایمت به خرج دهند.

3- حفظ کرامت در خانواده
خانواده از جمله مواردی است که نباید از حفظ کرامت در آن غفلت کرد موارد زیر بخشی از خانواده است که حفظ کرامت در آن بایستگی مضاعف دارد .

حرمت نهادن به والدین
در آموزه های اسلامی پدران و مادران از احترامی ویژه برخوردارند تاجایی که قرآن کریم نیکی به آنان را در کنار اصل یکتاپرستی قرار داده ، می فرماید: و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا.
امام رضا علیه السلام در ذیل ایه ان اشکر لی و لوالدیک   پذیرش سپاس برای خداوند بزرگ را در گرو سپاسگزاری افراد برای پدر و مادر دانسته می فرماید : … وامر بالشکر له وللوالدین، فمن لم یشکر والدیه یشکر الله؛ خدا به سپاسگزاری برای خود و برای پدر و مادر سفارش نموده است پس کسی که از پدر و مادرش قدردانی نکند، در حقیقت از خدا قدردانی نکرده است .
آن حضرت در جایی دیگر، در تفکیک حقوق پدر و مادر، ابتدا ضرورت اطاعت از پدر و حفظ کرامت او را گوشزد کرده ، می فرماید: علیک بطاعه الاب و بره  و التواضع  الخضوع و الاعظام و الاکرام له، و خفض الصوت بحضرته… تابعوهم فی الدینا احسن المتابعه بالبر، و بعد الموت بالدعاء لهم و الرحمه علیهم. من بر اباه فی حیاته و لم یدع له بعد وفاته سماه الله عاقا؛  بر تو باد که پدرت را اطاعت و نیکی نمایی در برابر او تواضع و خضوع به خرج دهی او را بزرگ شماری و اکرام کنی در نزد او صدای خود را آهسته گردانی ؛ … در دنیا با بهترین صورت ممکن پدران خود را اطاعت نمایید و پس از مرگ، آنان را دعا کرده و برایشان طلب رحمت نمایید . کسی که در حیات پدر، به او نیکی نماید، ولی پس از مرگش او را دعا نکند، خداوند وی را عاق پدر می نامد. و سپس در ادامه همین سخن نورانی، به ضرورت تکریم مادران پرداخته می فرماید:
واعلم ان حق الام الزم الحقوق و اوجبها، لانها حملت حیث لا یحمل احد احدا،… رضیت بان تجوع و یشبع ولدها، و تظما و یروی، و تعری و یکتسی، و یظل و تضحی ، فلیکن الشکر لها و البر و الرفق بها علی قدر ذلک؛  بدان که حق مادر لازم ترین و واجب ترین حقوق است ؛ زیرا این مادر است که انچه دیگران تحملش را ندارند تحمل می کند، …. او به این رضایت داده است که خود گرسنگی را تحمل کند تا فرزندش سیر گردد، تشنگی را تحمل کند تا کودکش سیرآب شود، برهنه می ماند تا فرزندش پوشانده شود بر فرزندش سایه می اندازد و خود گرمای افتاب را تحمل می کند، پس باید به اندازه زحمت مادر، از او تقدیر به عمل آورد به او نیکی نمود و با او مدارا کرد.

خودآرایی در خانواده
یکی از مصادیق حفظ کرامت در خانواده، ضرورت خودآرایی مردان برای همسران خود است . امام رضا علیه السلام پیش از آنکه این دستور اخلاقی در خا نوده را به دیگران تعلیم دهد آن را عملی ساخته است . ابن جهم می گوید: نزد امام رضا علیه السلام رفتم دیدم آن حضرت، موهایش را خضاب کرده است از روی تعجب گفتم: فدایت شوم موهایت را رنگ زدی؟! حضرت فرمود:
این التهیئه مما یزید فی عفه النساء، و لقد ترک النساء العفه بترک ازواجهن التهیئه. ثم قال: ایسرک ان تراها علی ما تراک علیه اذا کنت علی غیر تهیئه؟ قلت: لا ، قال : فهو ذاک؛ بی گمان امادگی مردان از جمله چیزهایی است که عفت زنان را فزونی می بخشد، زنانی که پاک دامنی را وا نهاده اند، به این دلیل است که شوهرانشان آمادگی و خودآرایی را ترک نموده اند. سپس فرمود: آیا دوست داری همسرت را چون خود بی آرایش ببینی؟ نه امام فرمود: آماده نبودن همین است.
آن حضرت در تاکید بر ضرورت خودآرایی مردان در خانواده فرمود: انها تشتهی منک مثل الذی تشتهی منها؛ زن نیز از مرد همان را انتظار دارد که مرد از او دارد .

پرهیز از زحمت به خانواده در دعوت مهمان
امام رضا علیه السلام در این باره که مرد نباید برای مهمان، خانواده خود را به زحمت اندازد، به نقل از امام علی علیه السلام فرمود:
انه دعاه رجل ، فقال له : قد اجبتک علی ان تضمن لی ثلاث خصال؛ قال: و ما هی یا امیرالمومنین ؟ قال: لا تدخل علی شیئا من خارج و لا تدخر عنی شیئا فی البیت و لا تجحف بالعیال؛ مردی آن حضرت را به مهمانی دعوت کرد آن حضرت فرمود: دعوت شما را می پذیرم مشروط بر اینکه قول بدهی سه چیز انجام ندهی . او گفت : آنها کدام اند؟ فرمود: اولا برای پذیرایی از من چیزی از بیرون تهیه نشود (آنچه در منزل باشد بر سر سفره آورده شود) ثانیا: آنچه در خانه داری از من دریغ نورزی. ثالثا: به زن و فرزندانت اجحاف نکنی (آنان را برای پذیرایی از من به زحمت نیندازی)

4- رعایت حقوق همسایگان
از بدیهی ترین حقوق شهروندی، رعایت حقوق همسایگی است . قرآن کریم در اشاره به این حق، ضرورت نیکی به همسایگان و رعایت حقوق آنان را بعد از ضرورت پرستش خدا، آن را در کنار احسان به والدین آورده، می فرماید: واعبدوالله و لا تشرکوا به شیئا، و بالوالدین احسانا، و … الجار ذی القربی و الجار الجنب؛ خدا را بپرستید و هیچ چیزی را همتای او قرار ندهید به پدر و مادر خود و همچنین … به همسایگان نزدیک و دورتان نیکی کنید.
امام رضا علیه السلام نیز این موضوع را از نظر دور نداشته و در اشاره به ضرورت رعایت حقوق همسایگان، آن را در کنار داشتن تقوای الهی قرار داده می فرماید: علیکم بتقوی الله والورع… و حسن الجوار؛ بر شما باد به پارسایی، ترس از خدا، … و حسن هم جواری
آن حضرت در جای دیگر به میزان زشتی همسایه آزاری، اشاره کرد ، می فرماید: لیس منا من لم یامن جاره بوائقه؛ از ما نیست کسی که همسایه اش از دست او در آسایش نباشد.

5- حفظ حرمت مهمان
امام رضا علیه السلام هم آداب بایسته مهمانی و میزبانی را گوشزد کرده و هم، خود بهتر از دیگران، آنها را رعایت نموده است . آنچه در زندگی و رفتار امام رضا علیه السلام می خوانیم بخشی از این آداب است که در سیره آن حضرت تجلی یافته است :

فراهم آوردن وسیله رفت و برگشت
یکی از آداب پذیرش مهمان این است که بسته به موقعیت و شرایط جسمانی مهمان، برای ایاب و ذهاب او وسیله فراهم گردد. این را از امام رضا علیه السلام بیاموزیم که احمد بن ابی نصر بزنطی می گوید:
آنگاه که امام رضا علیه السلام مرا به منزل خود دعوت نمود، برای من مرکبی فرستاد که با آن به خدمت آن حضرت   شرفیاب شدم و در هنگام بازگشت چون پاسی از شب گذشته و دیر شده بود امام فرمود: اکنون دیر شده، اگر مشکلی نیست امشب نزد ما بمان و فردا صبح تشریف ببر، پیشنهاد امام را پذیرفته ، آن شب در منزل امام ماندم . حضرت در هنگام خواب دستور داد تا رختخوابی مخصوص برای من بگسترانند و ملافه ای مخصوص روی من بکشند.

عدم توقع کار از مهمان
مطلب دیگری که به ضرورت حفظ کرامت مهمان بر می گردد عدم توقع کار از مهمان است . راوی در این باره می گوید:
نزل بابی  الحسن الرضا علیه السلام ضیف، و کان جالسا عنده یحدثه فی بعض اللیل فتغیر السراج، فمد الرجل یده لیصلحه، فزبره ابوالحسن علیه السلام، ثم بادره بنفسه فاصلحه، ثم قال له: انا قوم لا نستخدم اضیافنا؛ مهمانی بر امام رضا علیه السلام وارد شد و تا پاسی از شب در نزد آن حضرت نشسته بود و سخن می گفت که ناگهان نظم چراغ به هم خور همین که مهمان برای اصلاح چراغ دست بالا زد، امام او را از این کار بازداشت و خود به اصلاح آن مبادرت کرد و سپس فرمود: ما خاندان، قومی هستیم که هرگز مهمان خویش را به کاری وا نمی داریم.

بدرقه مهمان
از آن رو که  اسلام برای مهمان شان و منزلتی ویژه قائل است ، برای حفظ منزلت او آدابی بیان داشته است بدرقه مهمان از جمله این آداب است . امام رضا علیه السلام در اشاره به این ادب از آداب مهمانی، فرمود: من حق الضیف ان تمشی معه، فتخرجه من حریمک الی الباب، از حقوق مهمان آن است که در هنگام رفتن، او را بدرقه کرده تا بیرون از خانه خود راهنمایی کنی.

6- آراستن خود برای حرمت نهادن به دیگران
از آن رو که انسان موجودی اجتماعی است و اساس زندگی او بر آمیزش و معاشرت نهاده شده است ؛ شریعت اسلام به آنچه که به حفظ حرمت دیگران می انجامد سفارش نموده است رعایت تمیزی و آراستگی از جمله این توصیه هاست؛ اگر شخصی به فکر آسایش و آبروی خود نیست باید به فکر آنهایی باشد که با آنان آمیزش داشته و قرار است با آنان مصافحه یا معانقه نمایند.
بایستگی رعایت این اصل را از امام رضا علیه السلام بیاموزیم که فرمود: لا تترکوا الطیب فی کل یوم، فان لم تقدروا فیوم و یوم، فان لم تقدروا ففی کل جمعه؛ هر روز از بوی خوش استفاده کنید و آن را ترک نکنید و اگر مقدورتان نبود روز در میان و اگر باز هم نتوانستید حداقل هر روز جمعه خود را خوشبو گردانید.
نظافت و تمیزی در هر زمان، امری بایسته است ، اما از آن رو که در مناسبت ها، ارتباط با دیگر برادران ایمانی بیشتر می شود به آراستگی تاکید شده است.

توصیه امام رضا علیه السلام به آراستگی و خودآرایی در روز ید سعید غدیر گواهی بر این مطلب است که فرمود: من تزین لیوم الغدیر غفر الله له؛ هر که خود را برای روز غدیر زینت نماید خداوند او را می بخشاید.
نه تنها آن حضرت، دیگران را به حفظ آراستگی در اجتماع توصیه می کرد بلکه خود در این باره سرآمد بود زیرا هرگاه به میان مردم می رفت، خود را می آراست اذا برز للناس تزین لهم

7- رعایت حقوق کارگران
هر چند در جوامع کنونی بشر، سازمان ها ونهادهای بین المللی و غیر آن ، با تصویب موافقت نامه ها و تدوین قوانین مختلف کارگری در حمایت از کار و حقوق کارگر تلاش نموده اند، اما در این میان مکتب اسلام پیش از دیگران و بیش از هر مکتبی به این موضوع اهمیت داده و احکام ویژه و راهکارهایی کارآمد ارائه نموده است . عظمت و منزلت کارگر، قرارداد میان کارگر و کارفرما، میزان ساعت کار و دستمزد کارگر از جمله این احکام است . امام رضا علیه السلام در این باره با الهام از دستورات دینی راهکارهایی کارآمد ارائه داده است قرارداد میان کارگر و کارفرما از جمله این راهکارهاست .
سلیمان جعفری می گوید : برای انجام کاری، خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم.  آن حضرت را بیرون از منزل دیدم که به سمت منزل در حرکت بود و من نیز با ایشان همراه شدم . همین که وارد منزل شدیم امام اندکی مکث کرد و به غلامان و کارگران که در محل نگهداری حیوانات مشغول کار بودند نگاه کرد و در میان آنان مردی سیاه چهره و ناآشنا دید از خادمان پرسید این مرد کیست ؟ گفتند: او به ما کمک می کند و در پایان کار، مزدش را خواهیم پرداخت، فرمود: آیا مزدش را تعیین کرده اید ؟ گفتند تعیین نکرده ایم ، ولی او توقع زیادی ندارد و هرچه بدهیم راضی است . امام برآشفت و فرمود مگر شما را نهی نکردم که بدون تعیین مزد، کسی را به کار نگیرید؟ و بعد رو به من کرد و فرمود:
واعلم انه ما من احد یعمل لک شیئا بغیر مقاطعه، ثم زدته لذلک الشیء ثلاثه اضعافه علی اجرته الا ظن انه قد نقصته اجرته، فاذا قاطعته ثم اعطیته اجرته حمدک علی الوفاء فان زدته حبه عرف ذلک و یری انک قد زدته؛ بدان که اگر کسی بدون تعیین مزد، به کاری برای شما مشغول گردد و در آخر، مز او را سه برابر هم بپردازی باز گمان می برد که حق او را ادا نکرده ای و لی اگر مزدش را تعیین کنید و آن را به همان اندازه تعیین شده بپردازید شما را به این دلی که حقش را پرداختید می ستاید و اگر چیزی اضافه دهید خواهد فهمید که بیشتر از حقش به او بخشیده اید .

8- حفظ شخصیت زیردستان
بدیهی است افرادی همچون خا دمان، غلامان، محافظان، سرایداران و مانند آنها، هرچند در مرحله ای فرودست قرار دارند ولی آنها نیز انسان بوه و از کرامت و منزلت ویژه خود برخوردارند از این رو لازم است به احساسات  آنان احترام گذاشته شود و منزلت و شخصیت آنان حفظ و حقوقشان رعایت گردد.
امام رضا علیه السلام با آنکه از مقام معنوی امامت و از پست سیاسی ولایتعهدی برخوردار بود با زیردستان خود رفتاری انسانی و اسلامی داشت و همواره منزلت و کرامت آنان را حفظ می کرد . یاسر خادم در این باره می گوید :
قال لنا ابوالحسن علیه السلام : ان قمت علی رووسکم و انتم تاکلون فلا تقوموا حتی تفرغوا، و لربما دعا بعضنا فیقال: هم یاکلون فیقول: دعوهم حتی یفرغوا: امام رضا علیه السلام به ما فرمود: هنگامی که به خوردن غذا مشغولید، حتی اگر من بالای سر شما ایستاده باشم از جای خود برنخیزید، از این رو آن گاه که آن حضرت ، یکی از ما غلامان را صدا می زد و اظهار می داشتند که او دارد غذا می خورد، می فرمود: به حال خود بگذارید تا غذایش را بخورد.

9- حفظ کرامت نیازمندان
امام رضا علیه السلام از حفظ کرامت فقرا نیز غافل نبود، چنان که در این باره فرمود:
من لقی فقیرا مسلما فسلم علیه خلاف سلامه علی الغنی لقی الله عزوجل یوم القیامه و هو علیه غضبان؛ کسی که با مسلمانی تهی دست رو به رو شود و به کمتر از سلامی که بر ثروتمند می دهد بر او سلام دهد در قیامت خدا را در حالی که بر او خشم گرفته است ملاقات خواهد کرد .
یسیع بن حمزه گوید : جمع زیادی در محضر امام رضا علیه السلام با آن حضرت گفتگو می کردیم . در این وقت مردی وارد شد سلام داد و گفت : یابن رسول الله مردی خراسانی ام از حج بر می گردم و به خراسان می روم . ولی پول کم آوردم. مبلغی کمک کن، وقتی به وطن خود رسیدن آن را از طرف شما صدقه می دهم . آن حضرت برخاست و به اندرون رفت و پس از چند لحظه پشت در آمد، دست خود را بیرون آورد و بدون آنکه آن مرد را ببیند فرمود: بیا این مبلغ را بگیر و در سفر خود خرج کن و لازم نیست از طرف من صدقه بدهی. پس از انکه ان مرد رفت دوباره امام به نزد ما آمد، از آن حضرت پرسیدم : شما که به آن مرد احسان کردید چرا از پشت در، دست خود را بیرون آوردید و خود بیرون نیامدید؟ آن حضرت فرمود: نحن اهل بیت لا نری ذل السوال فی وجه السائل؛ ما خاندانی هستیم که نمی توانیم خواری سوال را در چهره متقاضی کمک بنگریم .

10- حقوق اقلیت ها
اقلیت های دینی با هر ایده و عقیده ای که باشند دارای کرامت و ارزش های نفسانی می باشند که لازم است از سوی دیگران حفظ شود تا آنان نیز بتوانند در جامعه زندگی کنند و در مسیر اهداف خود گام بردارند . در این میان اسلام بیش از هر مکتبی به تعامل با اقلیت ها اهمیت داده و برای حفظ کرامت و حقوق آنان دستوراتی سازنده که به حفظ کرامت آنان می انجامد ارائه داده است . گفتار و رفتار امام رضا علیه السلام در این باره نمونه ای از این تعامل است که در سیره آن امام رئوف جلوه ای خاص یافته است :
یاسر خادم می گوید : نامه ای از نیشابور به مامون رسید به این مضمون که مردی زردشتی هنگام مرگ وصیت کرده است تا مال اورا میان نیازمندان تقسیم کنند، قاضی نیشابور اموال او را میان نیازمندان قسمت کرده است . بعد از آنکه مامون از این ماجرا آگاه شد  نتوانست به آن پاسخ دهد، حکم آن را از امام رضا علیه السلام پرسید، امام درجواب فرمود:
ان المجوس لا یتصدقون علی فقراء المسلمین فاکتب الیه ان یخرج بقدر ذلک من صدقات المسلمین، فیتصدق به علی فقراء المجوس؛ زرتشتیان هرگز برای مسلمانان وصیت نکرده و صدقه نمی دهند، نامه ای به قاضی نیشابور بنویس تا به مقدار مال او از بیت المال برداشته و آن را میان نیازمندان زرتشتی قسمت کند.
ریان بن شبیب نیز می گوید : از امام رضا علیه السلام پرسیدم: خواهرم برای گروهی از مسیحیان وصیت کرده است که مالی را به آنان بدهم ولی آیا من مجازم آن مبلغ را میان مسلمانان تقسیم کنم ؟ آن حضرت فرمود: امض الوصیه علی ما اوصت به، قال الله تبارک و تعالی: فمن بدله بعد ما سمعه فانما ائمه علی الذین یبدلونه؛  وصیت را همان طور که او وصیت کرده اجرا کن زیرا این سخن خداوند متعال است که فرمود: هر کس آن وصیت را بعد از شنیدنش تغییر دهد گناهش بر گردن کسانی است که آن را تغییر دهند.

جمع بندی و نتیجه گیری
حقوق بشر که امروزه همگان از ان دم می زنند هم در قرآن، این کتاب آسمانی آمده و هم، در سخنان و رفتار رهبران دینی و اسلامی نمود پیدا کرده است . این مقاله توفیق یافته تا با ذکر برخی آیات قرآن کریم ، کلیاتی از حقوق بشر را که با هر فکر و ایده ای سازگار است به نمایش بگذارد و سپس در ادامه با مراجعه به سیره و تعالیم امام رضا علیه السلام ، این کلیات را ریز کرده و بخشی از حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی را به طور ملموس و عینی ذکر نماید . برابری حقوق انسان، آزادی فکر و اندیشه ، رعایت حقوق کارگران، حفظ شخصیت زیردستان، کرامت نیازمندان و حقوق اقلیت ها و مانند آن از جمله مباحثی است که با مراجعه به تعالیم امام رضا علیه السلام در این مختصر از آن بحث و گفتگو شده است .

کتاب نامه
1- قرآن کریم
2- ابن بابویه قمی ، علی بن حسین (والد شیخ صدوق) ، فقه الرضا ، مشهد ، کنگره جهانی امام رضا (ع) ، چاپ اول ، 1406 ق
3- ابن بابویه قمی ، علی بن علی (شیخ صدوق) ، عیون اخبار الرضا ، بیروت ، موسسه اعلمی ، چاپ اول ، 1404 ق
4- ابن بابویه قمی ، محمد بن علی (شیخ صدوق) ، الخصال ، قم ، جامعه مدرسین ، بی تا
5- ابن طاوس ، علی بن موسی ، اقبال الاعمال ، تهران ، مکتب الاعلام الاسلامی ، چاپ اول ، 1415 ق
6- حر عاملی ، محمد بن حسن ، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه ، بیروت ، دار احیای العربی ، چاپ پنجم ، 1403 ق
7- طوسی ، محمد بن حسن (شیخ طوسی) تهذیب الاحکام ، تهران ، دارالکتب الاسلامی ، چاپ چهارم ، 1365 ش
8- عطاردی ، عزیز الله ، مسند امام رضا ، مشهد ، کنگره جهانی امام  رضا (ع) ، 1406 ق
9- کلینی ، محمد بن یعقوب ، الکافی ، بیروت ، دار التعاریف ، چاپ سوم ، 1401 ق
10- مجلسی ، محمدباقر ، بحارالانوار ، بیروت ، دار احیاء التراث العربی ، چاپ سوم ، 1403 ق
11- نجفی ، عبدالحمید شمس الدین ، مناظرات ستاره هشتم ولایت حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، ص 110-143
12- نوری ، حسین ، مستدرک الوسائل ، بیروت ، آل البیت ، چاپ دوم ، 1408 ق

 





طبقه بندی: مظلومیت مطلق، بصیرت، سیاسی، مذهبی، وتعاون علی البر والتقوی، شهدا،

تاریخ : شنبه 14 مرداد 1396 | 09:37 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات

نامه های کوفیان به امام حسین(ع)


بزرگان کوفه نامه را به وسیله عبداللّه بن مسمع همدانی و عبدالله بن وال تیمی فرستادند و از آنان خواستند هرچه زودتر نامه را به امام برسانند. نامه در دهم رمضان و در شهر مکه به دست امام حسین(ع) رسید.[۷]

نامه دوم

دو روز پس از فرستادن نامه اول، مردم کوفه قیس بن مسهر صیداوی و عبدالرحمان بن عبدالله ارحبی و عمارة بن عبد سلولی را به همراه ۱۵۰ نامه نزد امام حسین(ع) فرستادند. برخی از این نامه‌ها تنها از سوی یک نفر نوشته شده بود و برخی دیگر از سوی دو نفر یا چهار نفر بود.[۸]

نامه سوم

کوفیان دو روز پس از آن هانی بن هانی سبیعی و سعید بن عبداللّه حنفی را به سوی امام حسین(ع) روانه کردند و با آنان نامه‌ای برای او فرستادند که در آن آمده بود:

«بسم اللّه الرحمن الرحیم. نامه‌ای است به حسین بن علی از سوی شیعیان او از مؤمنان و مسلمانان. امّا بعد، بشتاب زیرا که مردم منتظر شما هستند و همه بر شما اتفاق نظر دارند، پس بشتاب بشتاب! و باز بشتاب بشتاب! و السلام.»[۹]

نامه چهارم

شبث بن ربعی، حجار بن ابجر، یزید بن حارث بن رویم، عروة بن قیس، عمرو بن حجاج زبیدی و محمد بن عمیر تمیمی برای آن حضرت نامه نوشتند که:

«باغ‌ها سرسبز گشته و میوه‌ها رسیده است، پس هرگاه که اراده کردی بیا که سربازان آماده برای یاری تو در انتظار نشسته‌اند، والسلام.»[۱۰]

پاسخ امام حسین به مردم کوفه

فرستادگان همه نزد حضرت جمع شدند و حضرت نامه‌ها را خواند و احوال مردم را از فرستادگان جویا شد. آنگاه نامه‌ای نوشت و به همراه هانی بن هانی سبیعی و سعید بن عبدالله حنفی که آخرین فرستادگان بودند، فرستاد. متن نامه از این قرار بود:

بسم اللّه الرحمن الرحیم، از حسین بن علی به جمعیت مسلمانان و مؤمنان.
امّا بعد، هانی و سعید همراه با نامه‌های شما نزد من آمدند و آنان آخرین فرستادگان شما بودند که نزد من آمدند، و من دریافتم آنچه را بازگو کردید و یادآور شدید و سخن اکثر شما که «ما امامی نداریم پس به سوی ما بیا تا شاید خداوند به وسیله تو ما را بر حق و هدایت گرد آورد». اکنون من برادرم و پسر عمویم و فرد مورد اعتمادم از میان خاندانم را به سوی شما می‌فرستم. اگر برایم بنویسد که رأی و نظر اکثر شما و خردمندان و بزرگانتان مطابقت دارد با آنچه فرستادگان شما خبر دادند و در نامه‌هایتان خواندم، به زودی به سوی شما خواهم آمد ان شاء اللّه، که به جان خودم سوگند امام کسی نیست جز آن کس که مطابق کتاب خدا حکم براند و به عدل و قسط به پا خیزد و به دین حق پایبند باشد و خود را به آنچه که خداوند گفته و دستور داده مقید کند، والسلام.[۱۱]

اعزام مسلم بن عقیل به کوفه

نوشتار اصلی: مسلم بن عقیل

امام حسین(ع) مسلم بن عقیل بن ابی طالب را خواست و او را همراه قِیس بن مُسَهَّر صیداوی، عمارة بن عبد سلولی و عبدالرحمان بن عبدالله ارحبی فرستاد و به وی دستور داد تقوا پیشه کند و کارش را پوشیده بدارد و با مردم مدارا کند؛ پس اگر دید مردم اتفاق نظر و همبستگی لازم را دارند، به سرعت به آن حضرت اطلاع دهد.[۱۲]




طبقه بندی: مظلومیت مطلق، شهدا، مذهبی،
برچسب ها: امه نوشتن مسلم ابن عقیل به امام حسین ع وخبریاری اهل کوفه 12ذیقعده،

تاریخ : شنبه 14 مرداد 1396 | 09:29 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات







طبقه بندی: بصیرت، سیاسی،

تاریخ : شنبه 14 مرداد 1396 | 08:40 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات
نتیجه تصویری برای تصاویرمتحرک میلادامام زضاع


نتیجه تصویری برای تصاویرمتحرک میلادامام زضاع     

نتیجه تصویری برای تصاویرمتحرک میلادامام زضاع


نتیجه تصویری برای تصاویرمتحرک میلادامام زضاع





هل حدیث اخلاقی از امام رضا علیه السلام :



امام رضا

 

1- سه ویژگى برجسته مؤمن

لا یَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِنًا حَتّى تَكُونَ فیهِ ثَلاثُ خِصال:1ـ سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ. 2ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِیِّهِ. 3ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِیِّهِ. فَأَمَّا السُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ فَكِتْمانُ سِرِّهِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ نَبِیِّهِ فَمُداراةُ النّاسِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ وَلِیِّهِ فَالصَّبْرُ فِى الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ.

 

مؤمن، مؤمن واقعى نیست، مگر آن كه سه خصلت در او باشد:سنّتى از پروردگارش و سنّتى از پیامبرش و سنّتى از امامش. امّا سنّت پروردگارش، پوشاندن راز خود است،امّا سنّت پیغمبرش، مدارا و نرم رفتارى با مردم است،امّا سنّت امامش، صبر كردن در زمان تنگدستى و پریشان حالى است.

 

2- پاداش نیكى پنهانى و سزاى افشا كننده بدى

« أَلْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ یَعْدِلُ سَبْعینَ حَسَنَةً، وَ الْمُذیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُولٌ، وَالْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ ».

پنهان كننده كار نیك [پاداشش] برابر هفتاد حسنه است، و آشكاركننده كار بد سرافكنده است، و پنهان كننده كار بد آمرزیده است.

 

3- نظافت

« مِنْ أَخْلاقِ الأَنْبِیاءِ التَّنَظُّفُ ».

از اخلاق پیامبران، نظافت و پاكیزگى است.

 

4- امین و امیننما

« لَمْ یَخُنْكَ الاَْمینُ وَ لكِنِ ائْتَمَنْتَ الْخائِنَ ».

امین به تو خیانت نكرده [و نمىكند] و لیكن [تو] خائن را امین تصوّر نموده اى.

 

5- مقام برادر بزرگتر

« أَلاَْخُ الاَْكْبَرُ بِمَنْزِلَةِ الاَْبِ ».

برادر بزرگتر به منزله پدر است.

 

6- دوست و دشمن هر كس

« صَدیقُ كُلِّ امْرِء عَقْلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهْلُهُ ».

دوست هر كس عقل او، و دشمنش جهل اوست.

 

7- نام بردن با احترام

« إِذا ذَكَرْتَ الرَّجُلَ وَهُوَ حاضِرٌ فَكَنِّهِ، وَ إِذا كَانَ غائِباً فَسَمِّه ».

چون شخص حاضرى را نام برى [براى احترام] كنیه او را بگو و اگر غائب باشد نامش را بگو.

 

8- بدى قیل و قال

« إِنَّ اللّهَ یُبْغِضُ الْقیلَ وَ الْقالَ وَ إضاعَةَ الْمالِ وَ كَثْرَةَ السُّؤالِ ».

به درستى كه خداوند، داد و فریاد و تلف كردن مال و پُرخواهشى را دشمن مىدارد.

 

9- ویژگیهاى دهگانه عاقل

« لا یَتِمُّ عَقْلُ امْرِء مُسْلِم حَتّى تَكُونَ فیهِ عَشْرُ خِصال: أَلْخَیْرُ مِنْهُ مَأمُولٌ. وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ. یَسْتَكْثِرُ قَلیلَ الْخَیْرِ مِنْ غَیْرِهِ، وَ یَسْتَقِلُّ كَثیرَ الْخَیْرِ مِنْ نَفْسِهِ. لا یَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْحَوائِجِ إِلَیْهِ، وَ لا یَمَلُّ مِنْ طَلَبِ الْعِلْمِ طُولَ دَهْرِهِ. أَلْفَقْرُ فِى اللّهِ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الْغِنى. وَ الذُّلُّ فىِ اللّهِ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الْعِزِّ فى عَدُوِّهِ. وَ الْخُمُولُ أَشْهى إِلَیْهِ مِنَ الشُّهْرَةِ. ثُمَّ قالَ(علیه السلام): أَلْعاشِرَةُ وَ مَا الْعاشِرَةُ؟ قیلَ لَهُ: ما هِىَ؟ قالَ(علیه السلام): لا یَرى أَحَدًا إِلاّ قالَ: هُوَ خَیْرٌ مِنّى وَ أَتْقى ».

 

عقل شخص مسلمان تمام نیست، مگر این كه ده خصلت را دارا باشد:1ـ از او امید خیر باشد. 2ـ از بدى او در امان باشند. 3ـ خیر اندك دیگرى را بسیار شمارد. 4ـ خیر بسیار خود را اندك شمارد. 5ـ هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود. 6ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود. 7ـ فقر در راه خدایش از توانگرى محبوبتر باشد. 8ـ خوارى در راه خدایش از عزّت با دشمنش محبوبتر باشد. 9ـ گمنامى را از پرنامى خواهانتر باشد. 10ـ سپس فرمود: دهمى چیست و چیست دهمى؟ به او گفته شد: چیست؟ فرمود: احدى را ننگرد جز این كه بگوید او از من بهتر و پرهیزكارتر است.

 

 بیشتر بخوانید: زندگینامه امام رضا (ع)

 

10- نشانه سِفله

« سُئِلَ الرِّضا(علیه السلام) عَنِ السِّفْلَةِ فَقالَ(علیه السلام):مَنْ كانَ لَهُ شَىْءٌ یُلْهیهِ عَنِ اللّهِ ».

از امام رضا(علیه السلام) سؤال شد: سفله كیست؟فرمود: آن كه چیزى دارد كه از [یاد] خدا بازش دارد.

 

11- ایمان، تقوا و یقین

« إِنَّ الاِْیمانَ أَفْضَلُ مِنَ الاٌِسْلامِ بِدَرَجَه، وَ التَّقْوى أَفْضَلُ مِنَ الاِْیمانِ بِدَرَجَة وَ لَمْ یُعطَ بَنُو آدَمَ أَفْضَلَ مِنَ الْیَقینِ ».

ایمان یك درجه بالاتر از اسلام است، و تقوا یك درجه بالاتر از ایمان است و به فرزند آدم چیزى بالاتر از یقین داده نشده است.

 

12- میهمانى ازدواج

« مِنَ السُّنَّةِ إِطْعامُ الطَّعامِ عِنْدَ التَّزْویجِ ».

اطعام و میهمانى كردن براى ازدواج از سنّت است.

 

13- صله رحم با كمترین چیز

« صِلْ رَحِمَكَ وَ لَوْ بِشَرْبَة مِنْ ماء، وَ أَفْضَلُ ما تُوصَلُ بِهِ الرَّحِمُ كَفُّ الأَذى عَنْه ».

پیوند خویشاوندى را برقرار كنید گرچه با جرعه آبى باشد، و بهترین پیوند خویشاوندى، خوددارى از آزار خویشاوندان است.

 

14- سلاح پیامبران

« عَنِ الرِّضا(علیه السلام) أَنَّهُ كانَ یَقُولُ لاَِصْحابِهِ: عَلَیْكُمْ بِسِلاحِ الاَْنْبِیاءِ، فَقیلَ: وَ ما سِلاحُ الاَْنْبِیاءِ؟ قالَ: أَلدُّعاءُ ».

حضرت رضا(علیه السلام) همیشه به اصحاب خود مىفرمود: بر شما باد به اسلحه پیامبران، گفته شد: اسلحه پیامبران چیست؟ فرمود: دعا.

 

15- نشانه هاى فهم

« إِنَّ مِنْ عَلاماتِ الْفِقْهِ: أَلْحِلْمُ وَ الْعِلْمُ، وَ الصَّمْتُ بابٌ مِنْ أَبْوابِ الْحِكْمَةِ إِنَّ الصَّمْتَ یَكْسِبُ الَْمحَبَّةَ، إِنَّهُ دَلیلٌ عَلى كُلِّ خَیْر ».

از نشانه هاى دین فهمى، حلم و علم است، و خاموشى درى از درهاى حكمت است. خاموشى و سكوت، دوستىآور و راهنماى هر كار خیرى است.

 

16- گوشه گیرى و سكوت

« یَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ تَكُونُ الْعافِیَةُ فیهِ عَشَرَةَ أَجْزاء: تِسْعَةٌ مِنْها فى إِعْتِزالِ النّاسِ وَ واحِدٌ فِى الصَّمْتِ ».

زمانى بر مردم خواهد آمد كه در آن عافیت ده جزء است كه نُه جزء آن در كناره گیرى از مردم و یك جزء آن در خاموشى است.

 

17- حقیقت توكّل

« سُئِلَ الرِّضا(علیه السلام): عَنْ حَدِّ التَّوَكُّلِّ؟ فَقالَ(علیه السلام): أَنْ لا تَخافَ أحَدًا إِلاَّاللّهَ ».

از امام رضا(علیه السلام) از حقیقت توكّل سؤال شد.

فرمود: این كه جز خدا از كسى نترسى.

 

18- بدترین مردم

« إِنَّ شَرَّ النّاسِ مَنْ مَنَعَ رِفْدَهُ وَ أَكَلَ وَحْدَهُ وَ جَلَدَ عَبْدَهُ ».

به راستى كه بدترین مردم كسى است كه یارىاش را [از مردم] باز دارد و تنها بخورد و زیردستش را بزند.

 

19- زمامداران را وفایى نیست

« لَیْسَ لِبَخیل راحَةٌ، وَ لا لِحَسُود لَذَّةٌ، وَ لا لِمُـلـُوك وَفاءٌ وَ لا لِكَذُوب مُرُوَّةٌ ».

بخیل را آسایشى نیست و حسود را خوشى و لذّتى نیست و زمامدار را وفایى نیست و دروغگو را مروّت و مردانگى نیست.

 

20- دست بوسى نه!

« لا یُقَبِّلُ الرَّجُلُ یَدَ الرَّجُلِ، فَإِنَّ قُبْلَةَ یَدِهِ كَالصَّلاةِ لَهُ ».

كسى دست كسى را نمىبوسد، زیرا بوسیدن دست او مانند نماز خواندن براى اوست.

 

21- حُسن ظنّ به خدا

« أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللّهِ، فَإِنَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللّهِ كانَ عِنْدَ ظَنِّهِ وَ مَنْ رَضِىَ بِالْقَلیلِ مِنَ الرِّزْقِ قُبِلَ مِنْهُ الْیَسیرُ مِنَ الْعَمَلِ. وَ مَنْ رَضِىَ بِالْیَسیرِ مِنَ الْحَلالِ خَفَّتْ مَؤُونَتُهُ وَ نُعِّمَ أَهْلُهُ وَ بَصَّرَهُ اللّهُ دارَ الدُّنْیا وَ دَواءَها وَ أَخْرَجَهُ مِنْها سالِمًا إِلى دارِالسَّلامِ ».

به خداوند خوشبین باش، زیرا هر كه به خدا خوشبین باشد، خدا با گمانِ خوشِ او همراه است، و هر كه به رزق و روزى اندك خشنودباشد، خداوند به كردار اندك او خشنود باشد، و هر كه به اندك از روزى حلال خشنود باشد، بارش سبك و خانواده اش در نعمت باشد و خداوند او را به درد دنیا و دوایش بینا سازد و او را از دنیا به سلامت به دارالسّلامِ بهشت رساند.

 

 بیشتر بخوانید: این ختم را هدیه به امام رضا(ع) کنید تا حاجت بگیرید

 

22- اركان ایمان

« أَلاْیمانُ أَرْبَعَةُ أَرْكان: أَلتَّوَكُّلُ عَلَى اللّهِ، وَ الرِّضا بِقَضاءِ اللّهِ وَ التَّسْلیمُ لاَِمْرِاللّهِ، وَ التَّفْویضُ إِلَى اللّهِ ».

ایمان چهار ركن دارد: 1ـ توكّل بر خدا 2ـ رضا به قضاى خدا 3ـ تسلیم به امر خدا4ـ واگذاشتن كار به خدا.

 

23- بهترین بندگان خدا

« سُئِلَ عَلَیْهِ السَّلامُ عَنْ خِیارِ الْعبادِ؟ فَقالَ(علیه السلام):أَلَّذینَ إِذا أَحْسَنُوا إِسْتَبْشَرُوا، وَ إِذا أَساؤُوا إِسْتَغْفَرُوا وَ إِذا أُعْطُوا شَكَرُوا، وَ إِذا أُبْتِلُوا صَبَرُوا، وَ إِذا غَضِبُوا عَفَوْ ».

از امام رضا(علیه السلام) درباره بهترین بندگان سؤال شد.

فرمود: آنان كه هر گاه نیكى كنند خوشحال شوند، و هرگاه بدى كنند آمرزش خواهند، و هر گاه عطا شوند شكر گزارند و هر گاه بلا بینند صبر كنند، و هر گاه خشم كنند درگذرند.

 

24- تحقیر فقیر

« مَنْ لَقِىَ فَقیرًا مُسْلِمًا فَسَلَّمَ عَلَیْهِ خِلافَ سَلامِهِ عَلَى الاَْغْنِیاءِ لَقَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ یَوْمَ الْقِیمَةِ وَ هُوَ عَلَیْهِ غَضْبانُ ».

كسى كه فقیر مسلمانى را ملاقات نماید و بر خلاف سلام كردنش بر اغنیا بر او سلام كند، در روز قیامت در حالى خدا را ملاقات نماید كه بر او خشمگین باشد.

 

25- عیش دنیا

« سُئِلَ الاِْمامُ الرِّضا(علیه السلام): عَنْ عَیْشِ الدُّنْیا؟ فَقالَ: سِعَةُ الْمَنْزِلِ وَ كَثْرَةُ الُْمحِبّینَ ».

از حضرت امام رضا(علیه السلام) درباره خوشى دنیا سؤال شد. فرمود: وسعت منزل و زیادى دوستان.

 

26- آثار زیانبار حاكمان ظالم

« إِذا كَذَبَ الْوُلاةُ حُبِسَ الْمَطَرُ، وَ إِذا جارَ السُّلْطانُ هانَتِ الدَّوْلَةُ، وَ إِذا حُبِسَتِ الزَّكوةُ ماتَتِ الْمَواشى ».

زمانى كه حاكمان دروغ بگویند باران نبارد، و چون زمامدار ستم ورزد، دولت، خوار گردد. و اگر زكات اموال داده نشود چهارپایان از بین روند.

 

27- رفع اندوه از مؤمن

« مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُؤْمِن فَرَّجَ اللّهُ عَنْ قَلْبِهِ یَوْمَ القِیمَةِ ».

هر كس اندوه و مشكلى را از مؤمنى برطرف نماید، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف سازد.

 

28- بهترین اعمال بعد از واجبات

« لَیْسَ شَىْءٌ مِنَ الاَْعْمالِ عِنْدَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ بَعْدَ الْفَرائِضِ أَفْضَلَ مِنْ إِدْخالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ ».

بعد از انجام واجبات، كارى بهتر از ایجاد خوشحالى براى مؤمن، نزد خداوند بزرگ نیست.

 

29- سه چیز وابسته به سه چیز

« ثَلاثَةٌ مُوَكِّلٌ بِها ثَلاثَةٌ: تَحامُلُ الاَْیّامِ عَلى ذَوِى الاَْدَواتِ الْكامِلَةِ وَإِسْتیلاءُ الْحِرْمانِ عَلَى الْمُتَقَدَّمِ فى صَنْعَتِهِ، وَ مُعاداةُ الْعَوامِ عَلى أَهْلِ الْمَعْرِفَةِ ».

سه چیز وابسته به سه چیز است: 1ـ سختى روزگار بر كسى كه ابزار كافى دارد، 2ـ محرومیت زیاد براى كسى كه در صنعت عقب مانده باشد، 3ـ و دشمنىِ مردم عوام با اهل معرفت.

 

30- میانه روى و احسان

« عَلَیْكُمْ بِالْقَصْدِ فِى الْغِنى وَ الْفَقْرِ، وَ الْبِرِّ مِنَ الْقَلیلِ وَ الْكَثیرِ فَإِنَّ اللّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى یَعْظُمُ شِقَّةَ الـتَّمْرَةِ حَتّى یَأْتِىَ یَوْمَ الْقِیمَةِ كَجَبَلِ أُحُد ».

بر شما باد به میانهروى در فقر و ثروت، و نیكى كردن چه كم و چه زیاد، زیرا خداوند متعال در روز قیامت یك نصفه خرما را چنان بزرگ نماید كه مانند كوه اُحد باشد.

 

31- دیدار و اظهار دوستى با هم

« تَزاوَرُوا تَحابُّوا وَ تَصافَحُوا وَ لا تَحاشَمُو ».

به دیدن یكدیگر روید تا یكدیگر را دوست داشته باشید و دست یكدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.

 

32- راز پوشى در كارها

« عَلَیْكُمْ فى أُمُورِكُمْ بِالْكِتْمانِ فى أُمُورِ الدّینِ وَ الدُّنیا فَإِنَّهُ رُوِىَ « أَنَّ الاِْذاعَةَ كُفْرٌ» وَ رُوِىَ « الْمُذیعُ وَ الْقاتِلُ شَریكانِ» وَ رُوِىَ « ما تَكْتُمُهُ مِنْ عَدُوِّكَ فَلا یَقِفُ عَلَیْهِ وَلیُّكَ».:

 

بر شما باد به رازپوشى در كارهاتان در امور دین و دنیا. روایت شده كه « افشاگرى كفر است» و روایت شده « كسى كه افشاى اَسرار مىكند با قاتل شریك است» و روایت شده كه « هر چه از دشمن پنهان مىدارى، دوست توهم بر آن آگاهى نیابد».

 

33- پیمان شكنى و حیله گرى

« لا یَعْدُمُ المَرْءُ دائِرَةَ السَّوْءِ مَعَ نَكْثِ الصَّفَقَةِ، وَ لا یَعْدُمُ تَعْجیلُ الْعُقُوبَةِ مَعَ إِدِّراءِ الْبَغْىِ ».

آدمى نمىتواند از گردابهاى گرفتارى با پیمان شكنى رهایى یابد، و از چنگال عقوبت رهایى ندارد كسى كه با حیله به ستمگرى مى پردازد.

 

 بیشتر بخوانید: عکسهای قدیمی و تاریخچه حرم امام رضا (ع)

 

34- برخورد مناسب با چهار گروه

« إِصْحَبِ السُّلْطانَ بِالْحَذَرِ، وَ الصَّدیقَ بِالتَّواضُعِ، وَ الْعَدُوَّ بِالتَّحَرُّزِ وَ الْعامَّةَ بِالْبُشْرِ ».

با سلطان و زمامدار با ترس و احتیاط همراهى كن، و با دوست با تواضع و با دشمن با احتیاط، و با مردم با روى خوش.

 

35- رضایت به رزق اندك

« مَنْ رَضِىَ عَنِ اللّهِ تَعالى بِالْقَلیلِ مِنَ الرِّزْقِ رَضِىَ اللّهُ مِنْهُ بِالْقَلیلِ مِنَ الْعَمَلِ ».

هر كس به رزق و روزى كم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل كم او راضى باشد.

 

36- عقل و ادب

« أَلْعَقْلُ حِباءٌ مِنَ اللّهِ، وَ الاَْدَبُ كُلْفَةٌ فَمَنْ تَكَلَّفَ الأَدَبَ قَدَرَ عَلَیْهِ، وَ مَنْ تَكَلَّفَ الْعَقْلَ لَمْ یَزْدِدْ بِذلِكَ إِلاّ جَهْل ».

عقل، عطیّه و بخششى است از جانب خدا، و ادب داشتن، تحمّل یك مشقّت است، و هر كس با زحمت ادب را نگهدارد، قادر بر آن مىشود، امّا هر كه به زحمت بخواهد عقل را به دست آورد جز بر جهل او افزوده نمىشود.

 

37- پاداشِ تلاشگر

« إِنَّ الَّذى یَطْلُبُ مِنْ فَضْل یَكُفُّ بِهِ عِیالَهُ أَعْظَمُ أَجْرًا مِنَ الُْمجاهِدِ فى سَبیلِ اللّهِ ».

به راستى كسى كه در پى افزایش رزق و روزى است تا با آن خانواده خود را اداره كند، پاداشش از مجاهد در راه خدا بیشتر است.

 

38- به پنج كس امید نداشته باش

« خَمْسٌ مَنْ لَمْ تَكُنْ فیهِ فَلا تَرْجُوهُ لِشَىْء مِنَ الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ:مَنْ لَمْ تَعْرِفَ الْوَثاقَةَ فى أُرُومَتِهِ، وَ الكَرَمَ فى طِباعِهِ، وَ الرَّصانَةَ فى خَلْقِهِ، وَ النُّبْلَ فى نَفْسِهِ، وَ الَْمخافَةَ لِرَبِّهِ ».

پنج چیز است كه در هر كس نباشد امید چیزى از دنیا و آخرت به او نداشته باش:1ـ كسى كه در نهادش اعتماد نبینى،2ـ و كسى كه در سرشتش كَرم نیابى،3ـ و كسى كه در آفرینشش استوارى نبینى،4ـ و كسى كه در نفسش نجابت نیابى،5ـ و كسى كه از خدایش ترسناك نباشد.

 

39- پیروزىِ عفو و گذشت

« مَا التَقَتْ فِئَتانِ قَطُّ إِلاّ نُصِرَ أَعْظَمُهُما عَفْوً ».

هرگز دو گروه با هم روبه رو نمىشوند، مگر این كه نصرت و پیروزى با گروهى است كه عفو و بخشش بیشترى داشته باشد.

 

40- عمل صالح و دوستى آل محمّد

« لا تَدْعُوا الْعَمَلَ الصّالِحَ وَ الاِْجْتِهادَ فِى الْعِبادَةِ إِتِّكالاً عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّد(علیهم السلام) وَ لا تَدْعُوا حُبَّ آلِ مُحَمَّد(علیهم السلام)لاَِمْرِهِمْ إِتِّكالاً عَلَى الْعِبادَةِ فَإِنَّهُ لا یُقْبَلُ أَحَدُهُما دُونَ الاْخَرِ ».

مبادا اعمال نیك را به اتّكاى دوستى آل محمّد(علیهم السلام) رها كنید، و مبادا دوستى آل محمّد(علیهم السلام) را به اتّكاى اعمال صالح از دست بدهید، زیرا هیچ كدام از این دو، به تنهایى پذیرفته نمىشود.





طبقه بندی: مظلومیت مطلق، مذهبی، سیاسی، بصیرت،
برچسب ها: میلا دنورمبارک،

تاریخ : پنجشنبه 12 مرداد 1396 | 10:57 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات

روز اهدای خون

blood donation day 1 روز اهدای خون

مقدمه ای بر تاریخچه اهدای خون

 در مرداد سال 1353 شمسی سازمان انتقال خون ایران با هدف سامان بخشیدن به وضع آشفته خون رسانی و به منظور ترویج فرهنگ اهدا، تهیه و تأمین خون و فرآورده های سالم و مطمئن و رایگان برای رفع نیاز بیماران نیازمند، به خصوص مبتلایان به تالاسمی، هموفیلی و لوسمی به وجود آمد.

 از آن تاریخ به بعد، سالروز تأسیس این سازمان در نهم مرداد ماه، به عنوان روز اهدای خون نام گذاری شده است. جمع آوری خون از داوطلبانِ اهدای خون، و آماده سازی آن برای نجات بیماران و مصدومین، ایجاد پایگاه در بیمارستان ها و واحدهای سیار و ثابت جهت تهیه خون، ثبت اطلاعات لازم به منظور دعوت برای اهدای خون به هنگام ضرورت و توزیع خون و فرآورده های آن به مراکز درمانی و بیمارستان ها و ….. از جمله کارهای سازمان انتقال خون ایران می باشد.

 طبق گفته کارشناسان، هر فرد بالغ (بین 17 تا 65 سال) با وزن متوسط پنجاه کیلوگرم، حدود پنج و نیم تا شش لیتر خون دارد و با اهدای 250 سی سی تا 450 سی سی از خون خود، نه تنها سلامتی خود را به مخاطره نمی اندازد،بلکه ضمن کمک به سلامتی خود،نجات بخش زندگی دیگری نیز خواهد شد.

 اهدای خون همچنین می تواند در کشف بیماریهای نهفته در اهدا کنندگان خون کاملاً مؤثر باشد. هر فرد سالم می تواند در هر سال تا چهار بار با فاصله هشت هفته (دو ماه) خون اهدا کند.مهمترین هدف انتقال خون در ایران تأمین خون و فرآورده های سالم آن با بهترین کیفیت استاندارد مطابق با موازین تعیین شده بین المللی برای بیماران و نیازمندان و همچنین ترویج طب انتقال خون است. 

اهداف سازمان انتقال خون به شرح ذیل می باشد:

  1- مشارکت در مراقبت از بیماران

  2- تأمین خون سالم و کافی

  3- بسیج اهدا کنندگان داوطلب

  4- همکاری با بیمارستان ها در حل مشکلات انتقال خون

  5- گسترش شبکه پایگاههای انتقال خون و…  

خدمات سازمان انتقال خون شامل :

 جمع آوری و توزیع خون و فرآورده های آن از طریق مراکز اهدا خون در سراسر کشور است. این سازمان تنها مرکز ارائه دهنده خون و فرآورده های خونی به بیمارستان ها و دیگر مراکز درمانی است. 

انتقال خون چیست؟

 انتقال خون در پزشکی جنبه حیاتی دارد و در موارد خاص توسط پزشک معالج تجویز می گردد.خون به اجزاء متفاوتی قابل تجزیه است که ممکن است به تنهایی یا به طور کامل در شرایط مختلفی به بیماران تزریق گردد. اجزاء خون به طور عمده عبارت اند از:

گلبول های قرمز ( برای کم خونی ها یا خونریزی ها) ،پلاکت ها ( برای بیماری های خونریزی دهنده، هنگامی که شمارش پلاکتی کاهش یافته است) وپلاسما ( که برای تأمین پروتئین های خون به کار می رود). 

فواید اهدای خون چیست؟

 مهمترین فایده اهدای خون، نجات زندگی و کسب رضایت الهی و از فواید دیگر اهدای خون آگاهی از سلامت جسمانی می باشد که از طریق کنترل های زیر انجام می پذیرد:

  1-ضربان قلب

  2- فشار خون

  3- دمای بدن

  4- تشخیص کم خونی و نوع گروه خونی. 

آیا انتقال خون ایمن است؟

 سازمان انتقال خون در ایران کلیه اهداء کنندگان را مورد بررسی قرار می دهد تا ایمنی اهداء کنندگان و دریافت کنندگان تأمین گردد. تمامی خون های اهداء شده ، در آزمایشگاههای سازمان برای اطمینان از سلامت تحت آزمایشات ذیل قرار می گیرد:

  1-HIV ( ایدز)

  2- هپاتیتB

  3- هپاتیتC

  4- سیفلیس

  5- گروه بندی خون

 هنگام اهداء خون ، اهداء کننده باید به سؤالاتی که در مورد وضعیت سلامت وی پرسیده می شود پاسخ دهد. این سؤالات برای تشخیص و بررسی اهداء کنندگان پر خطر طرح شده است.

برخی شرایط اهداء خون:

  1- حداقل سن 17 سال و حداکثر سن 65 سال

  2- حداقل وزن 50 کیلوگرم

  3- فواصل اهداء خون هر 8 هفته یک بار است؛ مشروط بر این که تعداد دفعات اهداء در طول یک سال از 4 بار تجاوز ننماید.

  4- عدم کم خونی که با انجام آزمایش مشخص می شود.

blood donation day 2 روز اهدای خون

در صورت وجود سابقه موارد زیر در فرد اهداء کننده ، حتماً پزشک انتقال خون باید در جریان امر قرار بگیرد:

  1- مصرف برخی داروها

  2- آلرژی های مهم مانند آسم، تب یونجه و …

  3- فشارخون بالا

  4- دیابت

  5- بیماری های قلبی، ریوی، کلیوی و کبدی

  6- سابقه تزریق خون و فرآورده های آن

  7- خالکوبی و حجامت

  8- سابقه اعتیاد به مواد مخدر تزریقی

  9- سابقه صرع یا تشنج

  10- سابقه تماس جنسی مشکوک

  11- سابقه جراحی در شش ماه اخیر

  12- دوران حاملگی و شیردهی 

اهدای اتولوگ چیست؟

 روشی است که در آن بیمار خون خود را اهداء می کند و خون تا زمانی که وی به آن احتیاج دارد در شرایط مناسبی نگهداری می شود. اتولوگ برای بیمارانی که جهت عمل های جراحی اختیاری آماده می شوند، قابل انجام است. در این روش بیمار باید توسط پزشک معاینه شود تا از سلامت خود اطمینان حاصل نماید. بیمارانی که از خون خود استفاده می کنند ایمن ترین خون ممکنه را به خود تزریق می کنند. خطرات احتمالی ( به واسطه اجزاء خون مانند گلبول های سفید، پلاکت ها و پروتئین سرم ) با تزریق خون اتولوگ حذف می شود. 

قبل از اهدای خون ، اهداء کنندگان چه کارهایی باید انجام دهند؟

 اهدای خون تجربه لذت بخشی است ؛ پس باید به خاطر داشته باشید: قبل از اهدای خون یک غذای مناسب بخورید و میزان آب بیشتری نسبت به روزهای گذشته میل کنید. اگر ممکن است از خوردن آسپرین به مدت 48 ساعت قبل از اهدای خون خودداری فرمائید. نام و مقدار داروهای مصرفی خود را به یاد داشته باشید.خوردن دارو از اهدای خون جلوگیری نمی کند ولی علت مصرف آن ممکن است از اهدای خون جلوگیری نماید. 

مراحل اهدای خون:

 اهدای خون یک روند ساده و ایمن است و تقریباً 45 تا60 دقیقه زمان لازم دارد. وسایل مورد استفاده ، یکبار مصرف و استریل هستند . ابتدا فرم ثبت نام توسط بیمار تکمیل می گردد سپس بیمار به چند سؤال در ارتباط با سلامتی خود پاسخ می گوید و معاینه بالینی ساده شامل: اندازه گیری فشارخون، دمای بدن و نبض به علاوه یک نمونه خون برای تشخیص کم خونی از بیمار انجام می شود. اهداء کننده روی تخت دراز کشیده و محل خونریزی توسط ماده آنتی سپتیک ، ضدعفونی می شود. و سپس در عرض 6 تا10 دقیقه خونگیری به عمل می آید. 

مصرف کنندگان اصلی خون و فرآورده های آن در ایران

  1 – بیماران تالاسمی

  2 – بیماران مبتلا به انواع هموفیلی

  3 – بیماران دیالیزی

  4 – بیماران نیازمند به جراحی های بزرگ ( قلب ، کلیه ، مغز استخوان ، و زنان )

  5 – مبتلایان به بیماری های خونریزی دهنده

  6 – نوزادان مبتلا به زردی ناشی از ناسازگاری خون مادر و جنین

  7 – پیوند اعضاء

  8 – سوختگی های شدید

  9 – کم خونی های مزمن

  10 – انواع سرطان ، به خصوص در مرحله شیمی درمانی 

دستورالعمل برای اهداء کنندگان بعد از اهدای خون :

  1 – چند ساعت بعد از اهدای خون میزان مایعات بیشتری نسبت به قبل بنوشید. ( بدون الکل )

  2 – بعد از اهدای خون غذای سالمی میل کنید.

  3 – برای نیم الی یک ساعت بعد از اهدای خون سیگار نکشید.

  4 – اگر در محل اهدای خون خود ( بازو) خونریزی وجود دارد دست خود را 3 تا 5 دقیقه بالا بگیرید و فشار دهید.

  5 – اگر حالت غش یا گیجی دارید به صورتی بنشینید که سر شما بین زانوهایتان قرار گیرید. و یا به نحوی دراز بکشید که سر شما پایین تر از بدنتان قرار بگیرد.

  6 – فعالیت های معمول خود را می توانید بعد از نیم ساعت از سر بگیرید. در هر حال از هرگونه فعالیت شدید در ادامه روز خودداری کنید.

  7 – اگر بعد از اهدای خون حال خوبی نداشتید ، می توانید با مرکز انتقال خون محل خود تماس بگیرید و با پزشک یا پرستار حاضر در مرکز مشاوره کنید.

  8 – اگر خونمردگی یا خونریزی در زیر پوست مشاهده شد ، در 24 ساعت اول بعد از اهداء ، از کمپرس سرد برای محل مذکور استفاده کنید. بعد از 24 ساعت اول ، استفاده از کمپرس گرم در رفع علائم کمک می کند.

+ سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید




طبقه بندی: بصیرت، وتعاون علی البر والتقوی،
برچسب ها: روزاهدای خون زنگی دوباره،

تاریخ : دوشنبه 9 مرداد 1396 | 01:27 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات


نام: احمدنتیجه تصویری برای تصاویزمتحرک شاه چراغ

لقب: شاهچراغ، سید‌السادات

کنیه: ابوعبدالله

پدر: امام موسی کاظم علیه السلام

مادر: امّ احمد

تاریخ ولادت: نامشخص

تاریخ شهادت: بین سال‌های 203 تا 218 هجری قمری

قاتل: قتلغ خان(حاکم شیراز) به فرمان مأمون عباسی

محل دفن: شیراز

ولادت

تاریخ دقیق تولد حضرت احمد بن موسی شاه چراغ سلام الله علیه مشخص نیست. اخیراً در شورای فرهنگ عمومی استان فارس نامگذاری یک روز به نام بزرگداشت آن حضرت مطرح شد و متولیان امر تصمیم گرفتند که روز تولد آن حضرت را به عنوان مراسم بزرگداشت انتخاب کنند. لذا برای مشخص شدن روز دقیق تولد، مورخان و محققان تحقیقات خود را آغاز کردند. اما پس از بررسی های به عمل آمده کارشناسان به این نتیجه رسیدند که روز تولد حضرت شاه چراغ بدرستی مشخص نیست و در این خصوص نقلهای متفاوتی وجود دارد. از این رو تصمیم بر این شد که در دهه کرامت یعنی حدفاصل تولد حضرت معصومه سلام الله علیها و امام رضا علیه السلام یک روز به عنوان روز بزرگداشت حضرت احمد بن موسی «شاه چراغ» تعیین شود.

پدر و مادر

حضرت سید امیر احمد(ع) ملقب به شاه چراغ و سیدالسادات، فرزند بزرگوار امام موسی کاظم علیه السلام است.

مادر وی، مشهور به «ام احمد»، مادر بعضی از فرزندان حضرت موسی بن جعفر(ع) بوده است.

ایشان داناترین، پرهیزگارترین و گرامی ترین زنان در نزد آن حضرت بودند و حضرت اسرار خود را به وی می گفتند و امانتشان را نزد وی به ودیعه می گذاشتند.

بیعت با علی بن موسی الرضا علیه السلام

 چون خبر شهادت حضرت موسی کاظم علیه السلام امام هفتم شیعیان در مدینه شایع شد، مردم به در خانه ام احمد، مادر حضرت شاه چراغ «احمد بن موسی» گرد آمده و حضرت سید میر احمد را با خود به مسجد بردند، زیرا از جلالت قدر و شخصیت بارز و اطلاع بر عبادات و طاعات و نشر شرایع و احکام و ظهور کرامات و بروز خوارق عادات که در آن جناب سراغ داشتند، گمان کردند که پس از وفات پدرش امام موسی بن جعفر علیه السلام امام بحق و خلیفه آن حضرت فرزندش «احمد» است.

به همیت جهت در امر امامت با حضرتش بیعت کردند و او نیز از مردم مدینه بیعت بگرفت، سپس بر منبر بالا رفت، خطبه ای در کمال فصاحت و بلاغت انشاء و قرائت فرمود، آنگاه تمامی حاضرین را مخاطب ساخته و خواست که غائبین را نیز آگاه سازند و فرمود: همچنان که اکنون تمامی شما در بیعت من هستید، من خود در بیعت برادرم علی بن موسی علیه السلام می باشم، بدانید بعد از پدرم برادرم «علی» امام و خلیفه ی بحق و ولی خداست. و از جانب خدا و رسول صلی الله علیه و آله و سلم او، بر من و شما فرض و واجب است که امر آن بزرگوار را اطاعت کنیم و به هر چه امر فرماید گردن نهیم.

پس از آن شمه ای از فضایل و جلالت قدر برادرش علی علیه السلام را بیان فرمود، تا آنجا که همه حاضران گفته های آن بزرگوار را اطاعت کردند، ابتدا او بیعت را از مردم برداشت، سپس گروه حاضران در خدمت احمد به در خانه حضرت امام علی بن موسی علیه السلام آمده همگی با آن جناب بر امامت و وصایت و جانشینی امام موسی بن جعفر علیه السلام بیعت نمودند. و حضرت امام رضا علیه السلام درباره برادرش احمد دعا کرد و فرمود: همچنان که حق را پنهان و ضایع نگذاشتی، خداوند در دنیا و آخرت تو را ضایع نگذارد.

سفر به ایران

 شیعیان و محبان اهل بیت علیهم السلام، پس از حضور با برکت امام هشتم علیه السلام در خراسان برای زیارت چهره تابناک امامت و ولایت از نقاط مختلف، به سوی ایران حرکت می کنند. حضرت احمد بن موسی(ع) نیز در همین سال ها(198-203 ه. ق) با جناب سید امیر محمد عابد و سید علاءالدین حسین(برادران ایشان) و جمع زیادی از برادرزادگان و محبان اهل بیت علیهم السلام، به قصد زیارت حضرت رضا علیه السلام از مدینه حرکت می نمایند تا از طریق شیراز به طوس عزیمت کنند. در بین راه نیز عده کثیری از شیعیان به آنان ملحق می شوند. خبر حرکت چنین قافله بزرگی مأمون خلیفه عباسی را به وحشت انداخت.

سفر به شیراز

 در زمانی که حضرت امام علی بن موسی(ع) با ولایتعهدی تحمیلی در «طوس خراسان» بودند، حضرت احمد بن موسی(س) به اتفاق جناب سید محمد عابد و جناب سید علاءالدین حسین برادران خود و جمعی دیگر از برادرزادگان و اقارب و دوستان، به قصد زیارت آن حضرت از حجاز به سمت خراسان حرکت نمود. در بین راه نیز جمع کثیری از شیعیان و علاقه مندان به خاندان رسالت، به سادات معظم ملحق و به اتفاق حرکت نمودند تا جایی که می نویسند: به نزدیک شیراز که رسیدند، تقریباً یک قافله پانزده هزار نفری از زنان و مردان تشکیل شده بود. 

خبر حرکت این کاروان را به خلیفه وقت(مأمون) دادند. وی ترسید که اگر چنین جمعیتی از بنی هاشم و دوستداران و فدائیان آن ها به طوس برسند، اسباب تزلزل مقام خلافت گردد. لذا امریّه ای صادر نمود به تمام حکام بلاد که در هر کجا قافله بنی هاشم رسیدند، مانع از حرکت شوید و آن ها را به سمت مدینه برگردانید. به هرکجا این حکم رسید قافله حرکت کرده بود مگر شیراز.

 حاکم شیراز مردی به نام «قتلغ خان» بود. وی با چهل هزار لشکر جرّار، در «خان زنیان» در هشت فرسخی شیراز اردو زد و همین که قافله بنی هاشم رسیدند، پیغام داد که حسب الامر خلیفه، آقایان از همین جا باید برگردید. حضرت سید احمد(س) فرمود: «ما قصدی از این مسافرت نداریم، جز دیدار برادر بزرگوارمان». اما لشکر قتلغ خان راه را بستند و جنگ شدید خونینی شروع شد اما لشکر در اثر فشار و شجاعت بنی هاشم پراکنده شدند. 

لشکر شکست خورده، تدبیری اندیشیدند. بالای بلندی ها فریاد زدند: «الان خبر رسید که ولیعهد(امام هشتم علیه السلام) وفات کرد»! این خبر مانند برق، ارکان وجود مردمان سست ‎عنصر را تکان داده، از اطراف امام زادگان متفرق شدند. جناب سید احمد(س) شبانه با برادران و اقارب از بیراهه به شیراز رهسپار گردیدند و با لباس مبدّل پراکنده شدند.

شهادت

حضرت احمد بن موسی(س) برای امان از گزند حکومت، به همراه برادر خود مخفیانه به شیراز رهسپار شد. سید احمد در شهر شیراز در منزل یکی از شیعیان در منطقه «سردزک» که مرقد ایشان در این منطقه واقع است، سکنی گزید و در خانه این شخص مخفی گشت و شب و روز را به عبادت می گذرانید. 

«قتلغ خان» که جاسوسانی را برای شناسایی و دستگیر نمودن سادات که از مناطق خود فرار نموده بودند قرار داده بود، مکان ایشان را بعد از یک سال یافت و او و همراهانش را محاصره نمودند و نبردی بین آنها و مأموران حکومت در گرفت و سید احمد با شهامت و شجاعت هاشمی خود به دفاع از خود و همراهان خود پرداخت. 

هنگامی که «قتلغ» دانست که از طریق ستیز مسلحانه، قدرت از میان بردن آنان را ندارد؛ از طریق خانه همسایه او شدند و از طریق شکافی که در خانه همسایه درست کردند وارد خانه ای که سید أحمد در آن پناه برده بود، شدند و زمانی که او برای استراحت و تجدید قوا، پس از نبردی طولانی به خانه رفته بود، هنگام خروج، با شمشیری بر سر او ضربه ای وارد کردند. سپس به دستور «قتلغ خان» خانه را بر روی آن بدن شریف خراب کردند و زیر آوار باقی گذاردند. 

با توجه به تبلیغ گسترده حکومت و مأموران بر علیه تشیع و اهل بیت(ع) تعداد زیادی از مردم که از مخالفین تشیع بودند، حرمت بدن شریف نوه پیامبر را نگاه نداشتند و آن را در زیر آوار نگاه داشته و به خاک نسپردند.

نتیجه تصویری برای تصاویرمتحرک دهه کرامت
نتیجه تصویری برای دهه کرامت  


نتیجه تصویری برای تصاویزمتحرک شاه چراغ


چرا به احمد بن موسی(ع)، شاهچراغ می‌گویند؟

خبرگزاری فارس: چرا به احمد بن موسی(ع)، شاهچراغ می‌گویند؟

خبرگزاری فارس: شاید برای شما هم این سوال پیش بیاید که چرا به امامزاده احمدبن موسی(ع) شاهچراغ می‌گویند؟

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس به نقل از افکار نیوز، به دلیل نامشخص بودن روز ولادت حضرت احمد بن موسی(ع)، شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 1388 روز ششم ذیقعده یعنی پنجمین روز از دهه کرامت را به نام روز بزرگداشت احمد بن موسی شاهچراغ جهت ثبت در تقویم مناسبت‌های ملی- اسلامی کشور تصویب کرد.

حضرت سید امیر احمد(ع) ملقب به شاهچراغ و سیدالسادات الاعاظم، فرزند بزرگوار امام موسی کاظم (علیه السلام) است؛ پسران امام هفتم (علیه السلام) بنا به مشهور 19 نفر هستند؛ حضرت احمد بن موسی(ع) و محمد بن موسی(ع) از یک مادر که (ام احمد) خوانده می‌شد متولد شدند؛ آرامگاه ایشان اکنون در شهر شیراز، میعادگاه عاشقان است.

شاید برای شما هم این سؤال پیش بیاید که چرا به امامزاده احمد بن موسی(ع)، شاهچراغ می‌گویند؟ روایتی در این باره که در کتابی تاریخی نقل شده است را در اینجا نقل می‌کنیم.

«تا زمان امیر عضدالدوله دیلمی کسی از مدفن حضرت احمد ابن موسی (ع) اطلاعی نداشت و آنچه روی قبر را پوشانده بود تل گلی بیش به نظر نمی‌رسید که در اطراف آن، خانه‌های متعدد ساخته و مسکن اهالی بود.

از جمله پیرزنی در پایین آن تل، خانه‌ای گلی داشت و در هر شب جمعه، ثلث آخر شب، می‌دید چراغی در نهایت روشنایی در بالای تل خاک می‌درخشد و تا طلوع صبح روشن است؛ چند شب جمعه مراقب بود، روشنایی چراغ به همین کیفیت ادامه داشت؛ با خود اندیشید شاید در این مکان، مقبره یکی از امامزادگان یا اولیاء الله باشد، بهتر آن است که امیر عضدالدوله را بر این امر آگاه کنم؛ هنگام روز، پیرزن به همین قصد به سرای امیر عضدالدوله دیلمی رفت و کیفیت آنچه را دیده بود به عرض رسانید.

امیر و حاضرین از بیانش در تعجب شدند، درباریان که این موضوع را باور نکرده بودند، هر کدام به سلیقه خود چیزی بیان کردند؛ اما امیر که مردی روشن ضمیر بود و باطنی پاک و خالی از غرض داشت فرمود: اولین شب جمعه شخصاً به خانه پیرزن می‌روم تا از موضوع آگاه شوم.

چون شب جمعه فرا رسید، شاه به خانه پیرزن آمده و دور از خدم و حشم، آنجا خوابید و پیرزن را فرمود هر وقت چراغ روشن شد، مرا بیدار کن؛ چون ثلث آخر شب شد پیرزن بر حسب معمول روشنایی پرنوری قوی‌تر از دیگر شب‌های جمعه مشاهده کرد و از شدت شعفی که به وی دست داده بود، بر بالین امیر عضدالدوله آمده و بی‌اختیار 3 مرتبه فریاد زد: « شاه! چراغ» و از آن به بعد به شاه چراغ، معروف شد.»






طبقه بندی: مراسمات، بصیرت، مذهبی،
برچسب ها: روزبزرگداشت شاه چراغ،

تاریخ : یکشنبه 8 مرداد 1396 | 04:43 ق.ظ | نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات | نظرات

تعداد کل صفحات : 45 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • تیم بلاگ | زیبا مد | سبزک